مسافرت و حمل و نقل
مسافرت و حمل و نقل
هواپيما را ميتوان از دفترهاي فروش مستقيم يا از آژانسهاي خصوصي كه در سطح تهران و شهرهاي بزرگ به صورت شبكه وسيعي فعاليت دارند ، تهيه كرد
خطوط دريايي و كشتيراني والفجر 8 ، گروه كشتيهاي ايران هرمز در خليج فارسي و كشتي ميرزاكوچك خان در درياي مازندران در جابجايي مسافر بين ايران و ساير كشورها فعاليت دارند
بهترين راه مسافرت از خارج به ايران راه هوايي و استفاده از هواپيما است . شركتهاي بزرگ هواپيمايي جهان به ويژه ايران اير، همه روزه بين تهران و شهرهاي بزرگ جهان پرواز دارند . تقريبا تمامي شركتهاي هواپيمايي جهان در تهران ، دفتر نمايندگي مستقل دارند
از كشورهاي تركيه ، عراق ، تركمنستان ، آذربايجان ، ارمنستان ، پاكستان و افغانستان از طريق راههاي زميني نيز ميتوان به ايران سفر كرد . راه اصلي زميني كه ايران را با كشورهاي همسايه ارتباط ميدهند عبارتند از :
راه ايران – تركيه ، در مرز بازگان در شمال غربي ايران ؛ راه زميني زاهدان – ميرجاوه در مرز ايران و پاكستان و راه تايباد – هرات در مرز افغانستان ؛راههاي زميني آستارا – جلفا با جمهوري آذربايجان و راه زميني قصر شيرين – خسروي به عراق
علاوه بر اين ،ايران از طريق راههاي دريايي و بندرهاي واقع در كرانههاي درياي مازندران باكشورهاي روسيه ، آسياي مركزي و منطقه قفقاز و از طريق بندرهاي خليج فارسي و درياي عمان با كشورهاي كويت ، بحرين ، امارات متحده عربي و عمان ارتباط دارد و از طريق اقيانوس هند به آبهاي آزاد و ديگر بنادر جهان راه مييابد
راههاي ارتباطي ميان شهرهاي بزرگ و راههاي اصلي كشور آسفالت هستند و از كيفيت مطلوب و مناسبي برخوردارند . رانندگي در ايران از سمت راست و براساس مقررات بينالمللي انجام ميگيرد . بسياري از جادههاي ايران ، جادههاي كوهستانياند و از اين جهت چشماندازهاي بسيار جالبي نسبت به اطراف دارند درغالب راههاي ايران علائم راهنمايي و رانندگي نصب شده است ؛ راهداريها پيوسته به مراقبت از راهها اشتغال دارند و پليس ويژهاي به نام پليس راه بر اجراي دقيق مقررات راهنمايي و رانندگي در جادههاي كشور نظارت دارد
مركز استانها و شهرهاي بزرگ ، با شبكهاي از راههاي اصلي و فرعي ، به واحدهاي كوچك شهري و روستايي مربوط ميشوند . راههاي اصلي ترانزيتي جهت شمال غربي – جنوب شرقي يا شمالي – جنوبي دارند و مرز ايران و تركيه را به مرز ايران و پاكستان يا مرز ايران با كشورهاي شمالي را به داخل كشور مربوط ميسازند . نقشه كامل يا اطلس راههاي ايران را ميتوان از مراكز سازمان ايرانگردي و جهانگردي ياكتابفروشيها وروزنامهفروشيها تهيه كرد
در برخي از راههاي ايران به دليل كوهستاني بودن ، نميتوان با سرعت زياد رانندگي كرد؛ با وجود اين ، بيشتر جادههاي ايران از ايمني نسبي برخوردارند . با وجود جايگاههاي فروش بنزين در فاصلههاي مناسب ، به حمل بنزين اضافي نيازي نيست . هزينه سوخت وسايل نقليه در ايران كمي از هزينه سفر را تشكيل ميدهد و در مقايسه با كشورهاي ديگر به مراتب ارزانتر است . تجربه مسافرت زميني درايران به دليل ديدارهاي فراموش نشدني است
به دليل ارزاني گازوئيل ،هزينه مسافرت با اتوبوس بسيار ارزان است . علاوه بر اين ، شركتهاي اتوبوسراني ايران با درجهبنديهاي مختلف ، امكانات متنوعي از نظر قيمت و راحتي سفر ارائه ميكنند هزينه مسافرت با اتوبوس از 30 تا 50 ريال براي هر كيلومتر بيشتر نيست . به جز وسايل نقليه شخصي و اتوبوس ، با سواريهاي كرايه نيز ميتوان در ايران مسافرت كرد . اين سواريها كه دفتر آنها در ترمينال مسافربري قرار دارد ، سرويسهاي منظم و راحت به بيشتر شهرهاي ايران دارند و ميتوان آنها را به طور دربستي نيز كرايه كرد . البته در شهرها نيز آژانسهاي مسافرتي وجود دارند كه اتومبيل براي داخل يا خارج شهر كرايه ميدهند. سرويسهاي قطار در ايران همانند تمامي كشورهاي جهان برنامه حركت معيني دارند كه اطلاعات مربوط به آن را ميتوان از ايستگاههاي راهآهن به دست آورد . شهرهاي بزرگ ايران مانند تبريز ، مشهد ، گرگان ، اصفهان ، كرمان ،يزد ، اهواز و خرمشهر از طريق راه آهن قابل دسترسي هستند بهاي بليط قطار با توجه به درجهبندي كوپهها ، مسافت و نوع قطار متفاوت است
هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (ايران اير) و شركت هواپيمايي آسمان و ساير شركتها از جمله ؛ ساها، كاسپين ، ماهان ،ايران ايرتور ، كيش ايرو بن اير به تمام شهرهاي بزرگ و حتي برخي شهرهاي متوسط و كوچك دورافتاده كشور نيز پروازهاي منظم دارند . توسعه فرودگاههاي كشور در سالهاي گذشته ،امكان ارتباط هوايي بين شهري را در سطحي مطلوب و وسيع فراهم كرده است . بهاي بليط پروازهاي داخلي نيز در مقايسه با كشورهاي ديگر نسبتاً ارزان است . سرويس و خدمات جنبي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران در پروازهاي داخلي نيز براساس استانداردهاي بينالمللي انجام ميگيرد.
صنعت توريسم یا هنر توریسم
تور Tour (فرانسه) به معني چرخ، گردونه، دوران، دورگردي، گردش و سياحت است. (فرهنگ عميد)
Tour (فرانسه) را دورة مأموريت ـ گردش نيز معني كردهاند.
Tourism گردشگري
Tourist گردشگر
Tour nament دورة گردش مسابقات
در تمام معاني فوقالذكر مفهوم گردش لحاظ شده است صرفنظر از مفهوم عاميانة گردش به معني تفريح و گلگشت، در واقع مفهوم Tourism يعني گردشگري مانند چرخ دوار يعني حركتي كه از يك نقطه آغاز و در همان نقطه به پايان رسد. حركت چرخشي حول يك محور و بازگشت به نقطه شروع. اين مفهوم كه در چرخ صادق است، در سياحت نيز صادق است، يعني سياح يا جهانگرد يا گردشگر، در اكثر مواقع حركتي را از نقطهاي آغاز و پس از مدتي به محل نخست باز ميگردد. اما آنچه جالب است تشابهات هجايي و لغوي است كه البته اينگونه شباهتها در ادبيات جهان بسيار زياد است.
ريشه بسياري از لغات با يكديگر داراي شباهتهاي قابل توجهي هستند. مثلاً واژه ديوار كه در برخي ادبيات عاميانه (ديفال) نيز تلفظ شده، شباهت زياد به معادل انگليسي آن Thewall دارد.
از آن جمله است Tour ـ در ادبيات فارسي واژهاي به همين معني و با همين هجا و آوا وجود دارد، كه طور تلفظ ميشود (به فتح ط)
به معني پيرامون سراي و يا طوران(به فتح ط) به معني پيرامون چيزي گرديدن، گرد بر چيزي گشتن (دهخدا)
اين لغت براثر استفاده متمادي دَور و دَوران نيز تلفظ ميشود و در ادبيات امروزي دور (به ضم دال) و دوران(به فتح دال) معني گشتن و چرخيدن ميدهد. با قدري توجه تشابه آوايي فيمابين دور و Tour در فرانسه قابل درك است.
اينكه Tour از دَور گرفته شده يا بلعكس، فاقد اهميت است. مهم ميزان تأثيرگذاري ادبيات ملل بر يكديگر است ك در فرصتي مناسب به آن ميپردازيم.
بحث فوق به منظور اشاره به ميزان تشابه فرهنگي ملل و مفاهيم مشترك بين ملتها بيان گرديد.
در زبان لاتين با مصدرسازي و تغييرات در آن دامنه لغات گستردگي قابل توجهي پيدا ميكنند كه اين بحث در مقوله زبانشناسي قابل پيگيري است.چو اما صنعت توريسم. پس از تجزيه لغوي توريسم، بايد به جزء ديگر اين كلمه تركيبي يعني صنعت پرداخت:
صنعت در لغت از ريشه صنع به معني ساختن چيزي، كار و پيشه كردن، كاركردن و آفريدن است.
صنعت به معني پيشه و هنر، حيلهگري، ظاهرسازي و جملهپردازي است.
به راستي برگزيدن پيشوند صنعت براي گردشگري حاوي چه مفهومي است؟ و چگونه ميتوان عمل گردش و سياحت را صنعت به حساب آورد؟ گردشگري در تاريخ بشر سابقه چند هزار ساله دارد، البته مفهوم گردشگري با مفهوم مهاجرت كاملاً متفاوت است چون همانگونه كه از نام آن برميآيد گردش برگشت به نقطة شروع را در معني خود مستتر دارد. در اسناد مكتوب و بجامانده در تاريخ جايگاه گردشگري مشخص است. انبوه سفرنامهها، سياحتنامهها كه از قرون گذشته بجا مانده است بيانگر اهميت جهانگردي در فرهنگ بشر است.
جهانگردان دوران گذشته قالباً به دو دسته تقسيم ميشدهاند جهانگردان انفرادي كه به منظور كشف مجهولات، كسب تجربه و ارضاي كنجكاوي خود با سرمايه شخصي و همت خود جهان را درمينورديدند و برخي از جهانگردان در استخدام حكومتها بودهاند و با پشتيباني مالي و برنامهاي مشخص اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي به گردشگري مشغول ميشدهاند.
كشف سرزمينهاي جديد، تبادل آداب و رسوم و فرهنگ ، توسعه علوم و توسعه تجارت تنها بخشي از فوايد گردشگري است.
امروزه شايد بتوان توريسم را به دستههاي مختلفي تقسيم كرد. توريسم فرهنگي، سياسي، تجاري، تفريحي،علمي و ... و اين يعني ساماندهي يك گردش با برنامه.
در تفكر ديني اسلام براي جهانگردي كاركردي خاص مورد توجه قرار گرفته است. در قرآن حداقل 6 بار جهانگردي توصيه شده اما با هدف مشخص عبرتآموزي و آموزشي.
فسيروا فيالارض فانظرو كيف كان عاقبهالمكذبين (آل عمران 137)
در آيات ديگر نيز سفارش شده است كه در زمين بگرديد و ببينيد كه عاقبت مشركين، مجرمين، دروغگويان و تكذيبكنندگان خداوند چگونه بوده است. (الانعام 11 ـ النحل 36 ـ النحل 69 ـ عنكبوت 20 و الروم)
اين سفارش توسط بسياري از سيّاحان مورد توجه قرار گرفته و حاصل جهانگردي آنان به صورت سفرنامه چراغ راه مردم گرديده است. بسياري از دستاوردهاي رشتة مردمشناسي امروزه مديون اين سفرنامههاست. بسياري از مطالعات تاريخي و حتي مكاشفات باستانشناسي ريشه در اطلاعات برخي از سفرنامهها دارد.
متون بجامانده از جهانگردان بسيار كاربردي و دقيق ثبت شده است و امروزه بعنوان يك گنجينه با ارزش تمدن بشري است.
جهانگردي در دوران گذشته يك عمل خاص محسوب ميشده و افرادي خاص كه از لحاظ اجتماعي و اقتصادي در شرايط مناسب بودند توان جهانگردي را داشتند كه اين افراد اكثراً مشاهدهگران قدرتمندي بودند و وقايع و شرايط را به دقت ثبت ميكردند.
امروزه بخش عمدهاي از جهانگردي مشتمل بر سفرهاي تفريحي مردم عادي است كه به منظور استفاده از امكانات و مواهب مناطق مختلف جهان و كسب لذت، هزينههاي گردشگري را متقبل ميشوند. البته هنوز تعداد قابل توجهي توريست حرفهاي و اهل مطالعه و بررسي و علاقهمند به توسعه دامنه اطلاعات وجود دارد كه سفرهاي توريستي خاصي را پيگيري ميكنند.
توريسم امروزه به يك ركن تجارت بدل شده است و درآمد سرشاري براي كشورهايي كه جاذبه توريستي دارند به همراه دارد. امروزه كشورهاي مختلف دنيا با بهرهگيري از مواهب طبيعي، آثار باستاني، تمدن كهن يا حتي تكنولوژي جديد، شهركهاي توريستي و امكانات تفريحي قطب توريسم شده و هر ساله از چهار گوشه جهان افرادي را به خود فرا ميخوانند تا با فروش كالا و خدمات سيل درآمد را به كشورشان جاري كنند. كشورهايي مانند چين، هند، تركيه، ايتاليا و ... امروزه به شدت در اين تجارت كه خود آنرا صنعت مينامند، سرمايهگذاري ميكنند.
كشور ما نيز داراي جاذبههاي فوقالعاده توريستي است. جاذبههاي باستاني مانند تخت جمشيد، بيستون، شهرهايي مانند اصفهان، شيراز، شهر سوخته كاشان و جاذبههاي طبيعي مانند شمال كشور و حتي كويرهاي بكرو زيباي مركزي از جاذبههاي توريستي كشور محسوب ميشوند.
با اينهمه امروز جايگاه كشور ما در توريسم جايگاه درخور شأن و تمدن و قدمت آن نيست. آسيبشناسي اين پديده موضوع اين نوشتار نيست و نياز به بررسي و مطالعه دقيق و عميقي دارد. اينقدر ميتوان گفت كه به قول معروف توريست مانند آهو است و دشتي آرام را براي گلگشت انتخاب ميكند. هرگونه ناامني و سختي آهو را فراري ميدهد. محدوديتهاي ناشي از اختلافات فرهنگي، ناامني منطقه خليج فارس (جنگهاي منطقهاي) و عدم وجود امكانات در حد استانداردهاي بينالمللي، برخي از عوامل عدم استقبال توريست از كشورمان است.
اما در اين ميان عدم وجود ساختاري منسجم و متولي مشخص، عدم رسيدگي به مراكز جذب توريست، عدم وجود كادر مجرب و متخصص در پايگاههاي هدف مانند مراكز باستاني و تاريخي، عدم ارائه سرويس مناسب به بازديدكنندگان، عدم امكان تعامل و ايجاد ارتباط با توريست، بدليل تفاوتهاي فرهنگي و زباني و از همه مهمتر عدم وجود درك صحيح از اهميت اين پديده در كشور برخي از تنگناهاي موجود فراروي توريسم در ايران است كه هريك از اين عوامل نياز به بررسي و پاتولوژي دقيق دارد و اين درصورتي ممكن است كه مسئولين امر در مرحلة نخست نقش و اهميت پژوهشهاي اجتماعي را درك كنند. براي اين مهم سرمايهگذاري نمايند تا بتوانيم عليرغم محدوديتهاي خاص موجود از ظرفيتهاي موجود حداكثر بهرهوري را براي كشورمان حاصل نماييم.
از اين رو معتقدم كه توريسم به هيچ عنوان صنعت محسوب نميشود و به دليل لزوم ايجاد ارتباط با انسانها و فرهنگهاي مختلف و ساماندهي يك تعامل چندجانبه با جهان زنده پيرامون در واقع توريسم يك هنر است و نگاه به آن بايد در قالب توسعة يك هنر انساني باشد.
توریست خوشگذران ،حامل زباله های فرهنگی
در جلسه این هفته فصل نو حضور داشتم صحبت از این بود که موضوع نشریه این هفته درباره موضوع توریسم و گردشگری است. هریک از دوستان نظراتی ارائه میکرد و طبق معمول متوجه شدم که با نظر اکثریت توافق ندارم و مطالبی را عنوان کردم و قرار بر این شد که این مطالب را در مقاله ای به نشریه ارائه کنم اما چون بحث توریسم نه موضوع مورد علاقه من و نه در تخصص من می باشد این نوشتار یک مقاله علمی و مبتنی بر نظرات علمی و تخصصی نیست بلکه مطالبی است از جنس بحث هایی که در گوشه وکنار مانند مهمانی ها و تاکسی ها صورت می گیرد و هیچ وقت هم به نتیجه نمیرسد.
بارها در حین بحث و گفتگو با دیگران در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به این نکته اشاره کرده ام که بحث از این موضوعات رو بنایی بدون رجوع به مبناهای فکری کار هوده بخشی نیست. به طور مثال 3 نفر را فرض کنید که مشغول بحث سیاسی هستند یکی از دموکراسی غربی حرف میزند دیگری از نظام سلطنتی و شخص سوم از مدل جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه دفاع میکند هر سه این افراد در مبنای فکری خود درست حرف میزنند و اختلاف آنها ریشه در مبنای فکری آنها دارد. حال برای اینکه این بحث دقیق تر و مفید تر باشد هریک از آنها باید دیدگاههای کلی تر خود راجع به هستی و معرفت را تبیین کند و روشن کند چه برداشتی از هستی دارد و چه نوع دستگاه معرفتی را پذیرفته که در نتیجه آن مثلا نظام سلطنت را کارامد تر میداند.
باید ابتدا روشن کنیم که آیا زندگی انسانی را موقتی می دانیم یا ابدی. در درجه بعد باید مشخص کنیم که انسان را چه جور موجودی میشناسیم و چه برنامه و قانونی برای انسان داریم و منشا این برنامه را کجا میدانیم. خیر و سعادت انسان در چیست؟ دین چیست؟ عقل چه جایگاهی دارد؟ و سوالاتی از این قبیل.
البته در اینجا مجالی برای این بحثها نیست و امیدوارم اگر با محتوای این نوشته مخالف هستید متوجه باشید که اختلاف ما بر سر پوشش و آزادی توریست نیست بلکه اختلاف دیدگاه ما به موضوعات اساسی تری بر میگردد.
در مورد توریسم 2 سوال بسیار مهم وجود دارد:
1- اصولا و به طور عام توریست برای چه می آید؟
2- به طور خاص دلیل آمدن و یا نیامدن توریست به کشور ما چیست؟ ( کشوری که از لحاظ طبیعی و باستانی دارای رتبه ای یک رقمی در جهان است)
اینکه توریست برای چه می آید سوالی است دو وجهی. یعنی هم باید ببینیم که انگیزه شخصی توریست از سفر چیست و هم باید بدانیم ما به عنوان کشور ایران از توریست چه میخواهیم. جواب به این سوال که شخص توریست به دنبال چیست کار ساده ای نیست ولی به طور کلی میتوان توافق کرد که توریست به دنبال کسب تجربیات جدید است توریست میخواهد حواس پنجگانه اش احساسات تازه ای را از دنیا تجربه کنند. میخواهد مناظر جدیدی ببیند صداهای جدیدی بشنود بوهای تازه ای را به مشام برساند و مزه های دیگری را بچشد.
3- در مورد سوال بعدی ( اینکه ما از توریست چه میخواهیم) به نظر میرسد نگاه ما به توریست فقط یک نگاه اقتصادی صرف است. توریست میخواهیم چون با خود پول می آورد. در واقع ما عاشق توریست نیستیم بلکه عاشق بند کیف او هستیم. از این دید گاه اقتصادی صرف نتیجه می گیریم که ما باید مواظب باشیم تا به هیچ وجه ایرانیان توریست نشوند چون پولهایشان را با خود به کشور های دیگر میبرند و از میزان نقدینگی داخلی می کاهند. در نتیجه کشور هایی سود برده اند که توریست پذیر باشند نه توریست فرست. درست مانند دو مغازه دار که همواره با هم در حال رقابت هستند تا مشتری بیچاره را شکار کنند و جیبش را خالی کنند این دو مغازه دار از اجناس خود تعریف می کنند و بر ضد مغازه بغلی تبلیغات منفی می کنند و این دقیقا همان بلایی است که بر سر ما آمده. کشور های ثروتمند و قدرتمند و صاحب رسانه که زر و زور و تزویر را در اختیار خود دارند بر ضد ما تبلیغ می کنند تا مردم جهان پولهایشان را به ایران نیاورند و همچنین مردم جهان نباید با فرهنگ اسلامی و انقلابی و خدا محورانه حاکم در ایران آشنا شوند. مردم جهان نباید جنایات امریکا و اسرائیل را در تلویزیون ایران مشاهده کنند. مردم جهان نباید حرف هایی بر ضد مستکبران و زور گویان بشنوند و مردم جهان نباید با اسلام آشنا شوند. اصولا توریست ها علاقمند به مشاهده تفاوتهای فرهنگی هستند و دنبال مسائل جدید هستند. ما نباید برای خوشامد آنها دست از آرمانهای خود بر داریم وبرایشان مشروب و استخر مختلط فراهم کنیم و بگوییم عیبی ندارد توریست باید راحت باشد!!! این دقیقا مثل این است که بگوییم توریست ایتالیایی به این دلیل نمی اید که اینجا اسپاگتی پیدا نمیشود!!! اتفاقا توریست می آید تا کوفته و کله پاچه بخورد می آید تا شاهد یک کشور آرمانگرا و خدا پرست باشد. حجاب زنان ایرانی برای توریست بسیار جذاب است. او میتواند یک هفته برهنه نبودن را در ایران تجربه کند او میتواند یک هفته مست نشدن را تجربه کند و به طور خلاصه یک هفته ایرانی زندگی کند.
توریستی که به دنبال خوشگذرانی و شهوترانی و میخوارگی است لزومی ندارد اینهمه رنج سفر و خطرات را تحمل کند و اینقدر هزینه کند تا به ایران بیاید که شاهد زنان با حجاب باشد و در هتل آب معدنی بخورد!!!!!
توریست محترمی که به این دلیل می آید می تواند در کشور خود از این مواهب الهی!!! بیشتر بهره مند شود. اصولا آدم خوشگذران چرا باید رنج و خطر سفر را تحمل کند؟ بسیاری از گردشگران خارجی برای کویر نوردی به ایران می آیند پس چرا باید اینطور بیندیشیم که توریستها همه به دنبال عیاشی هستند؟ در ضمن توریستهایی که برای عیاشی و خوشگذرانی سفر میکنند به هیچ وجه عامل تبادل فرهنگی نیستند آنها با خود فرهنگ علم و کار و پیشرفت نمی آورند بلکه آنها حامل زباله های فرهنگی خود هستند. آنها مانند کسی هستند که غذایشان را جای دیگری خورده اند و آروغش را برای ما میزنند.
در واقع نیامدن چنین توریستی هم به نفع خود اوست و هم به نفع ما. به نفع اوست چون متحمل رنج و خطر و هزینه و اتلاف وقت نمیشود و هم به نفع ماست که همواره سعی میکنیم علیرغم تبلیغات وجذابیت های دنیاپرستی و لذت گرایی و شهوترانی الگویی از انسانیت را ارائه کنیم و انسان را متوجه عالم والا نماییم. من با این موضوع به هیچ وجه موافق نیستم که توریست نمی آید چون آزادی ندارد. توریست میتواند به ایران بیاید و با نوع جدیدی از آزادی آشنا شود که همان آزادی معنوی است. آزادی معنوی بالاترین درجه آزادی است. در این نوع آزادی انسان نه تنها آزاد است بلکه آزاده است یعنی حتی از دست شهوات و هوای نفس خود نیز رها شده و همانطور که حقوق دیگران را رعایت میکند به حقوق انسانی خود نیز احترام میگذارد و با گناهان و رذایل اخلاقی حقوق خود را پایمال نمیکند.
توریست محترمی که سالیان سال در چنگال نظام سرمایه داری و اومانیستی زیست کرده است می تواند ببیند که انسانهایی هستند که اسیر شهوت خود نیستند و حقوق انسانی هم را رعایت میکنند. آنها در ایران شاهد آزادی های جدیدی خواهند بود مثلا آزادی بصری.
این آزادی به این معناست که انسانها مجبور نیستند تصاویر شهوت آلود را در جامعه مشاهده کنند و چشم و گوش و زبان و پوستشان از قید انجام کارهای حیوانی معاف اند.
حال از این بحث های ایدئولوژیک و آرمانگرایانه که بگذریم به دنیای واقعیات قدم خواهیم گذاشت. به راستی چه طور میتوان هم آرمانگرا بود و هم واقعگرا؟ به نظر میرسد که اینجا نیازمند سیاستهای درستی هستیم برای موازنه بین واقعیت و آرمان. واقعیت این است که ما هم به دلیل مسائل اقتصادی و هم تبادلات فرهنگی و هم صدور مفاهیم اسلامی و انقلابی خود نیاز به توریسم داریم. البته نگاه به توریسم نباید یک بعدی باشد و فقط انتظار داشته باشیم که توریست بیاید بلکه توریسم یک جریان دو طرفه است جریانی مبادلاتی بین ما و جهان. و عنصر مهم در باره توریسم همین تبادل فرهنگی است و نه آنطور که نظام سرمایه داری تعریف کرده است یک کاسبی اقتصادی. اصولا سرمایه داری مایل است به همه مفاهیم یک پسوند صنعت بچسباند و دائم دم از صنعت توریسم بزند.
پس مساله توریسم باید تبدیل به یک جریان سیال فرهنگی شود اما چرا وقتی صحبت از سفر توریستی می شود همه ما به یاد آنتالیا و جزیره پاتایا یا موناکوی فرانسه می افتیم؟ این مایه خجالت یک مسلمان اندیشمند است. پاتایا و آنتالیا به خاطر برهنگی و فحشا برجسته است. ما باید موقعیتی را ایجاد کنیم که در وهله اول با کشورهایی که با ما در یک حوزه فرهنگی قرار دارند این جریان سیال را برقرار کنیم. به نظر من کلیدی ترین مساله مساله زبان است که به طور خاص 3 کشور ایران و تاجیکستان و افغانستان 3 کشور همزبان هستند که توریست فارسی زبان می تواند به راحتی و با هزینه اندک به آنجا سفر کند. همچنین کشورهایی مثل هند و پاکستان هم می توانند در این جریان وارد شوند. این کشورها در زمینه مبادلات دانشجو و در زمینه مسائل رسانه ای می توانند بسیار همپوشانی داشته باشند و یک حوزه فرهنگی متحد را تشکیل دهند در درجه دوم کشورهای عرب زبان می توانند وارد این جرگه شوند و زبان عربی به عنوان زبان اسلام میتواند باعث ایجاد این پیوند شود و در وهله آخر وسعت یازده هزار کیلومتری جهان اسلام از اندونزی تا مراکش و از چچن تا تانزانیا میتوانند این حوزه را تکمیل کنند. جالب اینجاست که ایران میتواند مرکز و قلب این حوزه فرهنگی متحد باشد. درهای ایران به روی همه توریست هایی که ایرانیان را وحشی و تروریست نمی دانند باز است. درهای ایران به روی همه توریستهایی که به فرهنگ خاص ایران مانند پوشش ایرانی و غذاهای ایرانی و معماری ایرانی علاقمندند باز است. سر کردن یک روسری کار سختی نیست.
توريسم صنعت نوين قرن بيست و يكم
امروزه تماشاي آثار برجاي مانده از فرهنگ كهن ، بناهاي تاريخي و باستاني ، موزه هاي اشياء قديمي و جلوه هاي زندگي قرون گذشته حتي براي پيروان جنبش هاي رمانتيك (مكتب رمانتيسم ) كه شعراي انگليسي ويليام بليك و لردبايرون بيش از ديگران الهام بخش آن بودند تا مردم را به نظاره كردن شهرهاي ساخته شده به سبك گوئيك ، رشته كوه هاي زيبا ، رودخانه هاي خروشان و مناظر ديدني بكشاند ، چندان جذاب و جالب بنظر نميرسد. ورزشهاي تفريحي مثل ماهيگيري و قايق راني يا ورزشهاي زمستاني كه انگليسيان در روستاي زيباي رزمات سوييس ابداع كننده آن بودند به تنهايي آمار گردشگر زيادي را به خود جلب نمي كنند . امروزه مردم در هر كجاي اين كره خاكي به راحتي فشردن چند دكمه كامپيوتر يا ماهواره خود دنياي زيبا و روح نواز مناظر دور دست را در سينماهاي خانگي خود به نظاره مي نشينند . اما با تمام اين تفاصيل بزرگترين صنعت جهان ، صنعت توريسم يا گردشگري است .
كشورهاي اروپايي ابعاد گسترده اين صنعت را از نظر توليد اشتغال و ايجاد درآمد درك كرده اند و از چند دهه پيش به شدت به توسعه اين صنعت پرداخته اند . تبليغات تلوزيوني گردشگري موضوعي است كه تمام كشورهاي توسعه يافته اين صنعت از آن بهره برده و مي برند ، تبليغاتي گسترده كه علاوه بر پخش آگهي و تيزر ، دامنه آن به فيلم هاي سينمايي ، فيلم هاي مستند ،سريالهاي تلوزيوني و فراتر از آن كانالهاي مخصوص تلوزيوني كشيده شده است . تهيه كنندگان و كارگردانان اين برنامه ها ضمن شناسايي مكانهاي گوناگون اعم از طبيعي ، تفريحي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... اطلاعات كامل و جامع اي از قيمت ها ، كالاها و محصولات هنري و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشويق به بازديد از اين محل ها و حضور در جشوارهاي خريد مي نمايند ، چرا كه يكي از انگيزه هاي قوي توريست ارضاء انگيزه خريد است .
برگزاري نمايشگاه هاي بزرگ در ابعادي فوق تصور ابزار ديگري است كه كارگردانان زبردست در يك نمايش زنده و مبهوت كننده از نور ، صدا ، دكور هاي مجلل و به واقع عيني در راستاي اهداف توريستي خود استفاده ميبرنند . كشورهاي توسعه يافته براي بالا بردن اطلاعات وآمار گردشگران خود با برگزاري سمينارهاو جمع آوري اطلاعات از طريق نظر خواهي و پرسشگري از گردشگران به بهترين چارچوبهاي ارائه خدمات در زمينه گردشگري رسيده و بدنبال حضوري موفق تر در حوزه تخصصي صنعت گردشگري از جمله مسائل اكوتوريسم ، توريسم طبيعت گردي و يا تورهاي ماجراجويانه هستند.
كشور هاي پيشرفته در اين صنعت با برداشتن گامهاي فراتر از زمان بدنبال ايجاد مناسبتهاي تاريخي هستند تا با برگزاري فستيوالهاي چند منظوره كه بيشتر شبيه پديده جلوه گر است با ارتقا صنعت توريسم خود يا تاريخي كردن اماكن و مناسبت ها ، موقعيت هاي اقتصادي بهتري براي خود خلق نمايند.كشورهاي فرانسه با بيش از 80 ميليون نفر توريست خارجي ، اسپانيا 60 ميليون نفر، آمريكا 55 ميليون نفر ، چين 52 ميليون نفر، ايتاليا46 ميليون نفر وباگذشت تجربه چند با نگاه ي تازه ، بدنبال بازارهاي جديد توريست و توريسم نوين هستند، آنها به خوبي مي دانند كه هر توريست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است براي مثال كشور تركيه با حفظ ميراث فرهنگي و محيط زيست و با اتكا بر روزنه هاي تاريخي و مكان هاي توريستي صنعت و اقتصاد خود را به پيش ميبرد . يكي از اين جلوه ها آيين بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونيه است كه شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع مي باشد . واقعيت اين است كه بسياري از كشورها مثل ترك ها براي توريست هاي ايراني سرمايه گذاري كرده اند و به جاي سرگرمي با آمار خيالي و اخبار غير واقعي براي اذهان عمومي به واقع كار كرده اند در تركيه با يك مقبره بيش از 200 هزار نفر ميتوانند بشكل مستقيم ارتزاق كنند در حالي كه آمار كل گردشگران خارجي و يا آمار شاغلين مستقيم اين صنعت در كشور به اين رقم نمي رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داري و گسترش شبكه ها و موسسات توريستي هستيم. البته تبليغات سوء برعليه ايران و شناسايي ايران به عنوان كشوري نا امن يكي از دلايل كاهش فاحش آمار توريست خارجي به ايران است .
در دهه 1990 روند رشد صنعت توريست با شتابي بي سابقه نسبت به قبل سير صعودي داشته و بر اهميت آن در سراسر جهان بطور روز افزون افزوده شد تا جاي كه با سرمايه گذاري هاي مستقيم بيش از 300 ميليارد دلاري سالانه ، 8 درصد كل سرمايه گذاري هاي جهان و 7 درصد نيروي كار جهان را بطور مستقيم به خود مشغول كرده است . دليل چنين رشد چشم گيري افزايش درآمدها و اوقات فراغت ، توسعه و پيشرفت در صنعت حمل و نقل جهاني و بالا رفتن سطح عمومي آگاهي ها و دانش مردم نسبت به ساير نقاط جهان بود كه اين خود مرهون پيشرفت هاي قابل ملاحضه در زمينه فن آوري ارتباطات و تاثير شگرف تبليغات و رسانه ها است . توريست هاي فضايي عصر نويني در اين صنعت است كه معدود كشورها مي تواننددر اين وادي اجازه فكر كردن به آن را داشته باشند چراكه تكنولوژي برتروتوان اقتصادي فوق العاده اي را مي طلبد.
توريست در ايران
ايران سرزميني با گستره جغرافيايي وسيع ، تنوع آب و هوايي و شرايط اكوزيستي متفاوت ، تنوع قومي و فرهنگ غني ، كشوري با 30 استان در اشكال شهري و روستايي و جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي بسيار همچون قاره پهناوري است كه در قالب يك كشور جاي داده شده است . متاسفانه علي رغم استعدادها و توانايي هاي زياد، هنوزبراي مردم خود ايران ناشناخته مانده است . توريست يا گردشگري در ايران پديده اي فصلي با قطبهاي محدود و تقريبا درون زا است ودر قسمت توريست خارجي بيشتر بعنوان بازاري براي كشورهاي همسايه محسوب ميشود تا جلب توريست براي بازارهاي داخلي . چرخه داخلي اين صنعت تحت تاثير عوامل بسياري هنوز نتوانسته نگاه اقتصادي و درآمد زاي را به بازارهاي بين المللي و تبادلات عظيم و تاثيرات سازنده آن داشته باشد .
حفظ محيط زيست و ميراث هاي فرهنگي و ارزش نهادن و احترام به ارزشهاي انقلاب اسلامي از معيار هاي است كه توريستها براي ورود به كشورمان بايد رعايت نمايند ، واقعيت اين است كه كاهش فاحش توريست خارجي ناشي از اين عوامل نيست بلكه تبليغات سوء عليه ايران طي دو دهه گذشته از طرفي و عملكرد ضعيف ما در جهت تبليغات و جلب سرمايه گذاريها ي داخلي و خارجي در راستاي زيرساختهاي صنعت پر رونق توريسم از دلايل آن ميباشد. ما اگر بخواهيم راه طولاني ساير كشورها را در كوتاه ترين مدت بپيمائيم بهتر است از مشاركت و همكاري آنها استفاده كنيم بدون مشاركت و سرمايه گذاري ساير بخشها توان رقابتي از بين خواهد رفت ، سرمايه گذاري بخش خصوصي در صنعت توريسم و گردشگري و توجه دولت به زير بناهاي اين صنعت باعث رونق و شكوفايي آن در كشور خواهد شد .
پيشنهاد
اقدامات به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم مي شود كه اقدامات داخلي اصل و پايه كارهاي خارجي بوده و بنوعي تضمين كننده موفقيت آن ميباشد( اقدامات انجام شده در قسمت داخلي ، زير ساختهاي تجارت و بازرگاني بين الملل است.)
داخلي :
1-جمع آوري اطلاعات كامل و جامعي از تمام اماكن تاريخي ، مذهبي ، فرهنگي ، اقتصادي ، طبيعي و ... در قالب فيلم ،عكس ، تاريخچه و... توسطسازمانهاي مربوطه ( محيط زيست ، ميراث فرهنگي و گردشگري ، فرهنگ و ارشاد اسلامي و ...) در قالب فيلم ،كتابهاي راهنما ، بروشورو مجلات عكس و تبليغاتي .
2-ارائه خدمات لازم به سرمايه گذاران بخش خصوصي و دولتي در اين صنعت و امور زيربناي مربوط به آن.
3-برگزاري تورهاي گردشگري با موضوعاتي مثل تورهاي طبيعت گردي ، مذهبي ، و ....
4-تبليغات گسترده و همه جانبه .
خارجي :
بهترين و موثرترين شيوه براي جلب توريست كه به منزله تبليغات حضوري و فروش محصولات و صنايع داخلي است برگزاري نمايشگاههاي بزرگ در كشورهاي توريست پذير آنهم در مقاطع زماني تراكم توريستي با بكارگيري جلوهاي تاثيرگذار هنرهاي نور و تصاوير معماري و طراحي برگرفته از آثار هنري ، تاريخي و جلوه هاي زيباي با مجريان آشنا به زبان بين الملل و بومي در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهاي محلي و...
اميدواريم با سياست گذاريها و اقدامات موثر نه تنها به پيشرفت در اين صنعت برسيم بلكه از بازار عظيم مبادلات بين الملل سهمي را به اقتصاد كشورمان اختصاص دهيم . انشاءالله
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران
میان ماه من تا ماه گرد ون تفاوت از زمین تا آسمان است
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران
" قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت گردشگری چهار چوبی از منابع رابرای توسعه ی مداوم و پر بار توریسم جهانی تنظیم می کند . این قانون فکرهای بکر را ازبسیاری از اعلامیه ها و قوانین ثابت و محدود کننده ای که قبلا وجود داشته بیرون می کشد و افکار جدید را که منعکس کننده ی جامعه ی در حال تغییرما در آغاز قرن 21 است به آن می افزاید... "
1997 – استانبول
بخش توسعه توریسم جهانی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای ضرورت وجود مجموعه قواعد اخلاقی را برای گردشگری مدنظر قرار داد. هدف این قطعنامه راهنمایی سازمان هایی بود که در پیشرفت این صنعت نقش داشتند.طی دو سال کمیته ی ویژه ای توسط دبیرکل و مشاور قانونی سازمان عهده دار آماده ساختن پیش نویس این مجموعه قوانین شد.
27 آوریل 1999 – نیویورک
سازمان ملل با مجموعه قوانین موافقت کرد و خواستار حضور بخش های خصوصی و سازمان های غیر دولتی بیشتری در این طرح شد.
اکتبر 1999 – سانتیگو
بیش از هفتاد عضو سازمان توسعه توریسم جهانی شرح و تفسیری در باره ی مجموعه قوانین ارائه کردند و سرانجام در این تاریخ این طرح به اتفاق آرا پذیرفته شد.
بدین ترتیب با شکل گیری صنعت توریسم چهارچوب مشخصی از جانب کشورها برای آن ساخته شد که در آن نه کشور میزبان و نه توریست ضرری متحمل نمی شود .
اصولی از مجموعه قوانین مذکور در پی می آید :
1- کمک ( صنعت ) توریسم به فهم و احترام متقابل میان مردم و جامعه :
1- فهم وارتقا ارزش های اخلاقی که میان نوع بشر مشترک است از یک سو ، و نگرشی همراه با تساهل، شکیبایی و احترام به باورهای دینی، اخلاقی و فلسفی متکثر از سوی دیگراساس و اعتبار توریسم مسئولیت پذیر است. دست اندرکاران توسعه ی توریسم و همینطور توریست ها باید عرف ها و سنت های اجتماعی و فرهنگی همه مردم از جمله اقلیت ها و مردم بومی را مراعات کنند و ارزش های آن ها را به رسمیت بشناسند.
2-فعالیت های توریستی باید با ویژگی ها و سنت های مناطق و کشورهای میزبان و با قوانین ، عرف و آداب و رسوم آن ها سازگار باشد .
3- جوامع میزبان و متخصصین محلی آن باید با موضوع فوق الذکر آشنا باشند و به توریست های بازدید کننده از محل که به دنبال کسب اطلاعاتی در باره ی سبک زندگی ، ذائقه و انتظارات آن ها هستند احترام بگذارند. تعلیم و تربیت و آموزش محلی ها به خوش آمدگویی مهمان نوازانه کمک می کند.
4- این وظیفه ی مقامات دولتی است که وسیله ی حفاظت از توریست ها ، بازدید کنندگان و متعلقات آن ها را فراهم کنند .آن ها باید به ایمنی توریست های خارجی که ناشی از حساسیت ویژه ی آن هاست توجه خاصی مبذول دارند .مقامات دولتی باید نسبت به تسهیل عرضه ابزار ویژه ی اطلاعات رسانی ، پیشگیری ، ایمنی ، بیمه و کمک رسانی هماهنگ با نیاز توریست ها اقدام نمایند.همانطور که بر اساس قوانین خاص ملی، نابودی تعمدی تسهیلات توریسم یا کلیت میراث طبیعی و فرهنگی به طور جدی محکوم و مجازات می شود، هرگونه برخورد ، حمله ، آدم ربایی یا تهدید علیه توریست ها یا کارمندان صنعت توریسم هم باید محکوم و مجازات شود.
5- هتگام سفر ، توریست ها و بازدید کنندگان نباید هیچ فعالیت مجرمانه یا فعالیتی که از نظر کشور میزبان جرم محسوب می شود مرتکب شوند ، آن ها باید از هر نوع رفتاری که نزد ساکنان محلی برخورنده( آزاردهنده) تعبیر میشود وممکن است به محیط محلی آسیب برساند اجتناب کنند. آن ها باید از هرگونه معامله غیر قانونی دارو ، نیرو ،آنتیک ، گونه های محافظت شده ، محصولات و موادی که در قوانین ملی قدغن شده است خودداری کنند.
6- توریست ها و بازدیدکنندگان موظفند حتی قبل از عزیمت با ویژگی های کشوری که قصد سفر به آن را دارند آشنا شوند . آن ها با ید از خطرات موجود که سلامت و امنیت هر سفر خارج از محیط همیشگی شان را تهدید می کند آگاه باشند و به شیوه ای رفتار کنند که این مخاطرات را کاهش دهند.
2- توریسم ، منتفع میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای ارتقا :
1- منابع توریسم به میراث مشترک بشر متعلق است ، جوامعی که این منابع در قلمروشان قرار گرفته قوانین و وظایف خاصی در قبال آن ها دارند.
2- سیاست ها و فعالیت های توریستی باید با احترام به میراث هنری ، باستانی و فرهنگی اجرا شود، میراثی که برای رسیدن به نسل های آینده محافظت می گردد .شایسته است برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی ، زیارتگاه ها و موزه ها همچون محل های تاریخی و باستانی، که به طور گسترده مورد بازدید قرار می گیرد، مراقبت ویژه اختصاص داده شود. راه های اجتماعی خصوصی کردن دارایی های فرهنگی و آثار تاریخی ، با احترام به حقوق صاحبانشان ، ،همچون عمارت دینی است که بدون تعصب نسبت به ضروریات متعارف عبادی می بایست مورد حمایت قرار گیرد .
3- حداقل باید بخشی از منابع مالی بدست آمده از بازدید محل ها ی فرهنگی و آثار تاریخی برای نگهداری ، توسعه و پیراستن این میراث صرف شود ..
4- فعالیت های توریستی باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که به محصولات فرهنگی، سنتی ، حرف و فرهنگ مردم اجازه برجای ماندن و شکوفا شدن بدهد بیش از آنکه باعث زوال و یکدست ساختن آن شود.
3- توریسم ، فعالیتی سودمند برای کشورها ومردم (گروه های) میزبان :
1- مردم محلی باید به فعالیت های توریستی بپیوندند و در سودهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی که تولید می کنند و به خصوص در ایجاد مستقیم و غیر مستقیم مشاغلی که از آن ناشی می شود عادلانه سهیم باشند.
2- سیاست های توریستی باید به شیوه ای اعمال گردد که استانداردهای زندگی مردم مناطق توریستی را بالا برد و نیازهایشان را برآورده سازد.رویکرد عمرانی و تمهیدی به فعالیت آمد و شد و مسکن توریستی ، در حد امکان ، باید به ادغام آن ها در اقتصاد محلی و بافت اجتماعی کمک کند ، جاییکه مهارت ها برابرند و تفوق و برتری باید به نیروی انسانی محلی داده شود.
3- باید برای مشکلات خاص مناطق ساحلی و محدوده های جزیره ای و نواحی حساس روستایی و کوهستانی که توریسم اغلب برای رشد آن در برابر رد فعالیت های اقتصادی سنتی یک موقعیت بی نظیر را ترسیم می کند، توجه ویژه ای قائل شد.
4- متخصصین صنعت توریسم ، به خصوص سرمایه گذاران، که با مقررات وضع شده توسط مقامات دولتی کنترل می شوند، باید تاثیرگذاری توسعه پروژه هایشان را بر محیط زیست و محیط پیرامونی مورد مطالعه قرار دهند. آن ها همچنین باید اخبارمربوط به برنامه های آینده شان و نتایج قابل پیش بینی آن ها را ، با بالاترین میزان شفافیت و عینیت ، گزارش دهند و گفت و گو را با افراد ذیصلاح پیرامون محتویات آن گسترش دهند .
4- تعهدات دست اندرکاران در توسعه ی صنعت توریسم :
1- متخصصین صنعت توریسم ، تا جاییکه به آن ها مربوط می شود ،باید علاقه خود را ، در همکاری با مقامات دولتی ، برای ایمنی و امنیت ، پیشگیری از سانحه ، حفظ سلامت و سلامت غذایی توریست هایی که به دنبال خدمات هستند، نشان دهند .همچنین ( متخصصان ) باید وجود سیستم های مناسب بیمه و مساعدت را تضمین کنند، آن ها باید قواعد خبر رسانی معین در مقررات ملی را بپذیرند و برای رعایت مقررات پیمانیشان در رویدادهایی که منجر به ضرر می شود خسارت قابل ملاحظه ای بپردازند.
2- متخصصین توریسم ، تا آنجا که به آن ها مربوط می شود ، باید به احساس رضایت فرهنگی و روحی توریست ها کمک کنند و در طول سفرهایشان به آن ها اجازه دهند تکالیف مذهبیشان رابه جا آورند .
3- مقامات دولتی کشورهای میزبان ، در همکاری با افراد ذیصلاح و موسسات آن ها ، باید اطمینان دهند که برای بازگرداندن توریست ها هنگام بروز ورشکستگی شرکت سازمان دهنده ی سفر، مکانیزم های لازم وجود دارد.
4-مطبوعات ، و به خصوص مطبوعات ویژه ی مربوط به مسافرت ، و سایر رسانه ها، که شامل وسایل جدید ارتباطی الکترونیکی می شود ،باید اخبار صحیح و معقول را درباره رویداد ها و موقعیت هایی که می تواند بر جریان توریسم اثر بگذارد منتشر کند. همینطور آن ها باید اخبار درست و قابل اعتماد را در اختیار مصرف کنندگان خدمات توریستی قرار دهند .تکنولوژی های جدید تجاری الکترونیکی و ارتباطی باید برای این هدف ،مورد استفاده قرار گیرند و توسعه یابند ، این امر برای رسانه ها هم مصداق می یابد ، آن ها به هیچ وجه نباید توریسم جنسی را تشویق کنند .
5- حقوق صنعت توریسم :
1- دور نمای بی واسطه و شخصی دسترسی به کشف و برخورداری از منابع کره ی زمین حقی را پایه گذاری می کند که برای همه ی ساکنان جهان به طور مساوی قابل استفاده است. مشارکت گسترده و فزاینده در توریسم ملی و جهانی ، باید به عنوان بهترین ترجمان ممکن استمرار رشد اوقات فراغت محسوب شود، و موانع نباید در مسیر آن قرار گیرند .
2- حقوق جهانی توریسم باید نتیجه ی طبیعی حق استراحت کردن و فارغ بودن به شمار آید ، که محدودیت منطقی ساعات کار و تعطیلات دوره ای با حقوق را شامل می شود ، بند 24 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و بند 7د میثاق جهانی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن را تضمین می کند.
3- توریسم اجتماعی ، به ویژه توریسم اتحادیه ای ، که دسترسی گسترده به اوقات فراغت ، سفر و تعطیلات را آسان می سازد ، باید با حمایت مقامات دولتی توسعه یابد.
4- باید توریسم آشناسازی ، جوانان ، محصلین ، پیران و مردم ناتوان و از کارافتاده تسهیل شود و مورد حمایت قرار گیرد.
6- تحقق اصول قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت توریسم :
1- دست اندرکاران خصوصی و دولتی در توسعه ی صنعت توریسم باید درتحقق این اصول همکاری کنند و بر کاربرد موثر آن نظارت داشته باشند.
2- با توجه به اصول کلی قوانین بین الملل ، دست اندرکان در توسعه توریسم باید نقش موسسات بین المللی را مشخص کنند ، از جمله ی این سازمان ها : سازمان توریسم جهانی است که در مرتبه ی اول قرار می گیرد و سازمان های غیر دولتی که دارای کارایی در زمینه ی حمایت و رشد توریسم ، حفاظت از حقوق بشر ، محیط زیست یا سلامت می باشند ،
3- همان دست اندرکاران باید نیت شان را ازارجاع هر اختلاف نظری برای رسیدن به توافق که به کاربرد یا تفسیر قانون جهانی نظام اخلاقی برای توریسم مربوط می شود به مرجع سوم منصفی که به عنوان کمیته ی جهانی اخلاق گردشگری شناخته شده است توضیح دهند .
مروری اجمالی بر این قوانین دیدگاه مناسبی برای ارزیابی شرایط فعلی ما در مقایسه با آنچه در جهان حاکم است به دست می دهد. تا چه حد با این قوانین جهانی همراه شده ایم ؟ پرسه زدن در سایت های توریستی هم ، در مورد شرایط توریستی ایران اطلاعات خاصی به ما نمی دهد ... ! حتی سایت سازمان توسعه توریسم جهانی در بخش اعضای توریسم خاورمیانه در کنار همسایه های ایران جایی برای ما در نظر نگرفته است ! در صفحه مروری بر توریسم ایران هم ، از فعالیت ها ، وظایف و پروژه های توریستی مان خبری نیست . زمانی قرار بود ابزار تبلیغات را برای رشد این حوزه در اختیار بگیریم ، قرار بود مانند بسیاری دیگر از کشورها : مالزی، سنگاپور ، امارات ، ترکیه ، مصر و... که تبلیغات شان در حوزه ی گردشگری گوش فلک را کر می کند ، ما هم با شبکه های بزرگ خبری وارد مذاکره شویم ، تبلیغ کنیم و ایران را با ظرفیت های بالقوه ی بالای توریستی اش به جهانیان معرفی کنیم .
" ايران جاذبههاي بسياري دارد. جاذبههايي كه ميتواند آن را به اولين مركز گردشگري خاورميانه و چه بسا آسيا تبديل كند. اگر روند اصلاحات گردشگري در كشورتان ادامه پيدا كند، ميتوانيد خود را به آن جايگاه برسانید. گرچه با سياستهاي اقتصادي و سياسياي كه بر كشور شما حاكم است این كار بسيار مشكلي است. ايران براي رسيدن به رونقي حداقل در حد دبي نيازمند سرمايهگذاري بسياري در صنعت گردشگري خود است. " ابن سائق مشاور امور صنعتی و بازرگانی امیر امارات متحده عربی که خود در گذشته دانشجوی دانشگاه شیراز بوده در ادامه ی مصاحبه ی خود از زیر ساخت های گردشگری در ایران می گوید : " من بعد از مدتها چندي پيش به شيراز سفر كردم. در گذشته مكانهاي پذیرایی از مسافر در شيراز بسيار زياد بود. به خصوص در تخت جمشيد. اما الآن نه تنها بر تعداد آنها افزوده نشده بلكه بسياري نيز كهنه و غير قابل استفاده شدهاند اين وضعيت در استانهاي ديگر مانند بوشهر، كرمان، لرستان و ديگر جاها بدتر است. در حالي كه اين مكانها از جاذبههاي بسيار بالايي برخوردارند. اگر وسايل تفريحي و گردشگري در آنها ساخته شود، ميتوانم به جرات بگويم دیگرهيچ عربي براي گذران تعطيلات به سوئيس و اروپا نميرود. به خصوص اكنون كه عربها از اروپا رانده شدهاند و نسبت به آنجاها نگاه خصمانهای به خود گرفتهاند. چندي پيش من به شهرهاي شمالي ايران مانند رينه و از آنجا به چند شهر دیگر مثل گرگان رفتم متاسفانه اگر کسی در آنجا خانه نداشته باشد ، هیچ جایی برای سکونت او وجود ندارد .در کل این مسیر یک هتل خوب ندیدم که بتوانیم در آن اقامت کنیم ... هیچ چیز گردشگری و تفریحی در کار نیست.در حالیکه بازارهای محلی ایران خود می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران شود . " (1 )
" قانون جهانی نظام اخلاقی توریسم در نظر دارد سند محکمی باشد ؛ آن را بخوانید ، به طور گسترده منتشرش کنید و در اجرای آن شرکت کنید ، چرا که ما تنها با همکاری شما می توانیم از آینده صنعت توریسم محافظت کنیم و همکاری بخش ها در رفاه اقتصادی ، صلح و همدلی را بین همه ی ملت های جهان توسعه دهیم ." ( فرانچسکو فرانجیالی )
با این اوصاف به نظر می آید خدمت محسوس ایران به توریسم جهانی همان عدم سرمایه گذاری در توریسم و ناشناخته ماندن و در نتیجه کمک به رشد گردشگری کشورهای همسایه است.
شوپنهاور معتقد است قرن بیستم هر روز خود را به شناخت دنیای کهن شرق مدیون است ، چنانچه همه چیز قرن شانزدهم مرهون دنیای باستانی یونان و روم است . (2)
حال این سوال مطرح است که ایران امروز در کجای تپه ی باستانی شرق قرار گرفته ؟
توريسم ورزش : Sport Tourism
شايد هنوز در ذهن مان واژه توريست همان معناي قبلي اش را داشته باشد ؛گردشگران اروپايي يا آمريكايي بويژه با كوله پشتي و لباسي كه بيشتر براي كوهنوردي مناسب است.
روشن نيست چگونه اين واژه چنين تعريفي پيدا كرد و چه كسي و يا كدام مرجع اين معناي نادرست را جا انداخت ؟ اما حال ديگر مي دانيم كه توريست يعني گردشگرو گردشگر مي تواند ايرانگرد باشد يا جهانگرد ،مي تواند ايراني باشد يا غير ايراني .براي تعريف صورت مسئله صنعت گردشگري ايران ،نخستين كار شناخت صنعت توريسم است و اين ديگر تعريف ايراني و خارجي ندارد ،گردشگر همه جاي دنيا تعريف مشخصي دارد .
پذيرفتن تعريف مشترك دو حسن دارد ؛ يكي اينكه در گفتگو ها دچار چند گانگي مفهوم نمي شويم و دوم آنكه در تحولات و تعاريف جديد ،مشاركت خواهيم داشت .در مارس 1993 كميسيون آمار ملل متحد ،تعريف ارائه شده از واژه جهانگردي توسط «سازمان جهاني جهانگرديW.T.O » را پذيرفت .بر اساس اي تعريف جهانگردي عبارتس از مجموعه فعاليت هاي افرادي كه به مكان هايي خارج از محل زندگي و كار خود و به قصد تفريح ،استراحت و انجام امور ديگر مسافرت مي كنند و بيش از يكسال متوالي در آن مكانها نمي مانند .
در سال 1999 سازمان جهاني جهانگردي و دولت كانادا در كنفرانس بين المللي «درباره مسافرت و آمارهاي جهانگردي» را در اتاوا برگزار كردند كه در زمينه تعريف واژگان ،اصطلاحات و طبقه بندي هاي آنها تصميماتي گرفته شد .
(( ...توريسم كارهايي است كه فرد در مسافرت و در مكاني خارج از محيط عادي خود انجام مي دهد ،اين مسافرت بيش از يك سال طول نمي كشد و هدف آن تفريح ،تجارت يا فعاليت هاي ديگر است .
جهانگرد يا گردشگر (ديدار كننده يك شبه Tourist) مقصود كسي است كه دست كم يك شب در يك اقامتگاه عمومي يا خصوصي در مسير مورد بازديد به سر برد .
بر اين اساس در تقسيم بندي جهانگردي مي توان به گروه هاي زير اشاره نمود :
1- توريسم فرهنگي Cultural tourism
2- توريسم طبيعي Natural tourism
3- توريسم تجاري Business Tourism
4- توريسم مذهبي Religious Tourism
امروزه يكي از انواع جهانگردي كه بسيار مورد علاقه و استفاده مردم دنيا واقع شده ساتن توريسم ورزشي است .برگزاري انواع مسابقات جهاني ،ملي ،منطقه اي انگيزه اي قوي براي حضور و شركت مردم در محل برگزاري مسابقات است .
جام جهاني فوتبال كه هر ساله در يكي از كشور ها برگذار مي گردد خود نمونه گوياي اين رخداد ورزشي است .به نحوي كه همه كشور هاي ميزبان از چندين سال قبل اقدام به برنامه ريزي هاي جامع و كلان ،جهت ساخت تاسيسات زيربنايي و روبنايي در كشور خود مي نمايند .
نظير اين رخداد به نحو بسيار گسترده تر در المپيك تجلي مي يابد .المپيك نه تنها به عنوان يك اجتماع ورزشي و انجام مسابقات در رشته هاي مختلف مطرح است بلكه به عنوان يك واقعه عظيم و كم نظيري در سطح جهان محسوب مي گردد .امري كه هر پنج سال يكبار اتفاق افتاده و تحولات عظيمي در همه ابعاد ،سياسي ،اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي و ورزشي ميان كشور ها ايجاد مي نمايد .
علاوه بر اين مسابقات بين المللي كه در دوره خاص و محدوده زماني مشخص انجام مي گيرد امروزه تلاش مسئولين و برنامه ريزان ورزشي به علت تخصصي كردن رشته ها و بومي سازي آنها مي باشد .به نحويكه برخي كشور ها با توجه به استعداد ها و پتانسيل هاي موجود در كشور خود اقدام به ايجاد مراكز ورزشي با محوريت يك يا چند رشته ورزشي خاص مي نمايند ،مثل كشور كره كه اقدام به برگزاري مسابقات ويژه در ورزش هاي رزمي خصوصاً تكواندو مي نمايد و از اين راه هر ساله در آمد سرشاري را نصيب كشور خود مي كند .چراكه اين عوايد تنها معطوف به برگزاري مشابقات نبوده و عرصه هاي آموزش فنون و تربيت مربي و نهايتا تربيت ورزشكار را در بر مي گيرد .
و يا كشور هايي كه به لحاظ شرايط اقليمي مناسب ،ورزش هاي زمستاني نظير ،اسكي ،هاكي و نظاير آنها هستند ،با ايجاد تاسيات زير بنايي جهت راه اندازي فعاليت هاي جهانگردي ورزشي توانسته اند قسمت عمده اي از درآمد سرانه ملي خود را از اين طريق تامين نمايند .شايد بهترين نمونه در اين مورد كشورهاي كوهستاني اروپاي مركزي ،نظير سويس و اتريش باشند .
به اين ترتيب هر كشوري با توجه به موقعيت جغرافيايي و بالتبع آن شرايط آب و هوايي خاص خود مي تواند محل توليد وارائه يك يا چند نوع خدمات ورزشي و به دنبال آن خدمات مسافرتي و جهانگردي باشد .
امروزه پيون ميان جهانگردي و ورزش نوع جديدي از جهانگردي را ايجاد نموده كه جنبه هاي مختلف و متنوعي را در بر مي گيرد .
گستره وسيعي كه از فعاليت هاي هيجاني نظير Adventure Tourism شروع شده و تا فعاليت هاي تمدد اعصاب Recreation Tourism را در بر مي گيرد .
چرا كه به همان ميزاني كه سليقه ها و تمايلات متفاوتي براي افراد متصور است به همان مقدار دامنه فعاليت هاي جهانگردي ورزشي نيز گسترده است .بدين لحاظ تجميع سه شاخه از فعاليت هاي انساني يعني جهانگردي ورزش و سلامت تشكيل دهنده ساختار جديد و جامعي براي پر كردن اوقات فراغت و تفريح همراه با نشاط روحي و جسمي انسانها گرديده است .
افراد به سبب ماهيت اخلاقي و ويژگي هاي شخصيتي ،همينطور توانايي هاي بدني ،تمايل به استفاده و بهره گيري از رشته اي مختلف ورزشي دراند ،بر اين اساس ممكن است گروهي به ورزش هاي آبي ،دسته اي به به ورزش هاي زمستاني و بخشي به ورزش هاي هوايي و صد ها نوع رشته ورزشي ديگر علاقه داشته باشند .نكته مهم در اينجا شناخت سلايق افراد و دسته بندي رشته هاي مختلف ورزشي است .يعني نخست مي بايست ميزان تمايلات افراد براي رشته هاي مختلف سنجيده شود و سپس متناسب با اين درخواستها برنامه ريزي گردد .البته توجه به امكانات و زيرساخت هاي موجود در هر كشوري از نكات مهم و كليدي است كه هرگز نبايد مورد غفلت واقع شود .
در كشور ما نمنيز در كنار هزاران نوع جاذبه جهانگردي و تاريخي كه وجود دارند ،از لحاظ پتانسيل هاي لازم جهت راه اندازي فعاليت هاي مختلف ورزشي نيز در سطح بسيار مطلوبي قرار داريم .به نحوي كه متاثر از ظرايط متنوع اقليمي ،توانايي راه اندازي و ايجاد سايت هاي بسيار عظيم و مجهز ورزشي در كشور در نقاط مختلف وجود دارد .اما متاسفانه توجه چنداني به اين امر نگرديده و تنها در برخي رشته هاي ورزشي خاص نظير فوتبال و كشتي و آن هم تا حدودي فعاليت هاي صورت گرفته است .
مديريت قوي و برنامه ريزي جامع به همراه لزوم اعتقاد به شكل گيري فعاليت هاي ورزشي همگاني ،مي تواند راهگشاي ما در اين زمينه باشد .به ديگر سخن نخست بايد براي مسولين توجه به اين امر كه ورزش نه به عنوان يك فعاليت تفريحي بلكه عامل سلامتي و بهداشت فردي و اجتماعي اي جامعه مي باشد روشن گردد و سپس با اختصاص بودجه مناسب تاسيسات و امكانات زيربنايي متناسب با شرايط جغرافيايي و اقليمي هر منطقه ايجاد گردد .در كنار اين امر فرهنگ سازي و ايجاد زمينه جهت آشنايي افراد با فعاليت هاي ورزشي و لزوم استفاده همه از اين امكانات مكمل مهمي در توسعه ورزشي كشور است .
در بخش ديگر و در راستاي فعاليت هاي ورزشي (كه با تمام فوايد آن آشنا هستيم ) خدمات جهانگردي و مسافرتي مطرح مي شود ،چراكه برقراري مسابقات ورزشي در سطح ملي و بين المللي نيازمند ورود بخش هاي جهانگردي كشور است .در اينجاست كه پيوند ميان دو بخش ورزش و جهانگردي كاملاً نمود مي يابد .نهايت آنكه ،ما براي آنكه بخواهيم فعاليت هاي مختلف جهانگردي ورزشي را در كشور پياده نماييم ،نخست نيازمند ايجاد بخش سخت افزاري قضيه (يعني ساخت مراكز اقامتي و پذيرايي ،فرودگاه ،راه ارتباطي و هزاران عامل ديگر مسافرتي هستيم و سپس در بعد ورزش نيازمند احداث مراكز ورزشي جامع و مجهز بصورت تخصصي مي باشيم .در كنار اين دو عامل توجه به امر تبليغات رسانه اي و آگاهي بخشي داخلي و خارجي نكته بسيار مهم و ضروري است .
چراكه در صورت عدم اطلاع رساني به موقع و بروز هيچ كدام از برنامه هاي پيش بيني شده به مرحله اجرا در نخواهد آمد .
به اميد توجه و اهتمام همه مسئولين و مردم به لزوم ورزش همگاني در سطح جامعه و بالتبع آن جهانگردي ورزشي در كشور كه به انتفاع ملي همه ايرانيان خواهد انجاميد
اكوتورسيم و جهان اسلام
امروزه سمت و سوي حركت سيطره جهاني به سمتي است كه تفكرات تصميم گيران بيش از تنازعات سياسي و نظامي به ارتباط بين مردم و دولتها به عنوان عاملي در جهت توسعه كشورها معطوف شده است . پس از اينكه نظام تك قطبي ، سيستمي ناموفق شناخته شد و به نظام چند منظوري بدل گرديد . جنگ نظامي و رويارويي مستقيم نيز در قرن بيستم جاي خود را به جنگ سرد و منازعات فرهنگي داد .
در اين راستا ارتباط ميان مردم و فرهنگها تاثيري شگرف را در پي دارد از اين روست كه كارشناسان ژئو استاتيك به اين باورند كه قرن آينده ، قرن قوميتها و مليتها و تقسيم بندي جهان بر اساس فرهنگ و مذهب خواهد بود . در چنين شرايطي نياز به ارتباط بين اعضاي مردم بيشتر مي شود و در اين ميان است كه صنعت گردشگري به عنوان بهترين عامل گسترش ارتباط ميان مردم نمود پيدا مي كند . در جهان كنوني گردش گري ( توريسم ) يكي از مهمترين فعاليتهاي اقتصادي در سراسر جهان تبديل شده است .
به ترديد اين صنعت در قرن آينده اولين شاخص اقتصادي هر كشوري خواهد بود . اين بدان معني است كه در قرن 21 صنعت جهانگردي از نظر ميزان سرمايه گذاري و اشتغال كه ايجاد خواهد كرد نقش موثري را در تامين منافع ملي كشورها و نيز در بخش اقتصاد ، فرهنگ و … خواهد داشت .
در اين ميان ، گردشگري طبيعت كه به نام اكوتوريسم ناميده مي شود پديده ي نسبتا تازه اي است كه فقط بخشي از كل صنعت تورسيم را نشان مي دهد . اكوتوريسم به آن دسته از توريسم اطلاق مي شود كه مبتني بر مسافرت هدفمند به مناطق نسبتا طبيعي براي مطالعه ، لذت جويي و استفاده معنوي از مناظر ، گياهان و جانوران هر نوع جنبه فرهنگي معاصر و گذشته موجود در اين مناطق مي باشد .
بايد توجه داشت كه گردشگري طبيعت با گردشگري معمولي و فراگير تفاوت اساسي دارد . زيرا در توريسم طبيعت اثرات كميتري بر پيكر محيط زيست و بافت فرهنگي وارد شده و ظمنا اين نوع فعاليت ، عوامل زير بنايي كمتري را طلب مي كند .با توجه به تبعات مختلف فرهنگي و اجتماعي گردشگران خارجي در كشورهاي اسلامي به تاكيد بر جنبه هاي محيطي و جغرافيايي طبيعي ممالك اسلامي همگام با سرمايه گذاري در جهت جذب گردشگر ي طبيعت مي توان آينده بهتري را براي برنامه ريزي منسجم در جهت توسعه صنعت اكوتوريسم و باالطبع رشد اقتصادي و افزايش مراودات فرهنگي فراهم نماييم .
از آنجا كه تعاليم حيات بخش اسلامي به كرات مسلمانان را به ديدن سرزمينهاي مختلف و مراودات فرهنگي تشوييق نموده است بستر جغرافيا يي مناسب جهان اسلام مي تواند راه گشاي ره يافت هاي نويني در عرصه ارتباطات مسلمانان عالم گردد .
رواج گردشگري بر اساس تسهيل رفت و آمد بين كشورهاي اسلامي هدف والايي است و توجه به ويژگي هاي محيطي و جغرا فيايي جوامع اسلامي مي تواند انواع جديدي از گردشگري را بنيان نهد . كه هرچند اكنون در غالب هاي سنتي مورد توجه است اما به صورت سيستماتيك و مدرن مي تواند مورد توجه كارشناسان قرار گيرد .
دين مبين اسلام هم در قرآن و هم در سنت به كرات به بعد تبادل فرهنگي و تعامل صلح آميز ناشي از سفر اشاره فرموده است . در بيش از بيست آيه ي شريفه ي قرآن مجيد سيروسفر مورد سفارش قرار گرفته و به صيغه ي امر آمده است . نماز مسافر هم مشمول تخفيف قرار گرفته و شكسته است همچنين از امر واجب روزه نيز معاف شده است .
حضرت علي پيشواي شيعيان اسلام براي گردشگري 5 خاصيت را ذكر فرموده اند كه از آن جمله مي توان به افزايش علم و آگاهي گردشگر و به سبب ديدار از واهي ها و سرزمينهاي گوناگون و آشنايي با دانشمندان و انديشمندان مختلف اشاره كرد . بررسي هاي انجام گرفته در سال 2000 نشان مي دهد كه صنعت گردشگري با ايجاد درآمدي معادل 476 ميليارد دلار دوازده درصد اقتصاد جهاني را شامل مي شده است .در اين سال صنعت گردشگري داراي نرخ رشد 7.4 درصدي بوده و تعداد گردشگران به 699 ميليون نفر بالغ گرديده است .
برطبق پيشبيني انجام گرفته توسط سازمان گردشگري جهاني در سال 2020 تعداد گردشگران به 1.56 ميليارد نفر خواهد رسيد . متاسفانه سهم جهان اسلام در اين ميان بسيار ناچيز و قابل اغماض است . كه از اين بابت هم در درون خود و هم در عرصه هاي بين المللي زيانهاي فراوان مادي و فرهنگي را متحمل شده است . از ديگر جنبه هاي مثبت جهانگردي تاكيد بر تبادل فرهنگها و هم زيستي مسالمت آميز بين ملتهاست . توريسم ابزاري براي ارائه ارزشهاي فرهنگي ، اسلامي و انساني به جامعه بشريت است . درواقع توريسم بستر مناسبي را براي ارزشهاي انساني فراهم مي سازد و در صورتي كه كشورهاي مسلمان به ويژه جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه آگاهانه قدم بردارند مي توانند از طريق توريسم بخشي از پيامدهاي انقلاب اسلامي را به ملتهاي جهان كه جويندگان حقايق معنوي و فرهنگي هستند انتقال دهند .
جهانگردی و امنیت اجتماعی
اساساً جهانگردی یا معادل فارسی آن گردشگری مقوله ای است چند وجهی و چند بعدی ،که با نهادها و ساختهای مختلف اجتماعی در رابطه بوده و با مشاغل بی شماری سر و کار دارد .
در خصوص اهمیت جهانگردی و نقش و تاثیر آن در اقتصاد ملی کشورها بسیار بحث و بررسی گردیده و مقالات و سمینارهای متعدد بی شماری برگذار گردیده است .بدین لحاظ پرداختن به اهمیت و لزوم فعالیت های سود آور جهانگردی چندان ضروری نمی نماید .ولیکن نکته حائز اهمیت در اینجا تهیه برنامه مدون جهت حصول به این نتیجه است .برای این کار نخست می بایست به عوامل و عناصر موثر در فعالیت های جهانگردی اشاره نماییم .اصولاً جهانگردی از حیث عوامل تشکیل دهنده آن به دو بخش عوامل زیر بنایی و روبنایی تقسیم می گردد ،که بخش زیربنایی را شامل تاسیسات و اماکن ضروری گردشگری نظیر مراکز اقامتی و پذیرایی ،جاده ها ،فرودگاهها و هزاران فاکتور مهم دیگر می دانند و در بخش روبنایی می توان به عوامل منابع انسانی و متخصصین جهانگرد یو فاکتورهای امنیتی و اطمینان خاطر جهانگردان اشاره نمود .(به عبارت دیگر در جهت بهبود اوضاع صنعت جهانگردی و توسعه این صنعت می بایست همواره به دو مولفه سخت افزاری و نرم افزاری آن توجه شایانی نمود .
گذشته از اهمیت سخت افزاری صنعت جهانگردی که در جای خود به عنوان یکی از ارکان اولیه و مهم این صنعت محسوب می گردد ،امروزه پرداختن به بعد نرم افزاری این مقوله با توجه به شرایط دنیای کنونی اهمیت بسزایی خواهد داشت .
امنیت اجتماعی فاکتور اساسی تشکیل دهنده بعد نرم افزاری صنعت جهانگردی است ،چزاکه اساساً جهانگردی در وهله نخست به دنبال مکانی آرام جهت گذراندن دوران نه چندان بلند تعطیلات خود است .بدین لحاظ فعالین و سیاستگذاران صنعت جهانگردی همواره به دنبال ایجاد بهترین شرایط (که در اینجا یعنی امن ترین نقطه و آرامترین مکان گردشگری است )هستند .ناگفته پیداست که هرچقدر مسئولین امر بخواهند صرفاً در قسمت سخت افزار (یعنی امور زیر بنایی جهانگردی ) بدون توجه به بخش های نرم افزاری (یعنی روبناها که شامل تامین نیروی انسانی شاغل در بخش جهانگردی و امنیت اجتماعی ) حرکت نمایند ،هرگز نخواهند توانست به کمال مطلوب این صنعت (که همانا افزایش ورود جهانگردان به کشور و ترغیب سایرین به بازدید از آن است ) برسند .بدین سبب توجه و تاکید به سازماندهی امنیتی و اتظامی هماهنگ با فعالین بخش های جهانگردی و فعالیت های آنان بسیار ضروری است .هر چند که اخیراً فعالیت هایی در این خصوص شکل گرفته است (نظیر پلیس های آموزش دیده مستقر در برخی فرودگاه ها و پایانه های کشور ) و لیکن چنین به نظر می آید که این تلاشها کافی نبوده و ت رسیدن به استانداردهای جهانی فاصله بسیار زیادی داریم .
خلاصه آنکه توجه صرف مسئولین به ابعاد زیربنایی صنعت جهانگردی نظیر احداث هتل ،رستوران ،جاده و غیره به تنهایی کافی نبوده و بستر سازی جهت ایجاد امنیت روانی و اجتماعی برای جهانگردان فاکتور مکمل و بسیار مهمی در این راستاست
جامعه شناسي توريسم
برخي ويژگيهاي توريسم
:: وجود سطوح بالاي نوع آوري و فناوري و سازماندهي
:: انواع مختلف و انجام نوآوري هاي گوناگون از جمله بسته مسافرتي ( packaged trip)
:: رشد توريسم مصادف است با رشد جنبش كارگري . بنابر اين مواجه با رشد مسافرت ساحلي براي طبقه كارگر هستيم
:: در مقابل در نيمه قرن 20 مسافرت تجملي براي طبقه مرفه و مديران وجود دارد. اين نوع تمايز مربوط است به ساختار بازار كار و نظام هاي توليدي ( مراجعه كنيد به مقاله من در باره تعريف فراغت و نظام ها توليدي)
:: 1960 به بعد رشد برنامه هاي توريسم توده اي
:: 1960 به بعد استفاده از كامپيوتر براي دادن اطلاعات در صنعت توريسم
:: رشد صنعت غذاي حاضري fastfood مصادف است با رشد فراغت و توريسم
:: رشد توريسم با استفاده از اينترنت براي رزرو همه چيز ( مراجعه كنيد به سايت last minute براي ديدن خدمات اينترنتي توريسم از جمله خريد بليط در آخرين دقايق)
اهميت توريسم
:: جزء مهم ايده جامعه مصرفي (مدرن ) مسافرت و گردشگري است
:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگي شده است
:: صنعت تعطيلات انتخاب و آزادي مختلف را ارائه مي دهد
:: گسترش صنعت گردشگري ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انساني است
:: توريسم بزرگترين صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است
:: 9 درصد رشد سالانه دارد . رشد توريسم بين المللي 5 درصد بود.
گردشگري
:: آيا توريسم پديده جديدي است يا زوارها همان توريست هاي اوليه هستند؟
:: توريسم يك فعاليت توده اي و عاميانه است
:: سه نوع مسافرت در گذشته كه با توريسم ( مربوط به دنياي مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهاي اريستوكرات ها و مسافرتهاي شاهان و سياحان
:: تقسيم بندي زوارها ( طبقه پايين tripper ) سياحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اريستوكراتيك ( طبقه بالا traveler )
نظريه هاي جامعه شناختي توريسم
جان اوري و مك كانل از جمله جامعه شناساني هستند كه درباره توريسم نظريه دارند. اوري اين بحث را مطرح مي كند كه چرا توريست عكس جمع مي كند و سرمايه دار سرمايه. اوري مي گويد توسعه عكس برداري همراه است با توسعه چشم توريستي Tourist gaze
يا شكار لحظه توسط توريست ها . اما مك كانل مي گويد توريست به مثابه فراري از زمان و مكان يا فرار به تاريخ است. بنابر اين سنت ها نقش مهمي براي توريست دارد. تاريخ محل هاي توريستي نقش مهمي در توريستي شدن دارد. بنابر اين توريست ها به دنبال يك محل كوچك يك وسيله كوچك
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتي هم هستند دنبال يك منطقه صنعتي قديمي هستند. بنابر اين اگر بخواهيم نقطه توريستي درست كنيم بايد آن را تبديل به مناطق تاريخي كنيم ( براي اين كار بايد سنت ابداع و جعل كرد. نگاه كنيد به بخش سنت در كتاب جهان رها شده . سنت هاي ابداعي و سنت هاي اصيل درنظريه مك كانل مهم هستند ( برخي سنت هاي ابداعي براي جلب توريست هاست ) سنت هاي پايه شناخت مدرنيسم است.
نقاط توريستي بايد چگونه باشد؟
:: Urryجان اوري معتقد است توريسم دنبال زرق و برق است . اما مك كانل مي گويد چشم توريست به دنبال قدمت و تاريخ است. بنابر اين ارتقاي محل توريستي در صنعت توريسم يعني تاريخي كردن محل . لذا نقاط توريستي بايد كوچك باشند : شهرهاي بزرگ نمي توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مك كانل مي گويد ( بر اساس تقسيم بندي تونيس : اجتماع و جامعه ) شهرهاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غير شخصي دارند ، كثيف اند، غير دوستانه اند.
:: اما اين تفكيك گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونيس ) براي چيست ؟ مك كانل مي گويد مردم در دنياي جديد فكر مي كنند تحت تسلط بوركراسي و سازمانهاي پيچيده زندگي شان كم عمق و سطحي شده و سنديت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا مي روند تا دنبال واقعيت ها بگردند ، دنبال حس واقعيت دزديده شده از خود هستند ، لذا مي روند ان را در جاي ديگر جستجو كنند و بدين سان پديد مي آيد. پس چون جامعه بوركراتيك است لذا تجربه غير اصيل دارد. توريست جائي مي رود كه معناي واقعيت است.
:: مك كانل براي تقويت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده مي كند: يعني اينكه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستيم :
1. كساني كه اجرا گرند و اجرا مي كنند (بازيگران)
2. كساني كه اجراي براي آنهاست (تماشاگر )
3. كساني كه نه اجرا مي كنند و نه مشاهده
4. اما بازيگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست
:: گافمن مي گويد اگر ويژگي هر آنچه در پشت صحنه است جلو بيايد اعتبار نمايش از بين مي رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتي در برخي انديشه هاي به نظر منظم روشنفكران ، … ) نيز اين چنين است. بنابر اين جلوي صحنه frontstage ظاهر appearance
و پشت صحنه back stage واقعيت reality است. گردش گرهاي واقعي sightseers مي خواهند همه واقعيت را ببيند، واقعيت زندگي ر
:: توريست ها تنها در پي ديدن جلوي صحنه هستند ، اما مسافر واقعي واقعيت زندگي را بومي مي خواهند.
:: توريست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را مي خواهند
:: بايد بين مسافر traveler و گردشگر tourist تمايز قائل شد
:: مسافر فكر مي كند چيزي از او مخفي شده لذا گرايش به ديدن پشت صحنه دارد: واقعيت واقعي realreality
:: مسافر يا سياح فكرمي كند جسدي درجائي دفن شده كه به او نشان نمي دهند وآنچه مي بيندظاهر قضيه است
:: حالا توريست ها نيز به دنبال همان سنديت ها هستند
:: مي خواهند با بو مي ها ديدار كنند.
:: مك كانل MacCannell مدل 6 مرحله اي را ارائه مي دهد يعني
1. منطقه علني يا جلوي صحنه گافمن كه البته توريست مي خواهد فراتر رود
2. منطقه علني توريستي كه دكور شده حاوي برخي عناصر پشت صحنه ( رستوراني با ماهي بزرگ حلق آويز يا گوشت چرخ كردن در جلوي چشم ) همه آرايش صحنه هستند
3. جلوي صحنه كه كاملا طراحي شده كه پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستايي . راهنما اطلاع مي دهد بومي نماها آماده مي شوند
4. پشت صحنه براي خارجي ها باز است
5. پشت صحنه باز است اما بازسازي و تميز شده (تورست ها كه مي روند ديگر مثلا با ادب نيستند )
6. منطقه پشت صحنه : نوعي فضاي اجتماعي كه آگاهي توريست را تحريك مي كند. اگر توريست به ان برسد احساس خوب دارد
اما در انديشه اوري urry چنين ديدي را نمي توان ديد . بجاي آن اوري به نگاه خيره توريست يا شكار لحظه ها نظر دارد.
:: اما چه ويژگيهاي مختلفي بايد در علائم باشد تا امر عادي از خارق العاده متمايز شود و توريسم را وادار كند تا آن را شكاركند.
:: ابژه بايد وجود داشته باشد يا بوجود آيد . منحصر بفرد و يگانه باشد، ديدني و فرهنگي باشد، مانند نقطه اي مقدس و … چيزي كه منحصر و يكي است ، تجربه واقعي بودنش بايد آسان باشد ، بايد طوري باشد كه توريست دوربين را در آورد
1. بايد هر منطقه و نقطه نمونه فرهنگي باشد، روستاي نمونه انگليسي
2. برخي جنبه هاي ناشناس زندگي روزمره در موزه نيز هستند ( موزه وايكينگ ها : كشتي سازي )
3. جنبه هاي معمولي زندگي در برخي پهنه ها غير عادي مي شوند: زندگي كمونيستي
:: انديشه اوري بر نگاه خيره توريست استوار است بر خلاف اصالت و سنديت مك كانل
:: توريست به دنبال علايم است
:: توريست به دنبال چيزي است كه با تجربه روزمره اش فرق كند
:: توريست آنقدر ساده نيست كه فكر كند تجربه سنديت و واقعيت امري ممكن است
:: توريست فرارمي كند تاهمه چيزرااز درون علائم ببيند: درپاريس هرتوريست رمانتيك فرا زمان را نشان مي دهد
:: توريست خيره بر علائم است
:: توريست از علائم عكس مي گيرد
اهميت توريسم در سياست گذاري فرهنگي
در سياستهاي فرهنگي باتيد به چه چيز اهميت داد : مهمانان يا مقيمان . آيا بايد كار روي اجتماع باشد كه مورد توجه مردم بومي است و گردشگران و بازديدكنندگان بين المللي بسويش نمي آيند
:: دشواري گزينش در اين دو راهي از حيطه بازسازي شهرها و سرمايه گذاري فراتر مي رود و به جريان اصلي سياست فرهنگي مي رسد، زيرا معرف مباحث و مجادلات حادي درباره فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامه است.
:: اهميت توريسم فرهنگي به چه دلاليلي است ؟ به دلايل اقتصادي يا اجتماعي يا هر دو
چرا در برخي مناطق پرجمعيت اروپا مانند ونيز و منطقه درياچه اي انگلستان ، سياست جاري مبتني بر كاستن از تعداد توريست ها است ، نه افزايش آنان .چرا؟ حتي افزايش سريع توريسم در شهرهائي مانند پراگ و تالين تاثيرات شديدي بر فرهنگ محلي و جامعه گذاشته است.
:: با توجه به ارزش توريسم ، هميشه اين گرايش و وسوسه به چشم مي خورد كه فرهنگ بومي را چنان مديريت كنيم تا نيازهاي توريست ها - يا آنچه تلقي ما از نيازهاي آن هاست - برآورده شود.
:: بومي ها اين گرايش را به زيان خود مي بينند و در نتيجه اين امر به حسن روابط بوميان و مهمانان لطمه مي زند و در بلند مدت ، قابل دوام نخواهد بود. اين مسايل سبب شده تا مفهوم گردشگري مسئولانه مطرح گردد.
:: توريسم فرهنگي عبارتست از هنر همزيستي در بستر فرهنگي ديگر
:: اما بيشتر توريست ها جذب شيوه هاي زندگي جاري در گردشگاه ها مي شوند . يعني مي خواهند به جاهايي بروند كه بوميان مي روند و از غذا و تفريحاتي استفاده كنند كه بخشي از تشخص ،ميراث و فرهنگ آن مكان ها است.
:: يك سياست حساس فرهنگي براي ارئه خدمات استاندارد مورد انتظار توريست ها با توسعه وسايل در مشاركت با نيازها و منافع محلي راه هايي مي يابد. پروژه هايي كه كيفيت زندگي بوميان و توريست ها را بالا مي برد بايد بخشي از سياست محلي و راهبردي توسعه باشد، چنانكه در شهرهاي اروپاي شمالي همگان از بهبود محيط منتفع شده اند و جاذبه هاي توريستي نويني پي ريزي شده است . دخالت هائي مانند فعاليت هاي رفتگري ، نصب علائم ، نيروي انتظامي بهتر . حمل و نقل و روشنائي ، ايمني اتومبيل ها در پاركينگ ها ، هم براي توريست ها و هم براي بوميان جذاب است.
چگونه مي توان بر اساس نظريه هاي جامعه شناسي محل هاي توريستي درست كرد يا آنها را ارتقاداد؟
در چهار محور مي توان اين كار را انجام داد:
:: خدمات و امكانات = خدمات رفاهي خوب + قدرت پذيرايي از آدم هاي مختلف
:: تاريخ = زيبايي ديروز در خيابانهاي امروز + موزه ها
داستان مي گويند + تصوير طبيعت و تاريخ + تاريخ رنگارنگ
:: طبيعت = هواي سرد ، تعارف گرم + صنايع دستي + تصويري از تاريخ + جاذبه هاي طبيعي
:: فرهنگ = جاذبه هاي ماهيگيري +تعارف گرم و ….
اوقات فراغت و توريسم
اوقات فراغت فعاليتهاي زيادي را در بر مي گيرد. البته بايد توجه داشت كه هر فعاليت فراغتي به نوع تعريف شما از فراغت بر مي گردد. اما معمولا خواندن - ورزش - سينما - پياده روي - تلويزيون - موسيقي - رستوران - بازي با كامپيوتر - ديدار از دوستان - ديدار از محله ها ، انواع ورزشها (پياده روي ، كوه نوردي ، فوتبال ) گردش بيرون شهر ( كوه نوردي ، ييلاقات ، شنا )هنر (سينما ، تئاتر ، كنسرت ) و نيز اوقات فراغت خانگي ( تلويزيون ، كارهاي DIY باغباني و دكوراسيون ، ملاقات دوستان در مسجد و مطالعه ) همه و همه مي توانند فعاليت فراغتي محسوب شود.
بايد توجه داشت كه بر اين اساس مي توان الگوي فراغتي را مشخص كرد. به طور مثال چه گروه ها و چه طبقات به چه نوع فراغتي مي پردازند. مثلا اگر الگوي فراغتي هنري باشد ممكن است گروه هاي بالاي درامدي به كنسرت هاي كلاسيك بروند و طبقات پايين تر به كنسرت هاي پاپ.
گروههاي اجتماعي و اوقات فراغت
همچنين گروههاي مختلف مردم اوقات فراغت را به انواع مختلف مي گذارند:
گروهها را مي توان به دسته هاي زير تقسيم كرد:
1 - گروه سني 2 - نيازهاي خاص 3 - جنسيت 4 - فرهنگ 5 - نوع خانوار 6 - گروه اجتماعي
- اگر نتايج تحقيق نشان دهد كه فاصله اوقات فراغت زياد نيست آيا نمي توان گفت كه جامعه تنوع ندارد؟
گروه سني : شناخت فعاليت هاي مختلف گرو هاي مختلف سني مهم و مفيد است
فرهنگ : منظور ما از فرهنگ سنت ، سليقه ها ، ذائقه ، رفتار و عقايدي كه بر ما تأثير مي گذارند .
نيازهاي خاص : توان مندان نيازهاي خاص دارند - تحقيقات مختلف
انواع مختلف خانوار : افراد با خانواده كم هستند اوقات فراغت ممكن است طوري بگذرانند كه در صورت انفرادينمي گذرانند مرد با زنش ، زوج تازه ازدواج كرده، خانواده با خانواده ديگر
صنعت توريسم در هزاره سوم به يكي ازپررونقترين، جذاب ترين، اشتغال زاترين وپردرآمدترين صنايع جهان تبديل شده است.بنابر آمار موجود، سفر و جهانگردي در سال2000 ميلادي 506/4 تريليون دلار آمريكا رابه خود اختصاص داده و پيش بيني ميشود كه درسال 2010 اين رقم 454/8 تريليون دلارافزايش يابد، واضح و معلوم است كه در اين ميانكشورهايي از اين رقم هنگفت بيشترين بهره راخواهند برد كه در زمينه گردشگري، مديريت وبرنامه ريزي جامعي داشته باشد.
اما در اين ميان سهم كشور ما ايران از اينصنعت چقدر است؟ طبق آمار اعلام شده از سويسازمان جهاني جهانگردي (wto)وابسته بهسازمان ملل، ايران از نظر جاذبههاي گردشگريجزء 10 كشور برتر جهان ميباشد از سوي ديگرآمار نشان ميدهد كه سهم ايران از درآمد صنعتتوريسم و گردشگري كمتر از 01/0 سهم جهانياست كه اين نشان از ضعف هاي مديريتي و كمتوجهي به اين صنعت پر درآمد و سودآورميباشد و اين خود بيانگر آن است كه ما حتينتوانستيم از امكانات و داشته هايمان براي حفظ جايگاه جهاني خود استفاده كنيم.
بي شك گردشگري، نقش موثري در اشتغالزايي،افزايش درآمد ناخالص ملي، ايجاد وحدتميان قوميتها و عدالت اجتماعي را دارا ميباشد.
كارشناسان صنعت گردشگري را به عنوانصنعت جايگزين نفت در ايران عنوان ميكنند.براساس اطلاعات موجود، در ازاي هر يكميليون دلار درآمد توليد شده در صنعت(توريسم) 20 هزار شغل جديد ايجاد ميشود.سازمان جهاني جهانگردي معتقد است كه بيش از50 درصد از معضلات اشتغال در كشورهاي درحال توسعه، از طريق توسعه صنعت گردشگريقابل حل است. اما متاسفانه تنها23 هزار نفر كه درچهار هزار و 174 واحد اقامتي و پذيرايي درسراسر كشور مشغول به كار ميباشند و در اينصنعت به طور مستقيم فعالند.که اين براي کشوري که از نظر جاذبه هاي جهانگردي در رتبه 10 کشور برتر جهان قرار داردوجمعيتي بالغ بر70ميليون نفر را داراست ،درحقيقتناچيز ودر حد صفر مي باشد.
در حال حاضر بزرگترين معضلي كه كشور درصنعت توريسم و جذب گردشگر با آن مواجهاست نبود امكانات اقامتي مناسب و خدماترساني به گردشگران، به خصوص گردشگرانخارجي ميباشد. از طرفي در كشور ما، مانندكشورهاي توريستي ديگر به هيچ عنوان بازاريابيو تبليغات صحيح و تخصصي در اين صورت نمي گيرد، در صورتي كه تبليغات و بازاريابيركن اصلي جذب توريست و جهانگرد ميباشد.
مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگريچندي پيش اعلام كردند، در سال گذشته درمقابل تنها 700 هزار گردشگر ورودي به كشور،نزديك به 9/2 ميليون ايراني با ارزي معادل 5/1ميليارد تومان به كشورهاي خارجي مسافرتكردهاند.عدم توازن دو بخش ورودي و خروجيگردشگري كشور خود نشان روشني از وضعيتاسفبار گردشگري داخلي ايران است.
كارشناسان اعتقاد دارند تنها راه خروج از اينبحران و رسيدن به سطح استاندارد جهانيواگذاري اين بخش به بخش خصوصي ميباشد. در برنامه چهارم توسعه و نيز مصوباتمجمع تشخيص مصلحت نظام آمده است، كه درپايان برنامه چهارم توسعه كليه واحدهايخدماتگردشگري از اختيار دولت خارج و به بخشخصوصي واگذار ميشود. از سوي ديگر مهمترينبرنامه ششمين رييس جمهور منتخب مردم ايران،توزيع عادلانه فرصتها،امكانات، توزيع بودجهبراساس مناطق كم درآمد و تمركز زدايي از شهرتهران است. اهدافي كه همگي در سايه گسترشگردشگري محقق ميشود.
در چشم انداز 20 سالهي گردشگري هدفيمشخص شده كه برخي از كارشناسان داخلي آنرا بلند پروازانه ميدانند و معتقدند كه نميتوان بهآن دست يافت (ورود 20 ميليون گردشگري درپايان اين برنامه.)
اما به نظر ميرسد با تصميم راسخي كهدولت جديد براي توزيع عادلانهفرصتها،امكانات و همچنين تمركز زدايي از تهران دارد،اگر گردشگري در سرفصل كارهاي آن قرار گيرد،اين برنامه محقق ميشود
درآمد گردشگري 5/2 برابر درآمد اوپك است
تهران - خبرگزاری اقتصادی ایران
اكونيوز:مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان گفت: در آمد سالانه جهانگردان در دنيا 2.5 برابر در آمد سالانه فروش نفت کشورهاي عضو اوپک است.
به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران، "غلامرضا زارعي" با بيان اين مطلب گفت: براساس پيشبينيهاي سازمان جهاني توريسم، در سالهاي آينده صنعت گردشگري به لحاظ درآمد در راس تمام صنايع موجود دنيا خواهد بود.
وي با بيان اين مطلب که صنعت گردشگري علاوه بر بحثهاي اقتصادي در ايجاد اشتغال، توسعه منطقهاي و احيا آداب و سنن اهميت شاياني دارد، تصريح کرد: درآمد سالانه جهانگردان در دنيا 2.5 برابر در آمد سالانه فروش نفت کشورهاي عضو اوپک است.
زارعي بيان كرد: عليرغم توسعه بخش گردشگري و ايجاد تحولات اجتماعي و سياسي در اين بخش هنوز ايران در بين 150 کشور عضو سازمان جهاني گردشگري در مقام هفتاد و پنجم دنيا قرار دارد.
مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان ادامه داد: با توجه به تحريمهاي خارجي در حمل و نقل هوايي و افزايش بيرويه وسايل نقليه شخصي و عدم تناسب جادهاي کشور بخش حمل و نقل ريلي کشور هنوز نتوانسته است جايگاه راحتي خود را در حمل و نقل کشور به دست آورد.
وي بيان كرد: 16 درصد سهم حمل و نقل کشور مربوط به حمل و نقل ريلي است و اين در حالي است که اين بخش تنها 12 درصد مصرف گازوئيل را به خود اختصاص داده است.
وي افزود: هم اکنون بيش از هشت هزار کيلومتر خط ريلي در کشور وجود دارد که بر اساس برنامهريزيهاي انجام شده سالانه هزار کيلومتر به اين خطوط افزوده خواهد شد.
وي تصريح کرد: در حال حاضر در شاخص طول خط ريلي به مساحت، کشور ما از وضعيت مناسبي برخوردار نيست به طوري که به ازاي هر کيلومتر مربع مساحت تنها 3.4 متر خط آهن وجود دارد و اين در حالي است که اين شاخص در آلمان 96 متر، ژاپن 53 متر و ترکيه 3.11 متر است.
مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان افزود: ايران در شاخص طول خط ريلي به مساحت، حتي از کشورهايي نظير مالزي، ترکمنستان، عراق و آذربايجان هم عقبتر است.
زارعي با اشاره به اينکه به ازاي هرپنج کيلومتر خط آهن در کشور يک واگن مسافربري وجود دارد، بيان كرد: اين شاخص در کشورهايي مانند آلمان سه واگن، ژاپن 5.7 واگن و کره جنوبي هفت واگن است.
وي ادامه داد: شاخص بهرهبرداري امکانات ريلي ايران از کشورهاي اروپايي هم بالاتر است به طوري که سالانه در کشور به ازاي هر کيلومتر شبکه ريلي 6.1 ميليون نفر کيلومتر و به ازاي هر واگن مسافري 3.7 ميليون نفر کيلومتر جابهجا ميشوند.
وي اظهار كرد: در راستاي اهداف و سياستهاي دولت نهم مبني بر توسعه گردشگري شرکت رجا با همکاري کشورهاي ترکيه و سوريه، قطارهاي مسافربري بينالمللي تهران ـ استانبول و تهران ـ دمشق راهاندازي شده است و به زودي قطارهاي بينالمللي تهران ـ آلمان هم راهاندازي خواهد شد.
زارعي تصريح کرد: توسعه و تجهيزات ايستگاههاي راه آهن کشور، تقويت ناوگان ريلي از طريق خريد واگنهاي جديد، مسافري و مشارکت فعال بخش خصوصي از جمله فعاليتهاي انجام شده شرکت رجا است.
مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان بيان كرد: امکان سفر با قطار در ايران هر سه سال يکبار است و اين در حالي است که امکان سفر با قطار در آلمان 21 بار در سال، در ژاپن 67 بار در سال، در ايتاليا 9 بار و در ترکيه يکبار در سال است.
وي تصريح کرد: در راستاي افزايش عمر ناوگان مسافري ريلي کشور، قطارهاي تندرو تهران ـ تبريز با سرعت 160 کيلومتر در ساعت راه اندازي شده است که به زودي قطارهاي تندرو مسيرهاي مشهد، قم، اراک، زنجان، ميانه، کاشان و اروميه هم راه اندازي خواهند شد.
وي با بيان اين مطلب که در راستاي توسعه حمل و نقل عمومي، 30 دستگاه ريل باس از اواخر سال جاري وارد شبکه ريلي کشور خواهند شد اظهار كرد: خريد 450 واگن مسافربري در قالب قراردادهاي داخلي و 150 واگن مسافربري دو طبقه از خارج از کشور، از برنامههاي عملياتي شرکت رجا است.
وي بيان كرد: براي دسترسي آسان مردم به بليت قطار، 75 دفتر خدمات مسافرتي هوايي و جهانگردي و فروش بليت قطارهاي مسافري رجا وجود دارد که در نظر داريم 16 دفتر خدمات مسافرتي ديگر را هم به اين تعداد اضافه کنيم.
وي با اشاره به اينکه براي رفاه مسافران با توجه به سهميه بندي بنزين چهارهزار و 108 دستگاه خودرو همراه مسافر با واگنهاي حمل خودرو از استان جابهجا شدهاند تصريح کرد: در شش ماهه دوم سال گذشته بيش از پنج ميليارد و 780 ميليون ريال غرامت به مسافران استان پرداخت شده است.
وي خاطر نشان کرد: عليرغم جاذبههاي گردشگري کشور هنوز بسياري از استانهاي کشور از داشتن شبکه ريلي محروم هستند.


