X
تبلیغات
شهر و من

شهر و من

مسافرت و حمل و نقل

 

مسافرت و حمل و نقل

هواپيما را مي‌توان از دفترهاي فروش مستقيم يا از آژانس‌هاي خصوصي كه در سطح تهران و شهرهاي بزرگ به صورت شبكه وسيعي فعاليت دارند ، تهيه كرد

خطوط دريايي و كشتي‌راني والفجر 8 ، گروه كشتي‌هاي ايران هرمز در خليج فارسي و كشتي ميرزاكوچك خان در درياي مازندران در جابجايي مسافر بين ايران و ساير كشورها فعاليت دارند
بهترين راه مسافرت از خارج به ايران راه هوايي و استفاده از هواپيما است . شركتهاي بزرگ هواپيمايي جهان به ويژه ايران اير، همه روزه بين تهران و شهرهاي بزرگ جهان پرواز دارند . تقريبا تمامي شركت‌هاي هواپيمايي جهان در تهران ، دفتر نمايندگي مستقل دارند

از كشورهاي تركيه ، عراق ، تركمنستان ، آذربايجان ، ارمنستان ، پاكستان و افغانستان از طريق راه‌هاي زميني نيز مي‌توان به ايران سفر كرد . راه اصلي زميني كه ايران را با كشورهاي همسايه ارتباط مي‌دهند عبارتند از : 

راه ايران – تركيه ، در مرز بازگان در شمال غربي ايران ؛ راه زميني زاهدان – ميرجاوه در مرز ايران و پاكستان و راه تايباد – هرات در مرز افغانستان ؛‌راه‌هاي زميني آستارا – جلفا با جمهوري آذربايجان و راه زميني قصر شيرين – خسروي به عراق

 
علاوه بر اين ،‌ايران از طريق راه‌هاي دريايي و بندرهاي واقع در كرانه‌هاي درياي مازندران باكشورهاي روسيه ، آسياي مركزي و منطقه قفقاز و از طريق بندرهاي خليج فارسي و درياي عمان با كشورهاي كويت ، بحرين ، امارات متحده عربي و عمان ارتباط دارد و از طريق اقيانوس هند به آب‌هاي آزاد و ديگر بنادر جهان راه مي‌يابد

راه‌هاي ارتباطي ميان شهرهاي بزرگ و راه‌هاي اصلي كشور آسفالت هستند و از كيفيت مطلوب و مناسبي برخوردارند . رانندگي در ايران از سمت راست و براساس مقررات بين‌المللي انجام مي‌گيرد . بسياري از جاده‌هاي ايران ، جاده‌هاي كوهستاني‌اند و از اين جهت چشم‌اندازهاي بسيار جالبي نسبت به اطراف دارند  درغالب راه‌هاي ايران علائم راهنمايي و رانندگي نصب شده است ؛ راهداري‌ها پيوسته به مراقبت از راه‌ها اشتغال دارند و پليس ويژه‌اي به نام پليس راه بر اجراي دقيق مقررات راهنمايي و رانندگي در جاده‌هاي كشور نظارت دارد

مركز استانها و شهرهاي بزرگ ، با شبكه‌اي از راه‌هاي اصلي و فرعي ، به واحدهاي كوچك شهري و روستايي مربوط مي‌شوند . راه‌هاي اصلي ترانزيتي جهت شمال غربي – جنوب شرقي يا شمالي – جنوبي دارند و مرز ايران و تركيه را به مرز ايران و پاكستان يا مرز ايران با كشورهاي شمالي را به داخل كشور مربوط مي‌سازند . نقشه كامل يا اطلس راه‌هاي ايران را مي‌توان از مراكز سازمان ايرانگردي و جهانگردي ياكتابفروشي‌ها وروزنامه‌فروشي‌ها تهيه كرد

در برخي از راه‌هاي ايران به دليل كوهستاني بودن ، نمي‌توان با سرعت زياد رانندگي كرد؛ با وجود اين ، بيشتر جاده‌هاي ايران از ايمني نسبي برخوردارند . با وجود جايگاه‌هاي فروش بنزين در فاصله‌هاي مناسب ، به حمل بنزين اضافي نيازي نيست . هزينه سوخت وسايل نقليه در ايران كمي از هزينه سفر را تشكيل مي‌دهد و در مقايسه با كشورهاي ديگر به مراتب ارزان‌تر است . تجربه مسافرت زميني درايران به دليل ديدارهاي فراموش نشدني است

به دليل ارزاني گازوئيل ،‌هزينه مسافرت با اتوبوس بسيار ارزان است . علاوه بر اين ، شركت‌هاي اتوبوس‌راني ايران با درجه‌بنديهاي مختلف ، امكانات متنوعي از نظر قيمت و راحتي سفر ارائه مي‌كنند  هزينه مسافرت با اتوبوس از 30 تا 50 ريال براي هر كيلومتر بيش‌تر نيست . به جز وسايل نقليه شخصي و اتوبوس ، با سواري‌هاي كرايه نيز مي‌توان در ايران مسافرت كرد . اين سواري‌ها كه دفتر آنها در ترمينال مسافربري قرار دارد ، سرويس‌هاي منظم و راحت به بيش‌تر شهرهاي ايران دارند و مي‌توان آنها را به طور دربستي نيز كرايه كرد . البته در شهرها نيز آژانس‌هاي مسافرتي وجود دارند كه اتومبيل براي داخل يا خارج شهر كرايه مي‌دهند. سرويس‌هاي قطار در ايران همانند تمامي كشورهاي جهان برنامه حركت معيني دارند كه اطلاعات مربوط به آن را مي‌توان از ايستگاههاي راه‌آهن به دست آورد . شهرهاي بزرگ ايران مانند تبريز ، مشهد ، گرگان ، اصفهان ، كرمان ،‌يزد ، اهواز و خرمشهر از طريق راه آهن قابل دسترسي هستند  بهاي بليط قطار با توجه به درجه‌بندي كوپه‌ها ، مسافت و نوع قطار متفاوت است 
هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (ايران اير) و شركت هواپيمايي آسمان و ساير شركت‌ها از جمله ؛‌ ساها، كاسپين ، ماهان ،‌ايران ايرتور ، كيش ايرو بن اير به تمام شهرهاي بزرگ و حتي برخي شهرهاي متوسط و كوچك دورافتاده كشور نيز پروازهاي منظم دارند . توسعه فرودگاههاي كشور در سالهاي گذشته ،‌امكان ارتباط هوايي بين شهري را در سطحي مطلوب و وسيع فراهم كرده است . بهاي بليط پروازهاي داخلي نيز در مقايسه با كشورهاي ديگر نسبتاً ارزان است . سرويس و خدمات جنبي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران در پروازهاي داخلي نيز براساس استانداردهاي بين‌المللي انجام مي‌گيرد.

 

 

صنعت توريسم یا هنر توریسم

تور Tour (فرانسه) به معني چرخ، گردونه، دوران، دورگردي، گردش و سياحت است. (فرهنگ عميد)
Tour (فرانسه) را دورة مأموريت ـ گردش نيز معني كرده‏اند.

 Tourism گردشگري

 Tourist گردشگر

‏Tour nament دورة گردش مسابقات

در تمام معاني فوق‏الذكر مفهوم گردش لحاظ شده است صرف‏نظر از مفهوم عاميانة گردش به معني تفريح و گلگشت، در واقع مفهوم Tourism يعني گردشگري مانند چرخ دوار يعني حركتي كه از يك نقطه آغاز و در همان نقطه به پايان رسد. حركت چرخشي حول يك محور و بازگشت به نقطه شروع. اين مفهوم كه در چرخ صادق است، در سياحت نيز صادق است، يعني سياح يا جهانگرد يا گردشگر، در اكثر مواقع حركتي را از نقطه‏اي آغاز و پس از مدتي به محل نخست باز مي‏گردد. اما آنچه جالب است تشابهات هجايي و لغوي است كه البته اينگونه شباهتها در ادبيات جهان بسيار زياد است.
ريشه بسياري از لغات با يكديگر داراي شباهتهاي قابل توجهي هستند. مثلاً واژه ديوار كه در برخي ادبيات عاميانه (ديفال) نيز تلفظ شده، شباهت زياد به معادل انگليسي آن Thewall دارد.
از آن جمله است Tour ـ در ادبيات فارسي واژه‏اي به همين معني و با همين هجا و آوا وجود دارد، كه طور تلفظ مي‏شود (به فتح ط)


به معني پيرامون سراي و يا طوران(به فتح ط) به معني پيرامون چيزي گرديدن، گرد بر چيزي گشتن (دهخدا)

اين لغت براثر استفاده متمادي دَور و دَوران نيز تلفظ مي‏‎شود و در ادبيات امروزي دور (به ضم دال) و دوران(به فتح دال) معني گشتن و چرخيدن مي‏دهد. با قدري توجه تشابه آوايي في‏مابين دور و Tour در فرانسه قابل درك است.


اينكه Tour از دَور گرفته شده يا بلعكس، فاقد اهميت است. مهم ميزان تأثيرگذاري ادبيات ملل بر يكديگر است ك در فرصتي مناسب به آن مي‏پردازيم.


بحث فوق به منظور اشاره به ميزان تشابه فرهنگي ملل و مفاهيم مشترك بين ملتها بيان گرديد.
در زبان لاتين با مصدرسازي و تغييرات در آن دامنه لغات گستردگي قابل توجهي پيدا مي‏كنند كه اين بحث در مقوله زبان‏شناسي قابل پي‏گيري است.چو اما صنعت توريسم. پس از تجزيه لغوي توريسم، بايد به جزء ديگر اين كلمه تركيبي يعني صنعت پرداخت:


صنعت در لغت از ريشه صنع به معني ساختن چيزي، كار و پيشه كردن، كاركردن و آفريدن است.
صنعت به معني پيشه و هنر، حيله‏گري، ظاهرسازي و جمله‏پردازي است.
به راستي برگزيدن پيشوند صنعت براي گردشگري حاوي چه مفهومي است؟ و چگونه مي‏توان عمل گردش و سياحت را صنعت به حساب آورد؟ گردشگري در تاريخ بشر سابقه چند هزار ساله دارد، البته مفهوم گردشگري با مفهوم مهاجرت كاملاً متفاوت است چون همانگونه كه از نام آن برمي‏آيد گردش برگشت به نقطة شروع را در معني خود مستتر دارد. در اسناد مكتوب و بجامانده در تاريخ جايگاه گردشگري مشخص است. انبوه سفرنامه‏ها، سياحت‏نامه‏ها كه از قرون گذشته بجا مانده است بيانگر اهميت جهانگردي در فرهنگ بشر است.


جهانگردان دوران گذشته قالباً به دو دسته تقسيم مي‏شده‏اند جهانگردان انفرادي كه به منظور كشف مجهولات، كسب تجربه و ارضاي كنجكاوي خود با سرمايه شخصي و همت خود جهان را درمي‏نورديدند و برخي از جهانگردان در استخدام حكومتها بوده‏اند و با پشتيباني مالي و برنامه‏اي مشخص اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي به گردشگري مشغول مي‏شده‏اند.


كشف سرزمينهاي جديد، تبادل آداب و رسوم و فرهنگ ، توسعه علوم و توسعه تجارت تنها بخشي از فوايد گردشگري است.


امروزه شايد بتوان توريسم را به دسته‏هاي مختلفي تقسيم كرد. توريسم فرهنگي، سياسي، تجاري،‌ تفريحي،‌علمي و ... و اين يعني ساماندهي يك گردش با برنامه.


در تفكر ديني اسلام براي جهانگردي كاركردي خاص مورد توجه قرار گرفته است. در قرآن حداقل 6 بار جهانگردي توصيه شده اما با هدف مشخص عبرت‏آموزي و آموزشي.
فسيروا في‏الارض فانظرو كيف كان عاقبه‏المكذبين (آل عمران 137)


در آيات ديگر نيز سفارش شده است كه در زمين بگرديد و ببينيد كه عاقبت مشركين، مجرمين، دروغگويان و تكذيب‏كنندگان خداوند چگونه بوده است. (الانعام 11 ـ النحل 36 ـ النحل 69 ـ عنكبوت 20 و الروم)
اين سفارش توسط بسياري از سيّاحان مورد توجه قرار گرفته و حاصل جهانگردي آنان به صورت سفرنامه چراغ راه مردم گرديده است. بسياري از دستاوردهاي رشتة مردم‏شناسي امروزه مديون اين سفرنامه‏هاست. بسياري از مطالعات تاريخي و حتي مكاشفات باستان‏شناسي ريشه در اطلاعات برخي از سفرنامه‏ها دارد.
متون بجامانده از جهانگردان بسيار كاربردي و دقيق ثبت شده است و امروزه بعنوان يك گنجينه با ارزش تمدن بشري است.

جهانگردي در دوران گذشته يك عمل خاص محسوب مي‏شده و افرادي خاص كه از لحاظ اجتماعي و اقتصادي در شرايط مناسب بودند توان جهانگردي را داشتند كه اين افراد اكثراً مشاهده‏گران قدرتمندي بودند و وقايع و شرايط را به دقت ثبت مي‏كردند.


امروزه بخش عمده‏اي از جهانگردي مشتمل بر سفرهاي تفريحي مردم عادي است كه به منظور استفاده از امكانات و مواهب مناطق مختلف جهان و كسب لذت، هزينه‏هاي گردشگري را متقبل مي‏شوند. البته هنوز تعداد قابل توجهي توريست حرفه‏اي و اهل مطالعه و بررسي و علاقه‏مند به توسعه دامنه اطلاعات وجود دارد كه سفرهاي توريستي خاصي را پي‏گيري مي‏كنند.

توريسم امروزه به يك ركن تجارت بدل شده است و درآمد سرشاري براي كشورهايي كه جاذبه توريستي دارند به همراه دارد. امروزه كشورهاي مختلف دنيا با بهره‏گيري از مواهب طبيعي، آثار باستاني، تمدن كهن يا حتي تكنولوژي جديد، شهركهاي توريستي و امكانات تفريحي قطب توريسم شده و هر ساله از چهار گوشه جهان افرادي را به خود فرا مي‏خوانند تا با فروش كالا و خدمات سيل درآمد را به كشورشان جاري ‏كنند. كشورهايي مانند چين، هند، تركيه، ايتاليا و ... امروزه به شدت در اين تجارت كه خود آنرا صنعت مي‏نامند، سرمايه‏گذاري مي‏كنند.

 


كشور ما نيز داراي جاذبه‏هاي فوق‏العاده توريستي است. جاذبه‏هاي باستاني مانند تخت جمشيد، بيستون، شهرهايي مانند اصفهان، شيراز، شهر سوخته كاشان و جاذبه‏هاي طبيعي مانند شمال كشور و حتي كويرهاي بكرو زيباي مركزي از جاذبه‏هاي توريستي كشور محسوب مي‏شوند.

با اينهمه امروز جايگاه كشور ما در توريسم جايگاه درخور شأن و تمدن و قدمت آن نيست. آسيب‏شناسي اين پديده موضوع اين نوشتار نيست و نياز به بررسي و مطالعه دقيق و عميقي دارد. اينقدر مي‎‏توان گفت كه به قول معروف توريست مانند آهو است و دشتي آرام را براي گلگشت انتخاب مي‏كند. هرگونه ناامني و سختي آهو را فراري مي‎‏دهد. محدوديتهاي ناشي از اختلافات فرهنگي، ناامني منطقه خليج فارس (جنگهاي منطقه‏اي) و عدم وجود امكانات در حد استانداردهاي بين‏المللي، برخي از عوامل عدم استقبال توريست از كشورمان است.


اما در اين ميان عدم وجود ساختاري منسجم و متولي مشخص، عدم رسيدگي به مراكز جذب توريست، عدم وجود كادر مجرب و متخصص در پايگاههاي هدف مانند مراكز باستاني و تاريخي، عدم ارائه سرويس مناسب به بازديدكنندگان، عدم امكان تعامل و ايجاد ارتباط با توريست، بدليل تفاوتهاي فرهنگي و زباني و از همه مهمتر عدم وجود درك صحيح از اهميت اين پديده در كشور برخي از تنگناهاي موجود فراروي توريسم در ايران است كه هريك از اين عوامل نياز به بررسي و پاتولوژي دقيق دارد و اين درصورتي ممكن است كه مسئولين امر در مرحلة نخست نقش و اهميت پژوهشهاي اجتماعي را درك كنند. براي اين مهم سرمايه‏گذاري نمايند تا بتوانيم علي‏رغم محدوديتهاي خاص موجود از ظرفيتهاي موجود حداكثر بهره‏وري را براي كشورمان حاصل نماييم.

از اين رو معتقدم كه توريسم به هيچ عنوان صنعت محسوب نمي‏شود و به دليل لزوم ايجاد ارتباط با انسانها و فرهنگهاي مختلف و ساماندهي يك تعامل چندجانبه با جهان زنده پيرامون در واقع توريسم يك هنر است و نگاه به آن بايد در قالب توسعة يك هنر انساني باشد.

 

توریست خوشگذران ،حامل زباله های فرهنگی

در جلسه این هفته فصل نو حضور داشتم صحبت از این بود که موضوع نشریه این هفته درباره موضوع توریسم و گردشگری است. هریک از دوستان نظراتی ارائه میکرد و طبق معمول متوجه شدم که با نظر اکثریت توافق ندارم و مطالبی را عنوان کردم و قرار بر این شد که این مطالب را در مقاله ای به نشریه ارائه کنم اما چون بحث توریسم نه موضوع مورد علاقه من و نه در تخصص من می باشد این نوشتار یک مقاله علمی و مبتنی بر نظرات علمی و تخصصی نیست بلکه مطالبی است از جنس بحث هایی که در گوشه وکنار مانند مهمانی ها و تاکسی ها صورت می گیرد و هیچ وقت هم به نتیجه نمیرسد.
بارها در حین بحث و گفتگو با دیگران در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به این نکته اشاره کرده ام که بحث از این موضوعات رو بنایی بدون رجوع به مبناهای فکری کار هوده بخشی نیست. به طور مثال 3 نفر را فرض کنید که مشغول بحث سیاسی هستند یکی از دموکراسی غربی حرف میزند دیگری از نظام سلطنتی و شخص سوم از مدل جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه دفاع میکند هر سه این افراد در مبنای فکری خود درست حرف میزنند و اختلاف آنها ریشه در مبنای فکری آنها دارد. حال برای اینکه این بحث دقیق تر و مفید تر باشد هریک از آنها باید دیدگاههای کلی تر خود راجع به هستی و معرفت را تبیین کند و روشن کند چه برداشتی از هستی دارد و چه نوع دستگاه معرفتی را پذیرفته که در نتیجه آن مثلا نظام سلطنت را کارامد تر میداند.

باید ابتدا روشن کنیم که آیا زندگی انسانی را موقتی می دانیم یا ابدی. در درجه بعد باید مشخص کنیم که انسان را چه جور موجودی میشناسیم و چه برنامه و قانونی برای انسان داریم و منشا این برنامه را کجا میدانیم. خیر و سعادت انسان در چیست؟ دین چیست؟ عقل چه جایگاهی دارد؟ و سوالاتی از این قبیل.
البته در اینجا مجالی برای این بحثها نیست و امیدوارم اگر با محتوای این نوشته مخالف هستید متوجه باشید که اختلاف ما بر سر پوشش و آزادی توریست نیست بلکه اختلاف دیدگاه ما به موضوعات اساسی تری بر میگردد.
در مورد توریسم 2 سوال بسیار مهم وجود دارد:

1-  اصولا و به طور عام توریست برای چه می آید؟

2-  به طور خاص دلیل آمدن و یا نیامدن توریست به کشور ما چیست؟ ( کشوری که از لحاظ طبیعی و باستانی دارای رتبه ای یک رقمی در جهان است)


اینکه توریست برای چه می آید سوالی است دو وجهی. یعنی هم باید ببینیم که انگیزه شخصی توریست از سفر چیست و هم باید بدانیم ما به عنوان کشور ایران از توریست چه میخواهیم. جواب به این سوال که شخص توریست به دنبال چیست کار ساده ای نیست ولی به طور کلی میتوان توافق کرد که توریست به دنبال کسب تجربیات جدید است توریست میخواهد حواس پنجگانه اش احساسات تازه ای را از دنیا تجربه کنند. میخواهد مناظر جدیدی ببیند صداهای جدیدی بشنود بوهای تازه ای را به مشام برساند و مزه های دیگری را بچشد.

3-  در مورد سوال بعدی ( اینکه ما از توریست چه میخواهیم) به نظر میرسد نگاه ما به توریست فقط یک نگاه اقتصادی صرف است. توریست میخواهیم چون با خود پول می آورد. در واقع ما عاشق توریست نیستیم بلکه عاشق بند کیف او هستیم. از این دید گاه اقتصادی صرف نتیجه می گیریم که ما باید مواظب باشیم تا به هیچ وجه ایرانیان توریست نشوند چون پولهایشان را با خود به کشور های دیگر میبرند و از میزان نقدینگی داخلی می کاهند. در نتیجه کشور هایی سود برده اند که توریست پذیر باشند نه توریست فرست. درست مانند دو مغازه دار که همواره با هم در حال رقابت هستند تا مشتری بیچاره را شکار کنند و جیبش را خالی کنند این دو مغازه دار از اجناس خود تعریف می کنند و بر ضد مغازه بغلی تبلیغات منفی می کنند و این دقیقا همان بلایی است که بر سر ما آمده. کشور های ثروتمند و قدرتمند و صاحب رسانه که زر و زور و تزویر را در اختیار خود دارند بر ضد ما تبلیغ می کنند تا مردم جهان پولهایشان را به ایران نیاورند و همچنین مردم جهان نباید با فرهنگ اسلامی و انقلابی و خدا محورانه حاکم در ایران آشنا شوند. مردم جهان نباید جنایات امریکا و اسرائیل را در تلویزیون ایران مشاهده کنند. مردم جهان نباید حرف هایی بر ضد مستکبران و زور گویان بشنوند و مردم جهان نباید با اسلام آشنا شوند. اصولا توریست ها علاقمند به مشاهده تفاوتهای فرهنگی هستند و دنبال مسائل جدید هستند. ما نباید برای خوشامد آنها دست از آرمانهای خود بر داریم وبرایشان مشروب و استخر مختلط فراهم کنیم و بگوییم عیبی ندارد توریست باید راحت باشد!!! این دقیقا مثل این است که بگوییم توریست ایتالیایی به این دلیل نمی اید که اینجا اسپاگتی پیدا نمیشود!!! اتفاقا توریست می آید تا کوفته و کله پاچه بخورد می آید تا شاهد یک کشور آرمانگرا و خدا پرست باشد. حجاب زنان ایرانی برای توریست بسیار جذاب است. او میتواند یک هفته برهنه نبودن را در ایران تجربه کند او میتواند یک هفته مست نشدن را تجربه کند و به طور خلاصه یک هفته ایرانی زندگی کند.

توریستی که به دنبال خوشگذرانی و شهوترانی و میخوارگی است لزومی ندارد اینهمه رنج سفر و خطرات را تحمل کند و اینقدر هزینه کند تا به ایران بیاید که شاهد زنان با حجاب باشد و در هتل آب معدنی بخورد!!!!!

توریست محترمی که به این دلیل می آید می تواند در کشور خود از این مواهب الهی!!! بیشتر بهره مند شود. اصولا آدم خوشگذران چرا باید رنج و خطر سفر را تحمل کند؟ بسیاری از گردشگران خارجی برای کویر نوردی به ایران می آیند پس چرا باید اینطور بیندیشیم که توریستها همه به دنبال عیاشی هستند؟ در ضمن توریستهایی که برای عیاشی و خوشگذرانی سفر میکنند به هیچ وجه عامل تبادل فرهنگی نیستند آنها با خود فرهنگ علم و کار و پیشرفت نمی آورند بلکه آنها حامل زباله های فرهنگی خود هستند. آنها مانند کسی هستند که غذایشان را جای دیگری خورده اند و آروغش را برای ما میزنند.
در واقع نیامدن چنین توریستی هم به نفع خود اوست و هم به نفع ما. به نفع اوست چون متحمل رنج و خطر و هزینه و اتلاف وقت نمیشود و هم به نفع ماست که همواره سعی میکنیم علیرغم تبلیغات وجذابیت های دنیاپرستی و لذت گرایی و شهوترانی الگویی از انسانیت را ارائه کنیم و انسان را متوجه عالم والا نماییم. من با این موضوع به هیچ وجه موافق نیستم که توریست نمی آید چون آزادی ندارد. توریست میتواند به ایران بیاید و با نوع جدیدی از آزادی آشنا شود که همان آزادی معنوی است. آزادی معنوی بالاترین درجه آزادی است. در این نوع آزادی انسان نه تنها آزاد است بلکه آزاده است یعنی حتی از دست شهوات و هوای نفس خود نیز رها شده و همانطور که حقوق دیگران را رعایت میکند به حقوق انسانی خود نیز احترام میگذارد و با گناهان و رذایل اخلاقی حقوق خود را پایمال نمیکند.
توریست محترمی که سالیان سال در چنگال نظام سرمایه داری و اومانیستی زیست کرده است می تواند ببیند که انسانهایی هستند که اسیر شهوت خود نیستند و حقوق انسانی هم را رعایت میکنند. آنها در ایران شاهد آزادی های جدیدی خواهند بود مثلا آزادی بصری.
این آزادی به این معناست که انسانها مجبور نیستند تصاویر شهوت آلود را در جامعه مشاهده کنند و چشم و گوش و زبان و پوستشان از قید انجام کارهای حیوانی معاف اند.
حال از این بحث های ایدئولوژیک و آرمانگرایانه که بگذریم به دنیای واقعیات قدم خواهیم گذاشت. به راستی چه طور میتوان هم آرمانگرا بود و هم واقعگرا؟ به نظر میرسد که اینجا نیازمند سیاستهای درستی هستیم برای موازنه بین واقعیت و آرمان. واقعیت این است که ما هم به دلیل مسائل اقتصادی و هم تبادلات فرهنگی و هم صدور مفاهیم اسلامی و انقلابی خود نیاز به توریسم داریم. البته نگاه به توریسم نباید یک بعدی باشد و فقط انتظار داشته باشیم که توریست بیاید بلکه توریسم یک جریان دو طرفه است جریانی مبادلاتی بین ما و جهان. و عنصر مهم در باره توریسم همین تبادل فرهنگی است و نه آنطور که نظام سرمایه داری تعریف کرده است یک کاسبی اقتصادی. اصولا سرمایه داری مایل است به همه مفاهیم یک پسوند صنعت بچسباند و دائم دم از صنعت توریسم بزند.
پس مساله توریسم باید تبدیل به یک جریان سیال فرهنگی شود اما چرا وقتی صحبت از سفر توریستی می شود همه ما به یاد آنتالیا و جزیره پاتایا یا موناکوی فرانسه می افتیم؟ این مایه خجالت یک مسلمان اندیشمند است. پاتایا و آنتالیا به خاطر برهنگی و فحشا برجسته است. ما باید موقعیتی را ایجاد کنیم که در وهله اول با کشورهایی که با ما در یک حوزه فرهنگی قرار دارند این جریان سیال را برقرار کنیم. به نظر من کلیدی ترین مساله مساله زبان است که به طور خاص 3 کشور ایران و تاجیکستان و افغانستان 3 کشور همزبان هستند که توریست فارسی زبان می تواند به راحتی و با هزینه اندک به آنجا سفر کند. همچنین کشورهایی مثل هند و پاکستان هم می توانند در این جریان وارد شوند. این کشورها در زمینه مبادلات دانشجو و در زمینه مسائل رسانه ای می توانند بسیار همپوشانی داشته باشند و یک حوزه فرهنگی متحد را تشکیل دهند در درجه دوم کشورهای عرب زبان می توانند وارد این جرگه شوند و زبان عربی به عنوان زبان اسلام میتواند باعث ایجاد این پیوند شود و در وهله آخر وسعت یازده هزار کیلومتری جهان اسلام از اندونزی تا مراکش و از چچن تا تانزانیا میتوانند این حوزه را تکمیل کنند. جالب اینجاست که ایران میتواند مرکز و قلب این حوزه فرهنگی متحد باشد. درهای ایران به روی همه توریست هایی که ایرانیان را وحشی و تروریست نمی دانند باز است. درهای ایران به روی همه توریستهایی که به فرهنگ خاص ایران مانند پوشش ایرانی و غذاهای ایرانی و معماری ایرانی علاقمندند باز است. سر کردن یک روسری کار سختی نیست.

 

 

توريسم صنعت نوين قرن بيست و يكم

امروزه تماشاي آثار برجاي مانده از فرهنگ كهن ، بناهاي تاريخي و باستاني ، موزه هاي اشياء قديمي و جلوه هاي زندگي قرون گذشته حتي براي پيروان جنبش هاي رمانتيك (مكتب رمانتيسم ) كه شعراي انگليسي ويليام بليك و لردبايرون بيش از ديگران الهام بخش آن بودند تا مردم را به نظاره كردن شهرهاي ساخته شده به سبك گوئيك ، رشته كوه هاي زيبا ، رودخانه هاي خروشان و مناظر ديدني بكشاند ، چندان جذاب و جالب بنظر نميرسد. ورزشهاي تفريحي مثل ماهيگيري و قايق راني يا ورزشهاي زمستاني كه انگليسيان در روستاي زيباي رزمات سوييس ابداع كننده آن بودند به تنهايي آمار گردشگر زيادي را به خود جلب نمي كنند . امروزه مردم در هر كجاي اين كره خاكي به راحتي فشردن چند دكمه كامپيوتر يا ماهواره خود دنياي زيبا و روح نواز مناظر دور دست را در سينماهاي خانگي خود به نظاره مي نشينند . اما با تمام اين تفاصيل بزرگترين صنعت جهان ، صنعت توريسم يا گردشگري است .
كشورهاي اروپايي ابعاد گسترده اين صنعت را از نظر توليد اشتغال و ايجاد درآمد درك كرده اند و از چند دهه پيش به شدت به توسعه اين صنعت پرداخته اند . تبليغات تلوزيوني گردشگري موضوعي است كه تمام كشورهاي توسعه يافته اين صنعت از آن بهره برده و مي برند ، تبليغاتي گسترده كه علاوه بر پخش آگهي و تيزر ، دامنه آن به فيلم هاي سينمايي ، فيلم هاي مستند ،سريالهاي تلوزيوني و فراتر از آن كانالهاي مخصوص تلوزيوني كشيده شده است . تهيه كنندگان و كارگردانان اين برنامه ها ضمن شناسايي مكانهاي گوناگون اعم از طبيعي ، تفريحي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... اطلاعات كامل و جامع اي از قيمت ها ، كالاها و محصولات هنري و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشويق به بازديد از اين محل ها و حضور در جشوارهاي خريد مي نمايند ، چرا كه يكي از انگيزه هاي قوي توريست ارضاء انگيزه خريد است .
برگزاري نمايشگاه هاي بزرگ در ابعادي فوق تصور ابزار ديگري است كه كارگردانان زبردست در يك نمايش زنده و مبهوت كننده از نور ، صدا ، دكور هاي مجلل و به واقع عيني در راستاي اهداف توريستي خود استفاده ميبرنند . كشورهاي توسعه يافته براي بالا بردن اطلاعات وآمار گردشگران خود با برگزاري سمينارهاو جمع آوري اطلاعات از طريق نظر خواهي و پرسشگري از گردشگران به بهترين چارچوبهاي ارائه خدمات در زمينه گردشگري رسيده و بدنبال حضوري موفق تر در حوزه تخصصي صنعت گردشگري از جمله مسائل اكوتوريسم ، توريسم طبيعت گردي و يا تورهاي ماجراجويانه هستند.
كشور هاي پيشرفته در اين صنعت با برداشتن گامهاي فراتر از زمان بدنبال ايجاد مناسبتهاي تاريخي هستند تا با برگزاري فستيوالهاي چند منظوره كه بيشتر شبيه پديده جلوه گر است با ارتقا صنعت توريسم خود يا تاريخي كردن اماكن و مناسبت ها ، موقعيت هاي اقتصادي بهتري براي خود خلق نمايند.كشورهاي فرانسه با بيش از 80 ميليون نفر توريست خارجي ، اسپانيا 60 ميليون نفر، آمريكا 55 ميليون نفر ، چين 52 ميليون نفر، ايتاليا46 ميليون نفر وباگذشت تجربه چند با نگاه ي تازه ، بدنبال بازارهاي جديد توريست و توريسم نوين هستند، آنها به خوبي مي دانند كه هر توريست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است براي مثال كشور تركيه با حفظ ميراث فرهنگي و محيط زيست و با اتكا بر روزنه هاي تاريخي و مكان هاي توريستي صنعت و اقتصاد خود را به پيش ميبرد . يكي از اين جلوه ها آيين بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونيه است كه شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع مي باشد . واقعيت اين است كه بسياري از كشورها مثل ترك ها براي توريست هاي ايراني سرمايه گذاري كرده اند و به جاي سرگرمي با آمار خيالي و اخبار غير واقعي براي اذهان عمومي به واقع كار كرده اند در تركيه با يك مقبره بيش از 200 هزار نفر ميتوانند بشكل مستقيم ارتزاق كنند در حالي كه آمار كل گردشگران خارجي و يا آمار شاغلين مستقيم اين صنعت در كشور به اين رقم نمي رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داري و گسترش شبكه ها و موسسات توريستي هستيم. البته تبليغات سوء برعليه ايران و شناسايي ايران به عنوان كشوري نا امن يكي از دلايل كاهش فاحش آمار توريست خارجي به ايران است .
در دهه 1990 روند رشد صنعت توريست با شتابي بي سابقه نسبت به قبل سير صعودي داشته و بر اهميت آن در سراسر جهان بطور روز افزون افزوده شد تا جاي كه با سرمايه گذاري هاي مستقيم بيش از 300 ميليارد دلاري سالانه ، 8 درصد كل سرمايه گذاري هاي جهان و 7 درصد نيروي كار جهان را بطور مستقيم به خود مشغول كرده است . دليل چنين رشد چشم گيري افزايش درآمدها و اوقات فراغت ، توسعه و پيشرفت در صنعت حمل و نقل جهاني و بالا رفتن سطح عمومي آگاهي ها و دانش مردم نسبت به ساير نقاط جهان بود كه اين خود مرهون پيشرفت هاي قابل ملاحضه در زمينه فن آوري ارتباطات و تاثير شگرف تبليغات و رسانه ها است . توريست هاي فضايي عصر نويني در اين صنعت است كه معدود كشورها مي تواننددر اين وادي اجازه فكر كردن به آن را داشته باشند چراكه تكنولوژي برتروتوان اقتصادي فوق العاده اي را مي طلبد.

 

توريست در ايران

ايران سرزميني با گستره جغرافيايي وسيع ، تنوع آب و هوايي و شرايط اكوزيستي متفاوت ، تنوع قومي و فرهنگ غني ، كشوري با 30 استان در اشكال شهري و روستايي و جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي بسيار همچون قاره پهناوري است كه در قالب يك كشور جاي داده شده است . متاسفانه علي رغم استعدادها و توانايي هاي زياد، هنوزبراي مردم خود ايران ناشناخته مانده است . توريست يا گردشگري در ايران پديده اي فصلي با قطبهاي محدود و تقريبا درون زا است ودر قسمت توريست خارجي بيشتر بعنوان بازاري براي كشورهاي همسايه محسوب ميشود تا جلب توريست براي بازارهاي داخلي . چرخه داخلي اين صنعت تحت تاثير عوامل بسياري هنوز نتوانسته نگاه اقتصادي و درآمد زاي را به بازارهاي بين المللي و تبادلات عظيم و تاثيرات سازنده آن داشته باشد .


حفظ محيط زيست و ميراث هاي فرهنگي و ارزش نهادن و احترام به ارزشهاي انقلاب اسلامي از معيار هاي است كه توريستها براي ورود به كشورمان بايد رعايت نمايند ، واقعيت اين است كه كاهش فاحش توريست خارجي ناشي از اين عوامل نيست بلكه تبليغات سوء عليه ايران طي دو دهه گذشته از طرفي و عملكرد ضعيف ما در جهت تبليغات و جلب سرمايه گذاريها ي داخلي و خارجي در راستاي زيرساختهاي صنعت پر رونق توريسم از دلايل آن ميباشد. ما اگر بخواهيم راه طولاني ساير كشورها را در كوتاه ترين مدت بپيمائيم بهتر است از مشاركت و همكاري آنها استفاده كنيم بدون مشاركت و سرمايه گذاري ساير بخشها توان رقابتي از بين خواهد رفت ، سرمايه گذاري بخش خصوصي در صنعت توريسم و گردشگري و توجه دولت به زير بناهاي اين صنعت باعث رونق و شكوفايي آن در كشور خواهد شد .
پيشنهاد

اقدامات به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم مي شود كه اقدامات داخلي اصل و پايه كارهاي خارجي بوده و بنوعي تضمين كننده موفقيت آن ميباشد( اقدامات انجام شده در قسمت داخلي ، زير ساختهاي تجارت و بازرگاني بين الملل است.)

داخلي :

1-جمع آوري اطلاعات كامل و جامعي از تمام اماكن تاريخي ، مذهبي ، فرهنگي ، اقتصادي ، طبيعي و ... در قالب فيلم ،عكس ، تاريخچه و... توسطسازمانهاي مربوطه ( محيط زيست ، ميراث فرهنگي و گردشگري ، فرهنگ و ارشاد اسلامي و ...) در قالب فيلم ،كتابهاي راهنما ، بروشورو مجلات عكس و تبليغاتي .
2-ارائه خدمات لازم به سرمايه گذاران بخش خصوصي و دولتي در اين صنعت و امور زيربناي مربوط به آن.
3-برگزاري تورهاي گردشگري با موضوعاتي مثل تورهاي طبيعت گردي ، مذهبي ، و ....


4-تبليغات گسترده و همه جانبه .

خارجي :

بهترين و موثرترين شيوه براي جلب توريست كه به منزله تبليغات حضوري و فروش محصولات و صنايع داخلي است برگزاري نمايشگاههاي بزرگ در كشورهاي توريست پذير آنهم در مقاطع زماني تراكم توريستي با بكارگيري جلوهاي تاثيرگذار هنرهاي نور و تصاوير معماري و طراحي برگرفته از آثار هنري ، تاريخي و جلوه هاي زيباي با مجريان آشنا به زبان بين الملل و بومي در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهاي محلي و...

اميدواريم با سياست گذاريها و اقدامات موثر نه تنها به پيشرفت در اين صنعت برسيم بلكه از بازار عظيم مبادلات بين الملل سهمي را به اقتصاد كشورمان اختصاص دهيم . انشاءالله

نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران

میان ماه من تا ماه گرد ون تفاوت از زمین تا آسمان است

 نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران
" قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت گردشگری چهار چوبی از منابع رابرای توسعه ی مداوم و پر بار توریسم جهانی تنظیم می کند . این قانون فکرهای بکر را ازبسیاری از اعلامیه ها و قوانین ثابت و محدود کننده ای که قبلا وجود داشته بیرون می کشد و افکار جدید را که منعکس کننده ی جامعه ی در حال تغییرما در آغاز قرن 21 است به آن می افزاید... "


1997 – استانبول

بخش توسعه توریسم جهانی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای ضرورت وجود مجموعه قواعد اخلاقی را برای گردشگری مدنظر قرار داد. هدف این قطعنامه راهنمایی سازمان هایی بود که در پیشرفت این صنعت نقش داشتند.طی دو سال کمیته ی ویژه ای توسط دبیرکل و مشاور قانونی سازمان عهده دار آماده ساختن پیش نویس این مجموعه قوانین شد.

 

27 آوریل 1999 – نیویورک

سازمان ملل با مجموعه قوانین موافقت کرد و خواستار حضور بخش های خصوصی و سازمان های غیر دولتی بیشتری در این طرح شد.

 

اکتبر 1999 – سانتیگو
بیش از هفتاد عضو سازمان توسعه توریسم جهانی شرح و تفسیری در باره ی مجموعه قوانین ارائه کردند و سرانجام در این تاریخ این طرح به اتفاق آرا پذیرفته شد.

بدین ترتیب با شکل گیری صنعت توریسم چهارچوب مشخصی از جانب کشورها برای آن ساخته شد که در آن نه کشور میزبان و نه توریست ضرری متحمل نمی شود .
اصولی از مجموعه قوانین مذکور در پی می آید :

1- کمک ( صنعت ) توریسم به فهم و احترام متقابل میان مردم و جامعه :

1- فهم وارتقا ارزش های اخلاقی که میان نوع بشر مشترک است از یک سو ، و نگرشی همراه با تساهل، شکیبایی و احترام به باورهای دینی، اخلاقی و فلسفی متکثر از سوی دیگراساس و اعتبار توریسم مسئولیت پذیر است. دست اندرکاران توسعه ی توریسم و همینطور توریست ها باید عرف ها و سنت های اجتماعی و فرهنگی همه مردم از جمله اقلیت ها و مردم بومی را مراعات کنند و ارزش های آن ها را به رسمیت بشناسند.
2-فعالیت های توریستی باید با ویژگی ها و سنت های مناطق و کشورهای میزبان و با قوانین ، عرف و آداب و رسوم آن ها سازگار باشد .
3- جوامع میزبان و متخصصین محلی آن باید با موضوع فوق الذکر آشنا باشند و به توریست های بازدید کننده از محل که به دنبال کسب اطلاعاتی در باره ی سبک زندگی ، ذائقه و انتظارات آن ها هستند احترام بگذارند. تعلیم و تربیت و آموزش محلی ها به خوش آمدگویی مهمان نوازانه کمک می کند.
4- این وظیفه ی مقامات دولتی است که وسیله ی حفاظت از توریست ها ، بازدید کنندگان و متعلقات آن ها را فراهم کنند .آن ها باید به ایمنی توریست های خارجی که ناشی از حساسیت ویژه ی آن هاست توجه خاصی مبذول دارند .مقامات دولتی باید نسبت به تسهیل عرضه ابزار ویژه ی اطلاعات رسانی ، پیشگیری ، ایمنی ، بیمه و کمک رسانی هماهنگ با نیاز توریست ها اقدام نمایند.همانطور که بر اساس قوانین خاص ملی، نابودی تعمدی تسهیلات توریسم یا کلیت میراث طبیعی و فرهنگی به طور جدی محکوم و مجازات می شود، هرگونه برخورد ، حمله ، آدم ربایی یا تهدید علیه توریست ها یا کارمندان صنعت توریسم هم باید محکوم و مجازات شود.
5- هتگام سفر ، توریست ها و بازدید کنندگان نباید هیچ فعالیت مجرمانه یا فعالیتی که از نظر کشور میزبان جرم محسوب می شود مرتکب شوند ، آن ها باید از هر نوع رفتاری که نزد ساکنان محلی برخورنده( آزاردهنده) تعبیر میشود وممکن است به محیط محلی آسیب برساند اجتناب کنند. آن ها باید از هرگونه معامله غیر قانونی دارو ، نیرو ،آنتیک ، گونه های محافظت شده ، محصولات و موادی که در قوانین ملی قدغن شده است خودداری کنند.
6- توریست ها و بازدیدکنندگان موظفند حتی قبل از عزیمت با ویژگی های کشوری که قصد سفر به آن را دارند آشنا شوند . آن ها با ید از خطرات موجود که سلامت و امنیت هر سفر خارج از محیط همیشگی شان را تهدید می کند آگاه باشند و به شیوه ای رفتار کنند که این مخاطرات را کاهش دهند.

2- توریسم ، منتفع میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای ارتقا :

1- منابع توریسم به میراث مشترک بشر متعلق است ، جوامعی که این منابع در قلمروشان قرار گرفته قوانین و وظایف خاصی در قبال آن ها دارند.
2- سیاست ها و فعالیت های توریستی باید با احترام به میراث هنری ، باستانی و فرهنگی اجرا شود، میراثی که برای رسیدن به نسل های آینده محافظت می گردد .شایسته است برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی ، زیارتگاه ها و موزه ها همچون محل های تاریخی و باستانی، که به طور گسترده مورد بازدید قرار می گیرد، مراقبت ویژه اختصاص داده شود. راه های اجتماعی خصوصی کردن دارایی های فرهنگی و آثار تاریخی ، با احترام به حقوق صاحبانشان ، ،همچون عمارت دینی است که بدون تعصب نسبت به ضروریات متعارف عبادی می بایست مورد حمایت قرار گیرد .
3- حداقل باید بخشی از منابع مالی بدست آمده از بازدید محل ها ی فرهنگی و آثار تاریخی برای نگهداری ، توسعه و پیراستن این میراث صرف شود ..
4- فعالیت های توریستی باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که به محصولات فرهنگی، سنتی ، حرف و فرهنگ مردم اجازه برجای ماندن و شکوفا شدن بدهد بیش از آنکه باعث زوال و یکدست ساختن آن شود.

3- توریسم ، فعالیتی سودمند برای کشورها ومردم (گروه های) میزبان :

1- مردم محلی باید به فعالیت های توریستی بپیوندند و در سودهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی که تولید می کنند و به خصوص در ایجاد مستقیم و غیر مستقیم مشاغلی که از آن ناشی می شود عادلانه سهیم باشند.
2- سیاست های توریستی باید به شیوه ای اعمال گردد که استانداردهای زندگی مردم مناطق توریستی را بالا برد و نیازهایشان را برآورده سازد.رویکرد عمرانی و تمهیدی به فعالیت آمد و شد و مسکن توریستی ، در حد امکان ، باید به ادغام آن ها در اقتصاد محلی و بافت اجتماعی کمک کند ، جاییکه مهارت ها برابرند و تفوق و برتری باید به نیروی انسانی محلی داده شود.
3- باید برای مشکلات خاص مناطق ساحلی و محدوده های جزیره ای و نواحی حساس روستایی و کوهستانی که توریسم اغلب برای رشد آن در برابر رد فعالیت های اقتصادی سنتی یک موقعیت بی نظیر را ترسیم می کند، توجه ویژه ای قائل شد.
4- متخصصین صنعت توریسم ، به خصوص سرمایه گذاران، که با مقررات وضع شده توسط مقامات دولتی کنترل می شوند، باید تاثیرگذاری توسعه پروژه هایشان را بر محیط زیست و محیط پیرامونی مورد مطالعه قرار دهند. آن ها همچنین باید اخبارمربوط به برنامه های آینده شان و نتایج قابل پیش بینی آن ها را ، با بالاترین میزان شفافیت و عینیت ، گزارش دهند و گفت و گو را با افراد ذیصلاح پیرامون محتویات آن گسترش دهند .

4- تعهدات دست اندرکاران در توسعه ی صنعت توریسم :

1- متخصصین صنعت توریسم ، تا جاییکه به آن ها مربوط می شود ،باید علاقه خود را ، در همکاری با مقامات دولتی ، برای ایمنی و امنیت ، پیشگیری از سانحه ، حفظ سلامت و سلامت غذایی توریست هایی که به دنبال خدمات هستند، نشان دهند .همچنین ( متخصصان ) باید وجود سیستم های مناسب بیمه و مساعدت را تضمین کنند، آن ها باید قواعد خبر رسانی معین در مقررات ملی را بپذیرند و برای رعایت مقررات پیمانیشان در رویدادهایی که منجر به ضرر می شود خسارت قابل ملاحظه ای بپردازند.
2- متخصصین توریسم ، تا آنجا که به آن ها مربوط می شود ، باید به احساس رضایت فرهنگی و روحی توریست ها کمک کنند و در طول سفرهایشان به آن ها اجازه دهند تکالیف مذهبیشان رابه جا آورند .
3- مقامات دولتی کشورهای میزبان ، در همکاری با افراد ذیصلاح و موسسات آن ها ، باید اطمینان دهند که برای بازگرداندن توریست ها هنگام بروز ورشکستگی شرکت سازمان دهنده ی سفر، مکانیزم های لازم وجود دارد.
4-مطبوعات ، و به خصوص مطبوعات ویژه ی مربوط به مسافرت ، و سایر رسانه ها، که شامل وسایل جدید ارتباطی الکترونیکی می شود ،باید اخبار صحیح و معقول را درباره رویداد ها و موقعیت هایی که می تواند بر جریان توریسم اثر بگذارد منتشر کند. همینطور آن ها باید اخبار درست و قابل اعتماد را در اختیار مصرف کنندگان خدمات توریستی قرار دهند .تکنولوژی های جدید تجاری الکترونیکی و ارتباطی باید برای این هدف ،مورد استفاده قرار گیرند و توسعه یابند ، این امر برای رسانه ها هم مصداق می یابد ، آن ها به هیچ وجه نباید توریسم جنسی را تشویق کنند .

5- حقوق صنعت توریسم :

1- دور نمای بی واسطه و شخصی دسترسی به کشف و برخورداری از منابع کره ی زمین حقی را پایه گذاری می کند که برای همه ی ساکنان جهان به طور مساوی قابل استفاده است. مشارکت گسترده و فزاینده در توریسم ملی و جهانی ، باید به عنوان بهترین ترجمان ممکن استمرار رشد اوقات فراغت محسوب شود، و موانع نباید در مسیر آن قرار گیرند .
2- حقوق جهانی توریسم باید نتیجه ی طبیعی حق استراحت کردن و فارغ بودن به شمار آید ، که محدودیت منطقی ساعات کار و تعطیلات دوره ای با حقوق را شامل می شود ، بند 24 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و بند 7د میثاق جهانی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن را تضمین می کند.
3- توریسم اجتماعی ، به ویژه توریسم اتحادیه ای ، که دسترسی گسترده به اوقات فراغت ، سفر و تعطیلات را آسان می سازد ، باید با حمایت مقامات دولتی توسعه یابد.
4- باید توریسم آشناسازی ، جوانان ، محصلین ، پیران و مردم ناتوان و از کارافتاده تسهیل شود و مورد حمایت قرار گیرد.

6- تحقق اصول قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت توریسم :

1- دست اندرکاران خصوصی و دولتی در توسعه ی صنعت توریسم باید درتحقق این اصول همکاری کنند و بر کاربرد موثر آن نظارت داشته باشند.
2- با توجه به اصول کلی قوانین بین الملل ، دست اندرکان در توسعه توریسم باید نقش موسسات بین المللی را مشخص کنند ، از جمله ی این سازمان ها : سازمان توریسم جهانی است که در مرتبه ی اول قرار می گیرد و سازمان های غیر دولتی که دارای کارایی در زمینه ی حمایت و رشد توریسم ، حفاظت از حقوق بشر ، محیط زیست یا سلامت می باشند ،
3- همان دست اندرکاران باید نیت شان را ازارجاع هر اختلاف نظری برای رسیدن به توافق که به کاربرد یا تفسیر قانون جهانی نظام اخلاقی برای توریسم مربوط می شود به مرجع سوم منصفی که به عنوان کمیته ی جهانی اخلاق گردشگری شناخته شده است توضیح دهند .


مروری اجمالی بر این قوانین دیدگاه مناسبی برای ارزیابی شرایط فعلی ما در مقایسه با آنچه در جهان حاکم است به دست می دهد. تا چه حد با این قوانین جهانی همراه شده ایم ؟ پرسه زدن در سایت های توریستی هم ، در مورد شرایط توریستی ایران اطلاعات خاصی به ما نمی دهد ... ! حتی سایت سازمان توسعه توریسم جهانی در بخش اعضای توریسم خاورمیانه در کنار همسایه های ایران جایی برای ما در نظر نگرفته است ! در صفحه مروری بر توریسم ایران هم ، از فعالیت ها ، وظایف و پروژه های توریستی مان خبری نیست . زمانی قرار بود ابزار تبلیغات را برای رشد این حوزه در اختیار بگیریم ، قرار بود مانند بسیاری دیگر از کشورها : مالزی، سنگاپور ، امارات ، ترکیه ، مصر و... که تبلیغات شان در حوزه ی گردشگری گوش فلک را کر می کند ، ما هم با شبکه های بزرگ خبری وارد مذاکره شویم ، تبلیغ کنیم و ایران را با ظرفیت های بالقوه ی بالای توریستی اش به جهانیان معرفی کنیم .
" ايران جاذبه‌هاي بسياري دارد. جاذبه‌هايي كه مي‌تواند آن را به اولين مركز گردشگري خاورميانه و چه بسا آسيا تبديل كند. اگر روند اصلاحات گردشگري در كشورتان ادامه پيدا كند، مي‌توانيد خود را به آن جايگاه برسانید. گرچه با سياست‌هاي اقتصادي و سياسي‌اي كه بر كشور شما حاكم است این كار بسيار مشكلي است. ايران براي رسيدن به رونقي حداقل در حد دبي نيازمند سرمايه‌گذاري بسياري در صنعت گردشگري خود است. " ابن سائق مشاور امور صنعتی و بازرگانی امیر امارات متحده عربی که خود در گذشته دانشجوی دانشگاه شیراز بوده در ادامه ی مصاحبه ی خود از زیر ساخت های گردشگری در ایران می گوید : " من بعد از مدت‌ها چندي پيش به شيراز سفر كردم. در گذشته مكان‌هاي پذیرایی از مسافر در شيراز بسيار زياد بود. به خصوص در تخت جمشيد. اما الآن نه تنها بر تعداد آن‌ها افزوده نشده بلكه بسياري نيز كهنه و غير قابل استفاده شده‌اند اين وضعيت در استان‌هاي ديگر مانند بوشهر، كرمان، لرستان و ديگر جاها بدتر است. در حالي كه اين مكان‌ها از جاذبه‌هاي بسيار بالايي برخوردارند. اگر وسايل تفريحي و گردشگري در آن‌ها ساخته شود، مي‌توانم به جرات بگويم دیگرهيچ عربي براي گذران تعطيلات به سوئيس و اروپا نمي‌رود. به خصوص اكنون كه عرب‌ها از اروپا رانده شده‌اند و نسبت به آن‌جاها نگاه خصمانه‌ای به خود گرفته‌اند. چندي پيش من به شهرهاي شمالي ايران مانند رينه و از آن‌جا به چند شهر دیگر مثل گرگان رفتم متاسفانه اگر کسی در آنجا خانه نداشته باشد ، هیچ جایی برای سکونت او وجود ندارد .در کل این مسیر یک هتل خوب ندیدم که بتوانیم در آن اقامت کنیم ... هیچ چیز گردشگری و تفریحی در کار نیست.در حالیکه بازارهای محلی ایران خود می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران شود . " (1 )


" قانون جهانی نظام اخلاقی توریسم در نظر دارد سند محکمی باشد ؛ آن را بخوانید ، به طور گسترده منتشرش کنید و در اجرای آن شرکت کنید ، چرا که ما تنها با همکاری شما می توانیم از آینده صنعت توریسم محافظت کنیم و همکاری بخش ها در رفاه اقتصادی ، صلح و همدلی را بین همه ی ملت های جهان توسعه دهیم ." ( فرانچسکو فرانجیالی )
با این اوصاف به نظر می آید خدمت محسوس ایران به توریسم جهانی همان عدم سرمایه گذاری در توریسم و ناشناخته ماندن و در نتیجه کمک به رشد گردشگری کشورهای همسایه است.
شوپنهاور معتقد است قرن بیستم هر روز خود را به شناخت دنیای کهن شرق مدیون است ، چنانچه همه چیز قرن شانزدهم مرهون دنیای باستانی یونان و روم است . (2)
حال این سوال مطرح است که ایران امروز در کجای تپه ی باستانی شرق قرار گرفته ؟

 

توريسم ورزش : Sport Tourism

شايد هنوز در ذهن مان واژه توريست همان معناي قبلي اش را داشته باشد ؛گردشگران اروپايي يا آمريكايي بويژه با كوله پشتي و لباسي كه بيشتر براي كوهنوردي مناسب است.
روشن نيست چگونه اين واژه چنين تعريفي پيدا كرد و چه كسي و يا كدام مرجع اين معناي نادرست را جا انداخت ؟ اما حال ديگر مي دانيم كه توريست يعني گردشگرو گردشگر مي تواند ايرانگرد باشد يا جهانگرد ،مي تواند ايراني باشد يا غير ايراني .براي تعريف صورت مسئله صنعت گردشگري ايران ،نخستين كار شناخت صنعت توريسم است و اين ديگر تعريف ايراني و خارجي ندارد ،گردشگر همه جاي دنيا تعريف مشخصي دارد .
پذيرفتن تعريف مشترك دو حسن دارد ؛ يكي  اينكه در گفتگو ها دچار چند گانگي مفهوم نمي شويم و دوم آنكه در تحولات و تعاريف جديد ،مشاركت خواهيم داشت .در مارس 1993 كميسيون آمار ملل متحد ،تعريف ارائه شده از واژه جهانگردي توسط «سازمان جهاني جهانگرديW.T.O  » را پذيرفت .بر اساس اي تعريف جهانگردي عبارتس از مجموعه فعاليت هاي افرادي كه به مكان هايي خارج از محل زندگي و كار خود و به قصد تفريح ،استراحت و انجام امور ديگر مسافرت مي كنند و بيش از يكسال متوالي در آن مكانها نمي مانند .
در سال 1999 سازمان جهاني جهانگردي و دولت كانادا در كنفرانس بين المللي «درباره مسافرت و آمارهاي جهانگردي» را در اتاوا برگزار كردند كه در زمينه تعريف واژگان ،اصطلاحات  و طبقه بندي هاي آنها تصميماتي گرفته شد .
(( ...توريسم كارهايي است كه فرد در مسافرت و در مكاني خارج از محيط عادي خود انجام مي دهد ،اين مسافرت بيش از يك سال طول نمي كشد و هدف آن تفريح ،تجارت يا فعاليت هاي ديگر است .
جهانگرد يا گردشگر (ديدار كننده يك شبه Tourist) مقصود كسي است كه دست كم يك شب در يك اقامتگاه  عمومي يا خصوصي در مسير مورد بازديد به سر برد .
بر اين اساس در تقسيم بندي جهانگردي مي توان به گروه هاي زير اشاره نمود :
1- توريسم فرهنگي Cultural tourism 
2- توريسم طبيعي  Natural tourism 
3- توريسم تجاري Business Tourism 
4- توريسم مذهبي Religious Tourism


امروزه يكي از انواع جهانگردي كه بسيار مورد علاقه و استفاده مردم دنيا واقع شده ساتن توريسم ورزشي است .برگزاري انواع مسابقات جهاني ،ملي ،منطقه اي انگيزه اي قوي براي حضور و شركت مردم در محل برگزاري مسابقات است .
جام جهاني فوتبال كه هر ساله در يكي از كشور ها برگذار مي گردد خود نمونه گوياي اين رخداد ورزشي است .به نحوي كه همه  كشور هاي ميزبان از چندين سال قبل اقدام به برنامه ريزي هاي جامع و كلان ،جهت ساخت تاسيسات زيربنايي و روبنايي در كشور خود مي نمايند .
نظير اين رخداد به نحو بسيار گسترده تر در المپيك تجلي مي يابد .المپيك نه تنها به عنوان يك اجتماع ورزشي و انجام مسابقات در رشته هاي مختلف مطرح است بلكه به عنوان يك واقعه عظيم و كم نظيري در سطح جهان محسوب مي گردد .امري كه هر پنج سال يكبار اتفاق افتاده و تحولات عظيمي در همه ابعاد ،سياسي ،اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي و ورزشي ميان كشور ها ايجاد مي نمايد .
علاوه بر اين مسابقات بين المللي كه در دوره خاص و محدوده زماني مشخص انجام مي گيرد امروزه تلاش مسئولين و برنامه ريزان ورزشي به علت تخصصي كردن رشته ها و بومي سازي آنها مي باشد .به نحويكه برخي كشور ها با توجه به استعداد ها و پتانسيل هاي موجود در كشور خود اقدام به ايجاد مراكز ورزشي با محوريت يك يا چند رشته ورزشي خاص مي نمايند ،مثل كشور كره كه اقدام به برگزاري مسابقات ويژه در ورزش هاي رزمي خصوصاً تكواندو مي نمايد و از اين راه هر ساله در آمد سرشاري را نصيب كشور خود مي كند .چراكه اين عوايد تنها معطوف به برگزاري مشابقات نبوده و عرصه هاي آموزش فنون و تربيت مربي و نهايتا تربيت ورزشكار را در بر مي گيرد .
و يا كشور هايي كه به لحاظ شرايط اقليمي مناسب ،ورزش هاي زمستاني نظير ،اسكي ،هاكي و نظاير آنها هستند ،با ايجاد تاسيات زير بنايي جهت راه اندازي فعاليت هاي جهانگردي ورزشي  توانسته اند قسمت عمده اي از درآمد سرانه ملي خود را از اين طريق تامين نمايند .شايد بهترين نمونه در اين مورد  كشورهاي  كوهستاني اروپاي مركزي ،نظير سويس و اتريش باشند .
به اين ترتيب هر كشوري با توجه به موقعيت جغرافيايي و بالتبع آن شرايط آب و هوايي خاص خود مي تواند محل توليد وارائه يك يا چند نوع خدمات ورزشي و به دنبال آن خدمات مسافرتي و جهانگردي باشد .
امروزه پيون ميان جهانگردي و ورزش نوع جديدي از جهانگردي را ايجاد نموده كه جنبه هاي مختلف و متنوعي را در بر مي گيرد .
گستره وسيعي كه از فعاليت هاي هيجاني نظير Adventure Tourism  شروع شده و تا فعاليت هاي تمدد اعصاب Recreation Tourism  را در بر مي گيرد .
چرا كه به همان ميزاني كه سليقه ها و تمايلات متفاوتي براي افراد متصور است به همان مقدار دامنه فعاليت هاي جهانگردي ورزشي نيز گسترده است .بدين لحاظ تجميع سه شاخه  از فعاليت هاي انساني يعني جهانگردي ورزش و سلامت تشكيل دهنده ساختار جديد و جامعي براي پر كردن اوقات فراغت و تفريح همراه با نشاط روحي و جسمي انسانها گرديده است .
افراد به سبب ماهيت اخلاقي و ويژگي هاي شخصيتي ،همينطور توانايي هاي بدني ،تمايل به استفاده و بهره گيري از رشته اي مختلف ورزشي دراند ،بر اين اساس ممكن است گروهي به ورزش هاي آبي ،دسته اي به به ورزش هاي زمستاني و بخشي به ورزش هاي هوايي و صد ها نوع رشته ورزشي ديگر علاقه داشته باشند .نكته مهم در اينجا شناخت سلايق افراد و دسته بندي رشته هاي مختلف ورزشي است .يعني نخست مي بايست ميزان تمايلات افراد براي رشته هاي مختلف سنجيده شود و سپس متناسب با اين درخواستها برنامه ريزي گردد .البته توجه به امكانات و زيرساخت هاي موجود در هر كشوري از نكات مهم و كليدي است كه هرگز نبايد مورد غفلت واقع شود .
در كشور ما نمنيز در كنار هزاران نوع جاذبه جهانگردي و تاريخي كه وجود دارند ،از لحاظ پتانسيل هاي لازم جهت راه اندازي فعاليت هاي مختلف ورزشي نيز در سطح بسيار مطلوبي قرار داريم .به نحوي كه متاثر از ظرايط متنوع اقليمي ،توانايي راه اندازي و ايجاد سايت هاي بسيار عظيم و مجهز ورزشي در كشور در نقاط مختلف وجود دارد .اما متاسفانه توجه چنداني به اين امر نگرديده و تنها در برخي رشته هاي ورزشي خاص نظير فوتبال و كشتي و آن هم تا حدودي فعاليت هاي صورت گرفته است .
مديريت قوي و برنامه ريزي جامع به همراه لزوم اعتقاد به شكل گيري فعاليت هاي ورزشي همگاني ،مي تواند راهگشاي ما در اين زمينه باشد .به ديگر سخن نخست بايد براي مسولين توجه به اين امر كه ورزش نه به عنوان يك فعاليت تفريحي بلكه عامل سلامتي و بهداشت فردي و اجتماعي اي جامعه مي باشد روشن گردد و سپس با اختصاص بودجه مناسب تاسيسات و امكانات زيربنايي متناسب با شرايط جغرافيايي و اقليمي هر منطقه ايجاد گردد .در كنار اين امر فرهنگ سازي و ايجاد زمينه جهت آشنايي افراد با فعاليت هاي ورزشي و لزوم استفاده همه از اين امكانات مكمل مهمي در توسعه ورزشي كشور است .
 در بخش ديگر  و در راستاي فعاليت هاي ورزشي (كه با تمام فوايد آن آشنا هستيم ) خدمات جهانگردي و مسافرتي مطرح مي شود ،چراكه برقراري مسابقات ورزشي در سطح ملي و بين المللي نيازمند ورود بخش هاي جهانگردي كشور است .در اينجاست كه پيوند ميان دو بخش ورزش و جهانگردي كاملاً نمود مي يابد .نهايت آنكه ،ما براي آنكه بخواهيم فعاليت هاي مختلف جهانگردي ورزشي را در كشور پياده نماييم ،نخست نيازمند ايجاد بخش سخت افزاري قضيه (يعني ساخت مراكز اقامتي و پذيرايي ،فرودگاه ،راه ارتباطي و هزاران عامل ديگر مسافرتي هستيم و سپس در بعد ورزش نيازمند احداث مراكز ورزشي جامع و مجهز بصورت تخصصي مي باشيم .در كنار اين دو عامل توجه به امر تبليغات رسانه اي و آگاهي بخشي داخلي و خارجي نكته بسيار مهم و ضروري است .
چراكه در صورت عدم اطلاع رساني به موقع و بروز هيچ كدام از برنامه هاي پيش بيني شده به مرحله اجرا در نخواهد آمد .
به اميد توجه و اهتمام همه مسئولين و مردم به لزوم ورزش همگاني در سطح جامعه و بالتبع آن جهانگردي ورزشي در كشور كه به انتفاع ملي همه ايرانيان خواهد انجاميد

 

اكوتورسيم و جهان اسلام

امروزه سمت و سوي حركت سيطره جهاني به سمتي است كه تفكرات تصميم گيران بيش از تنازعات سياسي و نظامي به ارتباط بين مردم و دولتها به عنوان عاملي در جهت توسعه كشورها معطوف شده است . پس از اينكه نظام تك قطبي ، سيستمي ناموفق شناخته شد و به نظام چند منظوري بدل گرديد . جنگ نظامي و رويارويي مستقيم نيز در قرن بيستم جاي خود را به جنگ سرد و منازعات فرهنگي داد .

در اين راستا ارتباط ميان مردم و فرهنگها تاثيري شگرف را در پي دارد از اين روست كه كارشناسان ژئو استاتيك به اين باورند كه قرن آينده ، قرن قوميتها و مليتها و تقسيم بندي جهان بر اساس فرهنگ و مذهب خواهد بود . در چنين شرايطي نياز به ارتباط بين اعضاي مردم بيشتر مي شود و در اين ميان است كه صنعت گردشگري به عنوان بهترين عامل گسترش ارتباط ميان مردم نمود پيدا مي كند . در جهان كنوني گردش گري ( توريسم ) يكي از مهمترين فعاليتهاي اقتصادي در سراسر جهان تبديل شده است .

به ترديد اين صنعت در قرن آينده اولين شاخص اقتصادي هر كشوري خواهد بود . اين بدان معني است كه در قرن 21 صنعت جهانگردي از نظر ميزان سرمايه گذاري و اشتغال كه ايجاد خواهد كرد نقش موثري را در تامين منافع ملي كشورها و نيز در بخش اقتصاد ، فرهنگ و … خواهد داشت .

در اين ميان ، گردشگري طبيعت كه به نام اكوتوريسم ناميده مي شود پديده ي نسبتا تازه اي است كه فقط بخشي از كل صنعت تورسيم را نشان مي دهد . اكوتوريسم به آن دسته از توريسم اطلاق مي شود كه مبتني بر مسافرت هدفمند به مناطق نسبتا طبيعي براي مطالعه ، لذت جويي و استفاده معنوي از مناظر ، گياهان و جانوران هر نوع جنبه فرهنگي معاصر و گذشته موجود در اين مناطق مي باشد .

بايد توجه داشت كه گردشگري طبيعت با گردشگري معمولي و فراگير تفاوت اساسي دارد . زيرا در توريسم طبيعت اثرات كميتري بر پيكر محيط زيست و بافت فرهنگي وارد شده و ظمنا اين نوع فعاليت ، عوامل زير بنايي كمتري را طلب مي كند .با توجه به تبعات مختلف فرهنگي و اجتماعي گردشگران خارجي در كشورهاي اسلامي به تاكيد بر جنبه هاي محيطي و جغرافيايي طبيعي ممالك اسلامي همگام با سرمايه گذاري در جهت جذب گردشگر ي طبيعت مي توان آينده بهتري را براي برنامه ريزي منسجم در جهت توسعه صنعت اكوتوريسم و باالطبع رشد اقتصادي و افزايش مراودات فرهنگي فراهم نماييم .

از آنجا كه تعاليم حيات بخش اسلامي به كرات مسلمانان را به ديدن سرزمينهاي مختلف و مراودات فرهنگي تشوييق نموده است بستر جغرافيا يي مناسب جهان اسلام مي تواند راه گشاي ره يافت هاي نويني در عرصه ارتباطات مسلمانان عالم گردد .

رواج گردشگري بر اساس تسهيل رفت و آمد بين كشورهاي اسلامي هدف والايي است و توجه به ويژگي هاي محيطي و جغرا فيايي جوامع اسلامي مي تواند انواع جديدي از گردشگري را بنيان نهد . كه هرچند اكنون در غالب هاي سنتي مورد توجه است اما به صورت سيستماتيك و مدرن مي تواند مورد توجه كارشناسان قرار گيرد .

دين مبين اسلام هم در قرآن و هم در سنت به كرات به بعد تبادل فرهنگي و تعامل صلح آميز ناشي از سفر اشاره فرموده است . در بيش از بيست آيه ي شريفه ي قرآن مجيد سيروسفر مورد سفارش قرار گرفته و به صيغه ي امر آمده است . نماز مسافر هم مشمول تخفيف قرار گرفته و شكسته است همچنين از امر واجب روزه نيز معاف شده است .

حضرت علي پيشواي شيعيان اسلام براي گردشگري 5 خاصيت را ذكر فرموده اند كه از آن جمله مي توان به افزايش علم و آگاهي گردشگر و به سبب ديدار از واهي ها و سرزمينهاي گوناگون و آشنايي با دانشمندان و انديشمندان مختلف اشاره كرد . بررسي هاي انجام گرفته در سال 2000 نشان مي دهد كه صنعت گردشگري با ايجاد درآمدي معادل 476 ميليارد دلار دوازده درصد اقتصاد جهاني را شامل مي شده است .در اين سال صنعت گردشگري داراي نرخ رشد 7.4 درصدي بوده و تعداد گردشگران به 699 ميليون نفر بالغ گرديده است .

برطبق پيشبيني انجام گرفته توسط سازمان گردشگري جهاني در سال 2020 تعداد گردشگران به 1.56 ميليارد نفر خواهد رسيد . متاسفانه سهم جهان اسلام در اين ميان بسيار ناچيز و قابل اغماض است . كه از اين بابت هم در درون خود و هم در عرصه هاي بين المللي زيانهاي فراوان مادي و فرهنگي را متحمل شده است . از ديگر جنبه هاي مثبت جهانگردي تاكيد بر تبادل فرهنگها و هم زيستي مسالمت آميز بين ملتهاست . توريسم ابزاري براي ارائه ارزشهاي فرهنگي ، اسلامي و انساني به جامعه بشريت است . درواقع توريسم بستر مناسبي را براي ارزشهاي انساني فراهم مي سازد و در صورتي كه كشورهاي مسلمان به ويژه جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه آگاهانه قدم بردارند مي توانند از طريق توريسم بخشي از پيامدهاي انقلاب اسلامي را به ملتهاي جهان كه جويندگان حقايق معنوي و فرهنگي هستند انتقال دهند .

 

 

جهانگردی و امنیت اجتماعی

 

اساساً جهانگردی یا معادل فارسی آن گردشگری مقوله ای است چند وجهی و چند بعدی ،که با نهادها و ساختهای مختلف اجتماعی در رابطه بوده و با مشاغل بی شماری سر و کار دارد .
در خصوص اهمیت جهانگردی و نقش و تاثیر آن در اقتصاد ملی کشورها بسیار بحث و بررسی گردیده و مقالات و سمینارهای متعدد بی شماری برگذار گردیده است .بدین لحاظ پرداختن به اهمیت و لزوم فعالیت های سود آور  جهانگردی چندان ضروری نمی نماید .ولیکن نکته حائز اهمیت در اینجا تهیه برنامه مدون جهت حصول به این نتیجه است .برای این کار نخست می بایست به عوامل و عناصر موثر در فعالیت های جهانگردی  اشاره نماییم .اصولاً جهانگردی از حیث عوامل تشکیل دهنده آن به دو بخش عوامل زیر بنایی و روبنایی تقسیم می گردد ،که بخش زیربنایی را شامل تاسیسات و اماکن ضروری گردشگری نظیر مراکز اقامتی و پذیرایی ،جاده ها ،فرودگاهها و هزاران فاکتور مهم دیگر می دانند و در بخش روبنایی می توان به عوامل منابع انسانی و متخصصین جهانگرد یو فاکتورهای امنیتی و اطمینان خاطر جهانگردان اشاره نمود .(به عبارت دیگر در جهت  بهبود اوضاع صنعت جهانگردی و توسعه این صنعت می بایست همواره به دو مولفه سخت افزاری و نرم افزاری آن توجه شایانی نمود .

گذشته از اهمیت سخت افزاری صنعت جهانگردی که در جای خود به عنوان یکی از ارکان اولیه و مهم این صنعت محسوب می گردد ،امروزه پرداختن به بعد نرم افزاری این مقوله با توجه به شرایط دنیای کنونی اهمیت بسزایی خواهد داشت .

امنیت اجتماعی فاکتور اساسی تشکیل دهنده بعد نرم افزاری صنعت جهانگردی است ،چزاکه اساساً جهانگردی در وهله نخست به دنبال مکانی آرام جهت گذراندن دوران نه چندان بلند تعطیلات خود است .بدین لحاظ فعالین و سیاستگذاران صنعت جهانگردی همواره به دنبال ایجاد بهترین شرایط (که در اینجا یعنی امن ترین نقطه و آرامترین مکان گردشگری است )هستند .ناگفته پیداست که هرچقدر مسئولین امر بخواهند صرفاً در قسمت سخت افزار (یعنی امور زیر بنایی جهانگردی ) بدون توجه به بخش های نرم افزاری (یعنی روبناها که شامل تامین نیروی انسانی شاغل در بخش جهانگردی و امنیت اجتماعی ) حرکت نمایند ،هرگز نخواهند توانست به کمال مطلوب این صنعت (که همانا افزایش ورود جهانگردان به کشور و ترغیب سایرین به بازدید از آن است ) برسند .بدین سبب توجه و تاکید به سازماندهی امنیتی و اتظامی هماهنگ با فعالین بخش های جهانگردی و فعالیت های آنان بسیار ضروری است .هر چند که اخیراً فعالیت هایی در این خصوص شکل گرفته است (نظیر پلیس های آموزش دیده مستقر در برخی فرودگاه ها و پایانه های کشور ) و لیکن چنین به نظر می آید که این تلاشها کافی نبوده و ت رسیدن به استانداردهای جهانی فاصله بسیار زیادی داریم .

 

خلاصه آنکه توجه صرف مسئولین به ابعاد زیربنایی صنعت جهانگردی نظیر احداث هتل ،رستوران ،جاده و غیره به تنهایی کافی نبوده و بستر سازی جهت ایجاد امنیت روانی و اجتماعی برای جهانگردان فاکتور مکمل و بسیار مهمی در این راستاست

 

 

جامعه شناسي توريسم

برخي ويژگيهاي توريسم

:: وجود سطوح بالاي نوع آوري و فناوري و سازماندهي

:: انواع مختلف و انجام نوآوري هاي گوناگون از جمله بسته مسافرتي ( packaged trip)

:: رشد توريسم مصادف است با رشد جنبش كارگري . بنابر اين مواجه با رشد مسافرت ساحلي براي طبقه كارگر هستيم

:: در مقابل در نيمه قرن 20 مسافرت تجملي براي طبقه مرفه و مديران وجود دارد. اين نوع تمايز مربوط است به ساختار بازار كار و نظام هاي توليدي ( مراجعه كنيد به مقاله من در باره تعريف فراغت و نظام ها توليدي)


:: 1960 به بعد رشد برنامه هاي توريسم توده اي

:: 1960 به بعد استفاده از كامپيوتر براي دادن اطلاعات در صنعت توريسم

:: رشد صنعت غذاي حاضري fastfood مصادف است با رشد فراغت و توريسم

:: رشد توريسم با استفاده از اينترنت براي رزرو همه چيز ( مراجعه كنيد به سايت last minute براي ديدن خدمات اينترنتي توريسم از جمله خريد بليط در آخرين دقايق)

اهميت توريسم

:: جزء مهم ايده جامعه مصرفي (مدرن ) مسافرت و گردشگري است

:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگي شده است

:: صنعت تعطيلات انتخاب و آزادي مختلف را ارائه مي دهد

:: گسترش صنعت گردشگري ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انساني است

:: توريسم بزرگترين صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است

:: 9 درصد رشد سالانه دارد . رشد توريسم بين المللي 5 درصد بود.

 

 

گردشگري

:: آيا توريسم پديده جديدي است يا زوارها همان توريست هاي اوليه هستند؟
:: توريسم يك فعاليت توده اي و عاميانه است

:: سه نوع مسافرت در گذشته كه با توريسم ( مربوط به دنياي مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهاي اريستوكرات ها و مسافرتهاي شاهان و سياحان

:: تقسيم بندي زوارها ( طبقه پايين tripper ) سياحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اريستوكراتيك ( طبقه بالا traveler )

 

نظريه هاي جامعه شناختي توريسم

جان اوري و مك كانل از جمله جامعه شناساني هستند كه درباره توريسم نظريه دارند. اوري اين بحث را مطرح مي كند كه چرا توريست عكس جمع مي كند و سرمايه دار سرمايه. اوري مي گويد توسعه عكس برداري همراه است با توسعه چشم توريستي Tourist gaze
يا شكار لحظه توسط توريست ها . اما مك كانل مي گويد توريست به مثابه فراري از زمان و مكان يا فرار به تاريخ است. بنابر اين سنت ها نقش مهمي براي توريست دارد. تاريخ محل هاي توريستي نقش مهمي در توريستي شدن دارد. بنابر اين توريست ها به دنبال يك محل كوچك يك وسيله كوچك
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتي هم هستند دنبال يك منطقه صنعتي قديمي هستند. بنابر اين اگر بخواهيم نقطه توريستي درست كنيم بايد آن را تبديل به مناطق تاريخي كنيم ( براي اين كار بايد سنت ابداع و جعل كرد. نگاه كنيد به بخش سنت در كتاب جهان رها شده . سنت هاي ابداعي و سنت هاي اصيل درنظريه مك كانل مهم هستند ( برخي سنت هاي ابداعي براي جلب توريست هاست ) سنت هاي پايه شناخت مدرنيسم است.
نقاط توريستي بايد چگونه باشد؟

:: Urryجان اوري معتقد است توريسم دنبال زرق و برق است . اما مك كانل مي گويد چشم توريست به دنبال قدمت و تاريخ است. بنابر اين ارتقاي محل توريستي در صنعت توريسم يعني تاريخي كردن محل . لذا نقاط توريستي بايد كوچك باشند : شهرهاي بزرگ نمي توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مك كانل مي گويد ( بر اساس تقسيم بندي تونيس : اجتماع و جامعه ) شهرهاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غير شخصي دارند ، كثيف اند، غير دوستانه اند.
:: اما اين تفكيك گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونيس ) براي چيست ؟ مك كانل مي گويد مردم در دنياي جديد فكر مي كنند تحت تسلط بوركراسي و سازمانهاي پيچيده زندگي شان كم عمق و سطحي شده و سنديت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا مي روند تا دنبال واقعيت ها بگردند ، دنبال حس واقعيت دزديده شده از خود هستند ، لذا مي روند ان را در جاي ديگر جستجو كنند و بدين سان پديد مي آيد. پس چون جامعه بوركراتيك است لذا تجربه غير اصيل دارد. توريست جائي مي رود كه معناي واقعيت است.

:: مك كانل براي تقويت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده مي كند: يعني اينكه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستيم :

1. كساني كه اجرا گرند و اجرا مي كنند (بازيگران)

2. كساني كه اجراي براي آنهاست (تماشاگر )

3. كساني كه نه اجرا مي كنند و نه مشاهده

4. اما بازيگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست

:: گافمن مي گويد اگر ويژگي هر آنچه در پشت صحنه است جلو بيايد اعتبار نمايش از بين مي رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتي در برخي انديشه هاي به نظر منظم روشنفكران ، … ) نيز اين چنين است. بنابر اين جلوي صحنه frontstage ظاهر appearance
و پشت صحنه back stage واقعيت reality است. گردش گرهاي واقعي sightseers مي خواهند همه واقعيت را ببيند، واقعيت زندگي ر

:: توريست ها تنها در پي ديدن جلوي صحنه هستند ، اما مسافر واقعي واقعيت زندگي را بومي مي خواهند.
:: توريست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را مي خواهند
:: بايد بين مسافر traveler و گردشگر tourist تمايز قائل شد

:: مسافر فكر مي كند چيزي از او مخفي شده لذا گرايش به ديدن پشت صحنه دارد: واقعيت واقعي realreality
:: مسافر يا سياح فكرمي كند جسدي درجائي دفن شده كه به او نشان نمي دهند وآنچه مي بيندظاهر قضيه است

:: حالا توريست ها نيز به دنبال همان سنديت ها هستند

:: مي خواهند با بو مي ها ديدار كنند.

:: مك كانل MacCannell مدل 6 مرحله اي را ارائه مي دهد يعني

1. منطقه علني يا جلوي صحنه گافمن كه البته توريست مي خواهد فراتر رود
2. منطقه علني توريستي كه دكور شده حاوي برخي عناصر پشت صحنه ( رستوراني با ماهي بزرگ حلق آويز يا گوشت چرخ كردن در جلوي چشم ) همه آرايش صحنه هستند
3. جلوي صحنه كه كاملا طراحي شده كه پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستايي . راهنما اطلاع مي دهد بومي نماها آماده مي شوند

4. پشت صحنه براي خارجي ها باز است

5. پشت صحنه باز است اما بازسازي و تميز شده (تورست ها كه مي روند ديگر مثلا با ادب نيستند )
6. منطقه پشت صحنه : نوعي فضاي اجتماعي كه آگاهي توريست را تحريك مي كند. اگر توريست به ان برسد احساس خوب دارد

اما در انديشه اوري urry چنين ديدي را نمي توان ديد . بجاي آن اوري به نگاه خيره توريست يا شكار لحظه ها نظر دارد.

:: اما چه ويژگيهاي مختلفي بايد در علائم باشد تا امر عادي از خارق العاده متمايز شود و توريسم را وادار كند تا آن را شكاركند.


:: ابژه بايد وجود داشته باشد يا بوجود آيد . منحصر بفرد و يگانه باشد، ديدني و فرهنگي باشد، مانند نقطه اي مقدس و … چيزي كه منحصر و يكي است ، تجربه واقعي بودنش بايد آسان باشد ، بايد طوري باشد كه توريست دوربين را در آورد

1. بايد هر منطقه و نقطه نمونه فرهنگي باشد، روستاي نمونه انگليسي
2. برخي جنبه هاي ناشناس زندگي روزمره در موزه نيز هستند ( موزه وايكينگ ها : كشتي سازي )
3. جنبه هاي معمولي زندگي در برخي پهنه ها غير عادي مي شوند: زندگي كمونيستي
:: انديشه اوري بر نگاه خيره توريست استوار است بر خلاف اصالت و سنديت مك كانل
:: توريست به دنبال علايم است

:: توريست به دنبال چيزي است كه با تجربه روزمره اش فرق كند
:: توريست آنقدر ساده نيست كه فكر كند تجربه سنديت و واقعيت امري ممكن است
:: توريست فرارمي كند تاهمه چيزرااز درون علائم ببيند: درپاريس هرتوريست رمانتيك فرا زمان را نشان مي دهد

:: توريست خيره بر علائم است

:: توريست از علائم عكس مي گيرد

اهميت توريسم در سياست گذاري فرهنگي

در سياستهاي فرهنگي باتيد به چه چيز اهميت داد : مهمانان يا مقيمان . آيا بايد كار روي اجتماع باشد كه مورد توجه مردم بومي است و گردشگران و بازديدكنندگان بين المللي بسويش نمي آيند
:: دشواري گزينش در اين دو راهي از حيطه بازسازي شهرها و سرمايه گذاري فراتر مي رود و به جريان اصلي سياست فرهنگي مي رسد، زيرا معرف مباحث و مجادلات حادي درباره فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامه است.

:: اهميت توريسم فرهنگي به چه دلاليلي است ؟ به دلايل اقتصادي يا اجتماعي يا هر دو
چرا در برخي مناطق پرجمعيت اروپا مانند ونيز و منطقه درياچه اي انگلستان ، سياست جاري مبتني بر كاستن از تعداد توريست ها است ، نه افزايش آنان .چرا؟ حتي افزايش سريع توريسم در شهرهائي مانند پراگ و تالين تاثيرات شديدي بر فرهنگ محلي و جامعه گذاشته است.

:: با توجه به ارزش توريسم ، هميشه اين گرايش و وسوسه به چشم مي خورد كه فرهنگ بومي را چنان مديريت كنيم تا نيازهاي توريست ها - يا آنچه تلقي ما از نيازهاي آن هاست - برآورده شود.
:: بومي ها اين گرايش را به زيان خود مي بينند و در نتيجه اين امر به حسن روابط بوميان و مهمانان لطمه مي زند و در بلند مدت ، قابل دوام نخواهد بود. اين مسايل سبب شده تا مفهوم گردشگري مسئولانه مطرح گردد.

:: توريسم فرهنگي عبارتست از هنر همزيستي در بستر فرهنگي ديگر
:: اما بيشتر توريست ها جذب شيوه هاي زندگي جاري در گردشگاه ها مي شوند . يعني مي خواهند به جاهايي بروند كه بوميان مي روند و از غذا و تفريحاتي استفاده كنند كه بخشي از تشخص ،ميراث و فرهنگ آن مكان ها است.

:: يك سياست حساس فرهنگي براي ارئه خدمات استاندارد مورد انتظار توريست ها با توسعه وسايل در مشاركت با نيازها و منافع محلي راه هايي مي يابد. پروژه هايي كه كيفيت زندگي بوميان و توريست ها را بالا مي برد بايد بخشي از سياست محلي و راهبردي توسعه باشد، چنانكه در شهرهاي اروپاي شمالي همگان از بهبود محيط منتفع شده اند و جاذبه هاي توريستي نويني پي ريزي شده است . دخالت هائي مانند فعاليت هاي رفتگري ، نصب علائم ، نيروي انتظامي بهتر . حمل و نقل و روشنائي ، ايمني اتومبيل ها در پاركينگ ها ، هم براي توريست ها و هم براي بوميان جذاب است.

چگونه مي توان بر اساس نظريه هاي جامعه شناسي محل هاي توريستي درست كرد يا آنها را ارتقاداد؟
در چهار محور مي توان اين كار را انجام داد:


:: خدمات و امكانات = خدمات رفاهي خوب + قدرت پذيرايي از آدم هاي مختلف

:: تاريخ = زيبايي ديروز در خيابانهاي امروز + موزه ها

داستان مي گويند + تصوير طبيعت و تاريخ + تاريخ رنگارنگ

:: طبيعت = هواي سرد ، تعارف گرم + صنايع دستي + تصويري از تاريخ + جاذبه هاي طبيعي

:: فرهنگ = جاذبه هاي ماهيگيري +تعارف گرم و ….

 

اوقات فراغت و توريسم

اوقات فراغت فعاليتهاي زيادي را در بر مي گيرد. البته بايد توجه داشت كه هر فعاليت فراغتي به نوع تعريف شما از فراغت بر مي گردد. اما معمولا خواندن - ورزش - سينما - پياده روي - تلويزيون - موسيقي - رستوران - بازي با كامپيوتر - ديدار از دوستان - ديدار از محله ها ، انواع ورزشها (پياده روي ، كوه نوردي ، فوتبال ) گردش بيرون شهر ( كوه نوردي ، ييلاقات ، شنا )هنر (سينما ، تئاتر ، كنسرت ) و نيز اوقات فراغت خانگي ( تلويزيون ، كارهاي DIY باغباني و دكوراسيون ، ملاقات دوستان در مسجد و مطالعه ) همه و همه مي توانند فعاليت فراغتي محسوب شود.

بايد توجه داشت كه بر اين اساس مي توان الگوي فراغتي را مشخص كرد. به طور مثال چه گروه ها و چه طبقات به چه نوع فراغتي مي پردازند. مثلا اگر الگوي فراغتي هنري باشد ممكن است گروه هاي بالاي درامدي به كنسرت هاي كلاسيك بروند و طبقات پايين تر به كنسرت هاي پاپ.

گروههاي اجتماعي و اوقات فراغت

همچنين گروههاي مختلف مردم اوقات فراغت را به انواع مختلف مي گذارند:

گروهها را مي توان به دسته هاي زير تقسيم كرد:

1 - گروه سني 2 - نيازهاي خاص 3 - جنسيت 4 - فرهنگ 5 - نوع خانوار 6 - گروه اجتماعي
- اگر نتايج تحقيق نشان دهد كه فاصله اوقات فراغت زياد نيست آيا نمي توان گفت كه جامعه تنوع ندارد؟
گروه سني : شناخت فعاليت هاي مختلف گرو هاي مختلف سني مهم و مفيد است
فرهنگ : منظور ما از فرهنگ سنت ، سليقه ها ، ذائقه ، رفتار و عقايدي كه بر ما تأثير مي گذارند .

نيازهاي خاص : توان مندان نيازهاي خاص دارند - تحقيقات مختلف
انواع مختلف خانوار : افراد با خانواده كم هستند اوقات فراغت ممكن است طوري بگذرانند كه در صورت انفرادينمي گذرانند مرد با زنش ، زوج تازه ازدواج كرده، خانواده با خانواده ديگر

 

صنعت‌ توريسم‌ در هزاره‌ سوم‌ به‌ يكي‌ ازپررونق‌ترين‌، جذاب‌ ترين‌، اشتغال‌ زاترين‌ وپردرآمدترين‌ صنايع‌ جهان‌ تبديل‌ شده‌ است‌.بنابر آمار موجود، سفر و جهانگردي‌ در سال‌2000 ميلادي‌ 506/4 تريليون‌ دلار آمريكا رابه‌ خود اختصاص‌ داده‌ و پيش‌ بيني‌ مي‌شود كه‌ درسال‌ 2010 اين‌ رقم‌ 454/8 تريليون‌ دلارافزايش‌ يابد، واضح‌ و معلوم‌ است‌ كه‌ در اين‌ ميان‌كشورهايي‌ از اين‌ رقم‌ هنگفت‌ بيشترين‌ بهره‌ راخواهند برد كه‌ در زمينه‌ گردشگري‌، مديريت‌ وبرنامه‌ ريزي‌ جامعي‌ داشته‌ باشد. 
اما در اين‌ ميان‌ سهم‌ كشور ما ايران‌ از اين‌صنعت‌ چقدر است‌؟ طبق‌ آمار اعلام‌ شده‌ از سوي‌سازمان‌ جهاني‌ جهانگردي‌ (wto)وابسته‌ به‌سازمان‌ ملل‌، ايران‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ گردشگري‌جزء 10 كشور برتر جهان‌ مي‌باشد از سوي‌ ديگرآمار نشان‌ مي‌دهد كه‌ سهم‌ ايران‌ از درآمد صنعت‌توريسم‌ و گردشگري‌ كمتر از 01/0 سهم‌ جهاني‌است‌ كه‌ اين‌ نشان‌ از ضعف‌ هاي‌ مديريتي‌ و كم‌توجهي‌ به‌ اين‌ صنعت‌ پر درآمد و سودآورمي‌باشد و اين‌ خود بيان‌گر آن‌ است‌ كه‌ ما حتي‌نتوانستيم‌ از امكانات‌ و داشته‌ هايمان‌ براي‌ حفظ جايگاه‌ جهاني‌ خود استفاده‌ كنيم‌. 
بي‌ شك‌ گردشگري‌، نقش‌ موثري‌ در اشتغال‌زايي‌،افزايش‌ درآمد ناخالص‌ ملي‌، ايجاد وحدت‌ميان‌ قوميتها و عدالت‌ اجتماعي‌ را دارا مي‌باشد.

 كارشناسان‌ صنعت‌ گردشگري‌ را به‌ عنوان‌صنعت‌ جايگزين‌ نفت‌ در ايران‌ عنوان‌ مي‌كنند.براساس‌ اطلاعات‌ موجود، در ازاي‌ هر يك‌ميليون‌ دلار درآمد توليد شده‌ در صنعت(توريسم‌) 20 هزار شغل‌ جديد ايجاد مي‌شود.سازمان‌ جهاني‌ جهانگردي‌ معتقد است‌ كه‌ بيش‌ از50 درصد از معضلات‌ اشتغال‌ در كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌، از طريق‌ توسعه‌ صنعت‌ گردشگري‌قابل‌ حل‌ است‌. اما متاسفانه‌ تنها23 هزار نفر كه‌ درچهار هزار و 174 واحد اقامتي‌ و پذيرايي‌ درسراسر كشور مشغول‌ به‌ كار مي‌باشند و در اين‌صنعت‌ به‌ طور مستقيم‌ فعالند.که اين براي کشوري که از نظر جاذبه هاي جهانگردي در رتبه 10 کشور برتر جهان قرار داردوجمعيتي بالغ بر70ميليون نفر را داراست‌ ‌،درحقيقتناچيز ودر حد صفر مي باشد. 
     
در حال‌ حاضر بزرگترين‌ معضلي‌ كه‌ كشور درصنعت‌ توريسم‌ و جذب‌ گردشگر با آن‌ مواجه‌است‌ نبود امكانات‌ اقامتي‌ مناسب‌ و خدمات‌رساني‌ به‌ گردشگران‌، به‌ خصوص‌ گردشگران‌خارجي‌ مي‌باشد. از طرفي‌ در كشور ما، مانندكشورهاي‌ توريستي‌ ديگر به‌ هيچ‌ عنوان‌ بازاريابي‌و تبليغات‌ صحيح‌ و تخصصي‌ در اين‌ صورت نمي گيرد، در صورتي‌ كه‌ تبليغات‌ و بازاريابي‌ركن‌ اصلي‌ جذب‌ توريست‌ و جهانگرد مي‌باشد. 
مسئولان‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و گردشگري‌چندي‌ پيش‌ اعلام‌ كردند، در سال‌ گذشته‌ درمقابل‌ تنها 700 هزار گردشگر ورودي‌ به‌ كشور،نزديك‌ به‌ 9/2 ميليون‌ ايراني‌ با ارزي‌ معادل 5/1ميليارد تومان‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ مسافرت‌كرده‌اند.عدم‌ توازن‌ دو بخش‌ ورودي‌ و خروجي‌گردشگري‌ كشور خود نشان‌ روشني‌ از وضعيت‌اسفبار گردشگري‌ داخلي‌ ايران‌ است‌.
كارشناسان‌ اعتقاد دارند تنها راه خروج‌ از اين‌بحران‌ و رسيدن‌ به‌ سطح‌ استاندارد جهاني‌واگذاري‌ اين‌ بخش‌ به‌ بخش‌ خصوصي‌‌ ‌مي‌باشد. در برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ و نيز مصوبات‌مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ آمده‌ است‌، كه‌ درپايان‌ برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ كليه‌ واحدهاي‌خدمات‌گردشگري‌ از اختيار دولت‌ خارج‌ و به‌ بخش‌خصوصي‌ واگذار مي‌شود. از سوي‌ ديگر مهمترين‌برنامه‌ ششمين‌ رييس‌ جمهور منتخب‌ مردم‌ ايران‌،توزيع‌ عادلانه‌ فرصت‌ها،امكانات‌، توزيع‌ بودجه‌براساس‌ مناطق‌ كم‌ درآمد و تمركز زدايي‌ از شهرتهران‌ است‌. اهدافي‌ كه‌ همگي‌ در سايه‌ گسترش‌گردشگري‌ محقق‌ مي‌شود. 
در چشم‌ انداز 20 ساله‌ي‌ گردشگري‌ هدفي‌مشخص‌ شده‌ كه‌ برخي‌ از كارشناسان‌ داخلي‌ آن‌را بلند پروازانه‌ مي‌دانند و معتقدند كه‌ نمي‌توان‌ به‌آن‌ دست‌ يافت‌ (ورود 20 ميليون‌ گردشگري‌ درپايان‌ اين‌ برنامه‌.) 
اما به‌ نظر مي‌رسد با تصميم‌ راسخي‌ كه‌دولت‌ جديد براي‌ توزيع‌ عادلانه‌فرصت‌ها،امكانات‌ و همچنين‌ تمركز زدايي‌ از تهران‌ دارد،اگر گردشگري‌ در سرفصل‌ كارهاي‌ آن‌ قرار گيرد،اين‌ برنامه‌ محقق‌ مي‌شود

 


درآمد گردشگري 5/2 برابر درآمد اوپك است
تهران - خبرگزاری اقتصادی ایران
اكونيوز:مديرعامل شرکت‌ قطارهاي مسافربري رجا خراسان گفت: در آمد سالانه جهانگردان در دنيا 2.5 برابر در آمد سالانه فروش نفت کشورهاي عضو اوپک است.
 

 

به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران، "غلامرضا زارعي" با بيان اين مطلب گفت: براساس پيش‌بيني‌هاي سازمان جهاني توريسم، در سال‌هاي آينده صنعت گردشگري به لحاظ درآمد در راس تمام صنايع موجود دنيا خواهد بود.

 

وي با بيان اين مطلب که صنعت گردشگري علاوه بر بحث‌هاي اقتصادي در ايجاد اشتغال، توسعه منطقه‌اي و احيا ‌آداب و سنن اهميت شاياني دارد، تصريح کرد: درآمد سالانه جهان‌گردان در دنيا 2.5 برابر در آمد سالانه فروش نفت کشورهاي عضو اوپک است.

 

زارعي بيان كرد: علي‌رغم توسعه بخش گردشگري و ايجاد تحولات اجتماعي و سياسي در اين بخش هنوز ايران در بين ‌150 کشور عضو سازمان جهاني گردشگري در مقام هفتاد و پنجم دنيا قرار دارد.

 

مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان ادامه داد: با توجه به تحريم‌هاي خارجي در حمل و نقل هوايي و افزايش بي‌رويه وسايل نقليه شخصي ‌و عدم تناسب جاده‌اي کشور بخش حمل و نقل ريلي کشور هنوز نتوانسته است جايگاه راحتي خود را در حمل و نقل کشور به دست آورد.

 

وي بيان كرد: ‌16 درصد سهم حمل و نقل کشور مربوط به حمل و نقل ريلي است و اين در حالي است که اين بخش تنها ‌12 درصد مصرف گازوئيل را به خود اختصاص داده است.

 

وي افزود: هم اکنون بيش از هشت هزار کيلومتر خط ريلي در کشور وجود دارد که بر اساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده سالانه هزار کيلومتر به اين خطوط افزوده خواهد شد.

 

وي تصريح کرد: در حال حاضر در شاخص طول خط ريلي به مساحت، کشور ما از وضعيت مناسبي برخوردار نيست به طوري که به ازاي هر کيلومتر مربع مساحت تنها 3.4 متر خط آهن وجود دارد و اين در حالي است که اين شاخص در آلمان ‌96 متر، ژاپن ‌53 متر و ترکيه 3.11 متر است.

 

مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان افزود: ايران در شاخص طول خط ريلي به مساحت، حتي از کشورهايي نظير مالزي، ترکمنستان، عراق و آذربايجان هم عقب‌تر است.

 

زارعي با اشاره به اين‌که به ازاي هرپنج کيلومتر خط آهن در کشور يک واگن مسافربري وجود دارد، بيان كرد: اين شاخص در کشورهايي مانند آلمان سه واگن، ژاپن 5.7 واگن و کره جنوبي هفت واگن است.

 

وي ادامه داد: شاخص بهره‌برداري امکانات ريلي ايران از کشورهاي اروپايي هم بالاتر است به طوري که سالانه در کشور به ازاي هر کيلومتر شبکه ريلي 6.1 ميليون نفر کيلومتر و به ازاي هر واگن مسافري 3.7 ميليون نفر کيلومتر جابه‌جا مي‌شوند.

 

وي اظهار كرد: در راستاي اهداف و سياست‌هاي دولت نهم مبني بر توسعه گردشگري شرکت رجا با همکاري کشورهاي ترکيه و سوريه، قطارهاي مسافربري بين‌المللي تهران ـ استانبول و تهران ـ دمشق راه‌اندازي شده است و به زودي قطارهاي بين‌المللي تهران ـ ‌آلمان هم راه‌اندازي خواهد شد.

 

زارعي تصريح کرد: توسعه و تجهيزات ايستگاه‌هاي راه آهن کشور، تقويت ناوگان ريلي از طريق خريد واگن‌هاي جديد، مسافري و مشارکت فعال بخش خصوصي از جمله فعاليت‌هاي انجام شده شرکت رجا است.

 

مديرعامل شرکت قطارهاي مسافربري رجا خراسان بيان كرد: امکان سفر با قطار در ايران هر سه سال يکبار است و اين در حالي است که امکان سفر با قطار در آلمان ‌21 بار در سال، در ژاپن ‌67 بار در سال، در ايتاليا ‌9 بار و در ترکيه يکبار در سال است.

 

وي تصريح کرد: در راستاي افزايش عمر ناوگان مسافري ريلي کشور، قطارهاي تندرو تهران ـ تبريز با سرعت ‌160 کيلومتر در ساعت راه اندازي شده است که به زودي قطارهاي تندرو مسيرهاي مشهد، قم، اراک، زنجان، ميانه، کاشان و اروميه هم راه اندازي خواهند شد.

 

وي با بيان اين مطلب که در راستاي توسعه حمل و نقل عمومي، ‌30 دستگاه ريل باس از اواخر سال جاري وارد شبکه ريلي کشور خواهند شد اظهار كرد: خريد ‌450 واگن مسافربري در قالب قراردادهاي داخلي و ‌150 واگن مسافربري دو طبقه از خارج از کشور، از برنامه‌هاي عملياتي شرکت رجا است.

 

وي بيان كرد: براي دسترسي آسان مردم به بليت قطار، ‌75 دفتر خدمات مسافرتي هوايي و جهانگردي و فروش بليت قطارهاي مسافري رجا وجود دارد که در نظر داريم ‌16 دفتر خدمات مسافرتي ديگر را هم به اين تعداد اضافه کنيم.

 

وي با اشاره به اين‌که براي رفاه مسافران با توجه به سهميه بندي بنزين چهارهزار و ‌108 دستگاه خودرو همراه مسافر با واگن‌هاي حمل خودرو از استان جابه‌جا شده‌اند تصريح کرد: در شش ماهه دوم سال گذشته بيش از پنج ميليارد و ‌780 ميليون ريال غرامت به مسافران استان پرداخت شده است.

 

وي خاطر نشان کرد: عليرغم جاذبه‌هاي گردشگري کشور هنوز بسياري از استان‌هاي کشور از داشتن شبکه ريلي محروم هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:29  توسط م . ک  | 

تعریف تروریسم و انواع آن

 

تعریف تروریسم و انواع آن

تروریسم بی شک یکی از مسائل و مشکلات مهم جامعه کنونی است. دنیای کنونی تروریسم را بسان آفتی همسنگ اعتیاد به مواد مخدر و تجاوز به حقوق مسلم انسانها و ملتها و افراختن آتش جنگ شناخته است. صدها سمینار وکنفرانس برای شناختن و بررسی علل و ریشه های آن و روشهای جلوگیری از آن در کشورهای غرب وشرق تشکیل شده وهزاران کتاب برای پژوهش درباره آن از دیدگاههای گوناگون و در زمینه های مختلف مانند جامعه شناسی، سیاسی، حقوقی، مذهبی و اخلاقی منتشر گردیده است. لیکن نه تنها تروریسم از بین نرفته یا تخفیف نیافته، بلکه بر وسعت دامنه و تنوع صور آن افزوده شده است.
فرهنگ بزرگ معروف لیتره تروریسم را برابر "برقراری سلطه ارعاب و وحشت" تعرف کرده است. اگر این تعریف را بپذیریم، ترور عملی منفرد یا عاطفی نیست بلکه اقدامی است گروهی، سازمان یافته و حتی استراتژی سیاسی. اصطلاح و واژه تروریسم پیش از قرن نوزدهم معمول نبود و واژه "ترور" به معنای ایجاد ترس و وحشت وارعاب بکار می رفت، اگر کسی شاه یا مقام عالی دولتی را ترور می کرد، به این عمل "سوء قصد" می گفتند. ترور و تروریسم در ادبیات قرن نوزدهم بکار رفت و بعد به این معنی معمول شد، شاید به این علت که در دوران انقلاب کبیر فرانسه حکومت تند روان و اعدامهای بی حد و حساب بیگناهان دوره "ترور" نام گرفت.

در دهه های 60 و 70 قرن بیستم اعمال تروریستی در اروپا و قاره های دیگر گسترش فوق العاده ای یافت و گروه هایی مانند "بریگاد سرخ" در ایتالیا و "بادر ماینهوف" در آلمان پدید آمدند که تروریسم را به مثابه استراتژی مبارزه سیاسی _ اجتماعی پذیرفته بودند. این گروهها از یکسو اشکال و روشهای جدید تروریسم را مانند آدم ربائی، گروگان گیری، بمب گذاری در مجامع عمومی، هواپیما ربائی، کشتی ربایی و حتی اتوبوس ربایی را بکار می برند و از سویی دیگر به تروریسم جنبه بین المللی دادند، یعنی برای اعمال تروریسم علیه مثلاً دولت اسپانیا مهندسان و استادان هلندی را که در استخدام آن بودند گروگان می گرفتند یا می کشتند! بدین سان طبق آمار سی. آی. ا (که خود از مبتکران و مشوقان تروریسم بوده است) در بین سالهای 1976_ 1968 جمعاً 1152 عمل تروریستی بین المللی انجام گرفته است اتباع یک کشور علیه شخصیتها و مؤسسات خود آن کشور نمی شود. این وضع موجب شد که دولتهای اروپایی و حتی بعضی کشورهای دیگر پیکار جدی تری را علیه تروریسم آغاز کنند یا آن را شدت بخشند. اتحادیه اروپا در 10 ژانویه 1976 در طرح کنوانسیون اروپایی اعلام کرد که این گونه خشونتها مانند آدم ربایی، زندانی کردن خودکامه اشخاص و بمب گذاری در اماکن عمومی را جرم سیاسی نمی شمارد.
در تعریف ویژه ای از تروریسم می توان گفت "تروریسم یعنی اقدام غیر مشروع و توطئه آمیز برای کشتن یک یا چند انسان با نیت سیاسی یا به خاطر نیل به هدفهای سیاسی معین."
این تعریف شامل چهار گونه عمل تروریستی می شود که کم وبیش با هم تفاوتهایی دارند. در زیر توضیح مختصری درباره هرکدام از آنها می دهیم :

الف) اقدام به کشتن یکی از مقامهای حاکم بعنوان واکنش در برابر ظلم و ستمی که بر فردی یا جمعی وارد ساخته است. نمونه کامل آنرا در ترور ناصرالدین شاه از سوی میرزا رضای کرمانی میتوان مشاهده کرد.که خود او در بازجوییهایش صریحاً اظهار داشته به منظور رفع ظلم وستم  از خود و مردم ایران و قطع ریشه آن تصمیم به انجام ترور گرفته و برنامه آنرا شخصاً ریخته است.
ب) اقدام سازمان یافته برای کشتن فرد یا افرادی از حاکمیت به منظور ارعاب حاکمیت یا تحریک مردم علیه آن با هدف تغییر نظام سیاسی موجود یا اصلاح آن. ترورهایی که کمیته مجازات انجام داد مانند ترور متین السلطنه مدیر روزنامه عصر جدید و ترور اسماعیل خان رئیس انبار غله و دیگران از این نوع بوده است.
ج) اقدام سازمان یافته یک نفر یا جمعی از فرمانروایان برای کشتن افراد مخالف حاکمیت به طریق غیر قانونی و غیر رسمی برای تحکیم قدرت خویش و ارعاب و ساکت ساختن مخالفان. نمونه بارز اینگونه ترورهای ارتجاعی، ترور روزنامه نگار و شاعر آزادیخواه میرزاده عشقی به دستور رضا خان پهلوی نخست وزیر وقت و کشتن مدیر روزنامه نصیحت ظاهراً به جای ملک الشعرای بهار و ترور نافرجام زنده یاد سید حسن مدرس است که همه به دستور همان دیکتاتور و به منظور فراهم ساختن مقدمات سلطنت وی بود.

د) اقدام اشخاص یا مقاماتی از حاکمیت برای حذف فیزیکی رقبای خود و از سر راه برداشتن آنها و تثبیت و تحکیم مقام و موقعیت خود. نمونه مشخصی برای آن ترور سرلشکر رزم آرا نخست وزیر وقت به دستور محرمانه محمد رضا شاه پهلوی است که با کمک اسدالله علم وزیر راه وقت انجام گرفته است.
ی) احتمالاً میتوان گونه های دیگری از تروریسم را که بر بنیاد تصمیم گیریهای ایدئولوژیک یا مذهبی استوار است تشخیص داد مانند ترور محمد مسعود به دستور و مباشرت خسرو روزبه و ترور عبدالحسین هژیر نخست وزیر پیشین ایران به دست فدائیان اسلام. ولی به هر حال این گونه ترورها نیز هم جنبه سیاسی داشته و پیش پرداخته بوده است یعنی با تعریف ویژه ای که ما از تروریسم آورده ایم تطبیق می کرده اند.
شکی نیست که تروریسم در تحولات تاریخی، سیاسی و اجتماعی، نقش چشمگیری داشته است. ولی این نقش گاه مثبت و گاه منفی بوده است. ترور ناصرالدین شاه مسلماً اثر مثبتی در تاریخ کشور ما داشته و در گسترش جنبش مشروطیت مؤثر بوده است. کشتن او موجب به روی کار آمدن مظفرالدین شاه شد که خودکامه نبود و آلت دست درباریان بود لذا در برابر جنبش و فشار مشروطه طلبان تسلیم شد و به قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی گردن نهاد. در مقابل ترورهایی هم اثر منفی در تحول و پیشرفت اجتماعی داشته است. ترورهایی از نوع (ج) مانند ترور عشقی و مدرس معمولاً اینگونه بوده اند چو ن انگیزه و هدف آنها در جهت محدود کردن آزادی و پیشرفت بوده است. اما حتی بعضی از ترورها که با حسن نیت و به منظور پیکار علیه استبداد و استعمار صورت گرفته اثر منفی داشته و به زیان جامعه یا تشدید ستمگری و استعمار انجامیده است. اقدام ناصر فخرآرایی برای ترور محمد رضا شاه در بهمن 1327 به عنوان نمونه کلاسیک این گونه ترورها می توان نام برد. این ترور نه تنها نا فرجام ماند بلکه منشاء قلع و قمع مطبوعات و احزاب و جمعیتها شد و محیط اختناقی ایجاد کرد که به مدد آن برخی نقشه های استعماری و استعماری عملی گردید.

اندیشمندانی را که درباره تروریسم اظهار نظر کرده اند را به سه دسته می توان تقسیم کرد :
1_ کسانی که تروریسم را مطلقاً بد و مطرود و توسل به آن را به زیان جامعه و پیشرفت آن می شمارند. اینها نیز از دو گروه تشکیل می شوند :

الف) یک گروه ترور را از بنیاد ضد انسانی، ضد حقوق بشر و ضد اصول اخلاقی و پاکدامنی می پندارند و شایسته جلوگیری، پیگرد، دادرسی و مجازات می دانند. در حقیقت آن را با آدم کشی غیر سیاسی یکی فرض می کنند و تفاوتی میان آنها قائل نیستند بلکه ترور را بدتر از آدم کشی و مستحق مجازاتی سخت تر می شمارند.

ب) گروهی دیگر تروریسم را واکنشی در برابر ستمگری و زورگوئی و ناشی از ظلم و استثمار و فقر و محرومیت و تجاوز فرمانروایان به حقوق توده محروم و مظلوم می شمارند و از نظر حقوقی و اخلاقی آن را طرد نمی کنند. اما آنرا برای مبارزه محرومان علیه فرمانروایان و زورمندان، بی حاصل و بی فایده و حتی زیان بخش می پندارند. جون به عقیده آنها راه پیکار برای رهایی از ستمگری، استثمار و استعمار، کشتن اشخاص و مقامات حاکم نیست بلکه براندازی نظام آنهاست. اینها تروریسم را انحراف از راه صحیح مبارزه و افتادن در دام فریب دشمن و مطرود می شمارند.

2_در برابر آنها اندیشمندانی بوده اند و هستند که تروریسم را یگانه راه پیکار علیه ستمگری، حق کشی و غارت گری فرمانروایان و زورگویان و ایجاد جامعه ای آزاد و عادلانه می پندارند و هرگونه روش مبارزه اعتدالی یا انقلابی دیگر را نفی می کنند. اینها معتقدند با ترور و از بین بردن هر مقامی از یک سو اعضای دیگر حاکمیت از ترس جان خود ملاحظه کرده و کمتر زور می گویند و از سوی دیگر مردم محروم از یاس و خمودگی بیرون می آیند و ایستادگی بیشترب در برابر ظلم نشان می دهند و سرانجام تمام مردم دیگر زیر بار زور و ستم و حق کشی نمی روند.

3_ در میان این دو دسته، اندیشمندان دیگری اند که هیچ کدام از این دو نظر افراطی را نمی پسندند و برای تروریسم ارزشی نسبی و وابسته به وضع زمانی و مکانی معین قائلند، اما نه به تنهایی بلکه در عرض استفاده از روشهای اعتدالی یا انقلابی دیگر.اینها به نقش شخصیت در تحولات سیاسی و اجتماعی ارزش می نهند اما آنرا تعیین کننده نمی دانند و معتقدند هنگامی که عوامل دیگر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... زمینه را برای تحولی آماده یا مساعد کرده اند، ترور یک یا چند نفر در حکم جرقا ای است برای یک انبار باروت.

 

 

علل و عوامل ایجاد و رشد تروریسم

از مهمترین علتهای پیدایش و گسترش تروریسم می توان به عوامل زیر اشاره کرد :

1_ شهرنشینی و کلاً تمرکز جمعیت را از نظر نتایج و آثار مورفولوژیکی آن می توان یکی از موجبات پیدایش و گسترش تروریسم در جامعه دانست. در جامعه های بیابانگرد وکوه نشین پدیده ای به نام ترور شناخته شده نیست. چون همانطور که ذکر شد ترور جنبه سیاسی داشته است و سیاست مستلزم وجود دولت و تأسیسات دولتی منجمله نیروهای انتظامی است. و اینها همه ازنتایج شهرنشینی است. جامعه های ابتدایی که هنوز به مرحله شهر نشینی نرسیده اند، نه دولتی می شناسند، نه سیاستی و نه تروری.
2_ عدم تعادل و انسجام، و بی قانونی در جامعه عامل دیگری برای پیدایش و رشد تروریسم است. هر قدر همبستگی و پیوند میان قشرها و اجزاء جامعه ای بیشتر باشد به همان نسبت رشد تروریسم در آن کمتر است.
3_ خودکامگی و استبداد بی حد و مرز و بی خردانه نیز از موجبات بروز تروریسم در درون خود هیئت حاکمه بوده است.


4_در دوران تحول و دگرگونی نظامهای سیاسی، یا حتی تغییر حکام و فرمانروایان رشد و افزایش تروریسم مشاهده می شود. ترور می تواند وسیله ای برای فراهم کردن فرمانروای جدید به جای شاه پیشین باشد.
5_ یکی از عوامل بسیار مهم و مؤثر در گسترش تروریسم اختلاف و تضادهای مذهبی و ایدئولوژیکی است. دین، مذهب و ایدئولوژی عامل بسیار مهمی در انگیختن احساسات انسان و تحریک او به انجام عملیات جسورانه و از جان گذشتگی است.

غیر از اینها ممکن است عوامل دیگری را نیز در پیدایش و گسترش تروریسم مؤثر دانست. اما نکته مهم و قابل توجه آن است که در اغلب موارد بیش از یک عامل بلکه مجموعه ای از عوامل مؤثر بوده اند منتها یکی از این عوامل نمایان تر و اثربخش تر بوده است.


 

 

ارزشیابی تروریسم

تروریسم خوب است یا بد؟ برای پیشرفت اجتماع سودمند است یا زیان بخش؟ آیا تروریسم را باید دربست محکوم کرد؟ یا اینکه آنرا همچون آرمانی بشر دوستانه پذیرفت؟
امروز جامعه جهانی تروریسم را بطور درست محکوم کرده است. سازمان ملل متحد قطعنامه های بسیاری در محکومیت تروریسم یا افراد و دولتهای تروریست صادر کرده است. دولت ایالات متحده امریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس، آلمان و حتی اسرائیل تروریسم را محکوم کرده و بعضی دولتها و سازمانها را به عنوان تروریست تحریم کرده اند درحالیکه بیشتر آنها خود مرتکب اعمال تروریستی می شوند!!
با وجود این ارزش یک اقدام تروریستی بستگی به شرایط و نتایجی که از آن پدید آمده است دارد و باید با درنظر گرفتن این شرایط و نتایج درباره آن داوری کرد. عمل ابن ملجم خبیث ترین عملی است که در تاریخ انجام گرفته است. اما نمی توان منکر شد که میرزا رضای کرمانی با کشتن ناصرالدین شاه نخستین گام را در راه انقلاب مشروطیت برداشت و اگر رزم آرا ترور نمی شد جنبش ملی کردن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت انگلیس و بسیاری تحولات انجام نمی گرفت.

اما آنچه در مجموع می توان گفت این است که در طول تاریخ زیانهایی که از تروریسم به بشریت وارد آمده بسیار بیش از سود آن بوده استو سازمانهایی که می پنداشته اند با کاربرد ترور می توانند پلیدی را از جامعه انسانی بزدایند و راه را برای استقرار عدالت اجتماعی یا ایجاد جامعه آرمانی بگشایند، سخت گمراه بوده اند.

 

 

مديريت ناتوان،آسيب شناسي صنعت گردشگري

هنوز و پس از گذشت ساليان دراز،صنعت گردشگري در ايران، نه تنها به سهم قابل قبولي درمحاسبه درآمد ملي دست نيافته است بلكه،همين سهم ناچيز هم هر سال با افول بيشتري مواجه مي شود و اين در حالي است كه بنا به شهادت آمارهاي جهاني ايران جزو 5 كشور بالقوه توانمند در زمينه جذب گردشگر خارجي است.
هرچند در مجامع علمي و مديريتي ايران بحث هاي فراواني بر سر اين مسئله شده است اما اغلب صاحب نظران گناه اين نقيصه را مثل هميشه به گردن مسئولين وفرهنگ جامعه مياندازند.اما بايد دانست اين دو مفهوم فوق العاده وسيع،مبهم،انتزاعي وبدون اشاره به وجود عيني وقابل مشاهده ي مشخص نه تنها از بار مشكلات كم نميكنند، بلكه بر پيچيدگي موضوع بيشتر از پيش مي افزايند. در اين مقاله سعي شده است تا با استفاده از نمونه هاي قابل مشاهده، به جستاري هر چند محدود در ساختار مديريتي ايران پرداخته ونقايص موجود در آنرا كه منتج به افول اين صنعت مي شود را نشان دهيم .

1-مديريت غير تخصصي ونتايج فابل مشاهده:

استفاده از مديران غير متخصص نه تنها مشكل صنعت گردشگري ايران،بلكه مشكلي عمده اما معمول در تمامي بخشهاي مديريتي در ايران است.

فقط كافي است نگاهي به نمونه هايي چند بپردازيم:ماجراي آسفالت كردن سي سه پل وپل خواجو اصفهان،پر كردن حفره هاي نقش رستم با سيمان كه منجر به پوسدگي حجم عظيمي از آن شده است،آب گرفتگي اثار تاريخي محوطه سيوند بر اثر ايجاد سد سيوند واحتمال آسيب ديدگي مقبره كورش به همين دليل ، زير آب رفتن تپه ملا علي براثر احداث سد ملاصدرا،تخريب محوطه هاي باستاني براثر احداث جاده قزوين-رشت و... كه همگي نشان از مديريتي دارد كه از جزئي ترين روشهاي حفظ آثار باستاني اطلاع نداشته وبارها باعث شده است مهمترين توانهاي جذب گردشگر ما در معرض نابودي قرار بگيرد.
2-ساختارهاي فراقانوني قدرت:

ساختارها وروابط ميان نهادهاي اداري مختلف در ايران هنوز وبه طور مشخصي نه بر پايه ي تعريف قانونمند ،بلكه با تكيه بر قدرتهاي فراقانوني ونامريي،باندها وگروهاي سياسي ونفوذ وابستگي هاي موجود در سطوح مختلف قدرت شكل گرفته است.در نتيجه در نقاط تقابل طرحها وپروژه ها در ايران پيروزي از آن سازمانهاي بانفوذ تر درساختار سياسي، اداري موجود در كشور است.سازمانهاي متولي موجود صنت گردشگري ايران هم از ضعيف ترين وشكننده ترين رابطه در ساختار قدرت رنج ميبرند .بنابراين در تمامي منازعات موجود عموما اين صنعت گردشگري است كه بايد عقب نشيني كند. به طور مثال:منازعه ميراث فرهنگي وگردشگري بر سر نوع كاربري ابنيه تاريخي موجود با سازمانهايي مثل وزارت راه وترابري ، اداره امور اتباع خارجه ،وزارت ارشاد،سازمان زندانها،اداره اماكن، وزارت بهداشت، وزارت نيرو،اداره منابع طبيعي و... كه عمما در تمام دعواهاي موجود اين ميراث فرهنگي وگردشگري است كه بايد با دريافت خصارتي جزئي عقب نشيني كند ودر اين ميان آثار تاريخي و گردشگري ما بايد سنگين ترين هزينه ها را براي اين بازي قدرت بپردازند.

3-نگاه ارزشي مديران به صنعت گردشگري:شيوه هاي مديريت گردشگري در ايران نشان داده است كه اولويت هاي اين صنعت در ايران ،نه اقتصادي است ونه اجتماعي بلكه اولويت اصلي حفظ ارزشهاست.قوانين موجود براي گردشگران ،برخلاف اكثركشورهاي جهان براي ايجاد راحتي وجذابيت براي گردشگران نيست وبيش از هر چيز تكيه بر حفظ فرهنگ موجود ازهرگونه تغيير است . زيرا متاسفانه سياست مداران ايراني و حتي عامه مردم به گردشگران نه به مثابه يك انسان كه مي تواند باعث افزايش درامد ملي شده وحتي سفير ومبلغان فرهنگ موجود ايران در سرتاسر جهان شوند بلكه به مثابه بيگانگاني كه درصددند به فرهنگ ايراني آسيب وارد كنند وبراي جامعه مضرند.مطمئانا قوانين در مورد نوع پوشش ،رفتار وكردار گردشگران اگر موجب آزار آنها شود به ضرر اين صنعت تمام خواهد شد.

علاوه بر اين نگاه ارزشي به اين صنعت بارها و بارها منجربه تخريب ونابودي برخي از ابنيه تاريخي و تعطيلي بعضي اماكن فرهنگي وتفريحي،به دليل مغايرت با مسايل ارزشي شده است.بايد دانست در ميان مديران ايراني ارزشهاي اخلاقي - فرهنگي قبل از اقتصاد در اجراي طرحها اهميت دارند.به طور مثال آيت الله مكارم شيرازي اعلام كردند (( با توجه به منابع خدادادي ماكه ميتوان با برنامه ريزي مناسب از آن بهره برد ،به صنعت توريسم در صورت ناديده گرفتن ارزشهاي اسلامي نيازي نيست)).
4-مديريت بدون بودجه ،مديريت ناتوان:

توجه شما را به اين خبرها جلب ميكنم:رئيس موزه ملي ايران گفت به منظور نمايش 10%از اشياي نگه داري شده در مخازن موزه ملي بايد فضاي فعلي موزه را 20 برابر افزايش داد .
رئيس پژوهشكده باستان شناسي گفت ما فقط 0.45%در پژوهشهاي باستان شناسي ايران سهم داريم.
اين اخبار وديگر اخبار مشابه نشان داده اند ما نه امكانات كافي براي اجراي طرحهاي جاذب داريم وبودجه لازم را .مديران ميراث فرهنگي وگردشگري بارها وبارها ازكمبود امكانات وبودجه لازم شكايت كرده اند واعلام كرده اند بودجه وامكانات موجود كفاف ايجاد موزه و واكتشافات باستانشناسي وحتي حفاظت موثر از اثار تاريخي را نمي دهند چه برسد به سرمايه گذاري براي جذب گردشگر! مشكل اصلي آنجاست كه مديران بخش هاي كلان هرگز به صنعت گردشگري به مثابه يك صنعت نگاه نكرده اند واز سرمايه گذاري هاي لازم سر باز زده اند و همچنان دلبسه درامد فرش وپسته ونفتند.

جمع بندي پاياني: در پايان بايد گفت مديريت بر صنعت گردشگري نه تنها مديريتي غير تخصصي وارزشمدار است بلكه حتي با وجود مديريتي پرتوان ،علمي و اقتصاد مدار هم نمي توان انتظارات زيادي داشت زيرا مسايلي از جمله وجود شبكه اي از ارتباطات فراقانوني قدرت، بي توجهي مسئولين رده بالاو برنامه ريز كشور،ودست آخر بودجه وامكانات فوق العاده ضعيف هر گونه تلاشي را ناكام مي گذارند.

 

 

تاريخچة جهانگردي در جهان

مردم در تمدن هاي ما قبل تاريخ فقط براي بدست آوردن غذا ودوري از خطر و يا نقل مكان به مناطقي كه داراي آب و هوايي بهتر بود ،اقدام به سفر مي كردند .در دوره هاي بعد،انگيزه تجارت و تبادل كالا به علل فوق اضافه شد .

با گسترش امپراطوري هاي باستان،ميافرت هاي رسمي دولتي،كه حاصل از اعزام نمايندگان حكام به مكانهاي دور دست،جهت جنگها و يا دريافت مخارج و ماليات بود،نيز شروع گرديد.
در دوره حكومت خانواده هاي سلطنتي در مصر،مسافرت با قصد تجارت و تفريح انجام مي شد.يونانيان  باستان،با ضرب سكه و جايگزين شدن آن به جاي كالا ،براي پرداخت توسط مسافران در ازاي كالا و خدمات مورد نياز و در نتيجه گسترش زبان يوناني در سراسر حوزه مديترانه به عنوان زبان ارتباطي واحد،فعاليت قابل توجهي در گسترش مسافرت و جهانگردي مي نمودند:(زماني فراهاني،1379: 17-21)
همينطوردر زمان اوج امپراطوري روم هم مسافرت گسترش فراواني داشت.رومي ها براي شركت در مراسم مذهبي و ورزشي يا ديدن مكانهاي جديد و تاريخي در يونان و مصر و يا براي خريد ،اقدام به مسافرت مي كردند .

در زمان قرون وسطي(سدة پنجم تا چهاردهم ميلادي)مسافرت و تجارت اهميت و رونق خود را از دست داد   و بيشترسفرها،با سفارش كلساي مسيحي براي زيارت انجام مي شد .در سدة چهارده،مسافرت به قصد زيارت به صورت يك پديده انبوه و سازمان يافته درآمده بود ،كه شبكة بزرگي از سازمان هاي خيريه،مقامات و طبقات بالاي جامعه آن را تشويق مي كردند .(زماني فراهاني،1379: 18)
در نيمة دوم سيزدهم ،ماركوپولواز اروپا به آسيا سفر كرد و كتابي دربارة آن نوشت كه  نخستين منبع اطلاعاتي غرب درباره زندگي شرق آن زمان است .

در دوره رنسانس (سدة چهاردهم تا هفدهم) بيشتر سفرها با اهدافي نظيركسب دانش و تجربه آموزي انجام مي شد ،در زمان اليزابت اول ملكه انگلستان ،براي نخستين بار، جواز مسافرت صادر شدكه تا سه سال هم اعتبار داشت.

در دوران انقلاب صنعتي(1750-1850) گردشهاي دسته جمعي به مفهوم امروزي بوجود آمد .تغييرات ژرف اجتماعي و اقتصادي آن دوره ،باعث تغييرات اجتماعي و تغيير مشاغل و گسترش طبقه مياني اجتماع گرديد و اين طبقه امكان اين را يافت تا بيشتر به مسافرت و تفريح بپردازد.
در پايان سده 19 كارگزان داراي تعطيلات ساليانه شدند و تعطيلات خود را در كنار درياها مي گذراندند،در همين دوران بود كه برخي از مكانهايي كه تا آن زمان فقط اختصاص به تفريح و گردش طبقه مرفه و ثروتمند داشت ،گسترش يافته و تاسيسات جديدي بوجود آمد و فضاي لازم ،.براي مسافرت طبقات ديگر مردم فراهم گرديد .

امروزه ظهور تكنولوژي هاي نوين ،نظير خطوط هواپيمايي،كامپيوتر و ارتباطات ماهواره اي ،باعث شده    است كه در سدة بيست و يكم شيوه زندگي ،كار،بازي و تفريح دگرگون شود .

به هر ترتيب اين پيشرفت ها سبب گرديده است تا بر ميزان ،مسافرت،گردش وجهانگردي توسط اقشار مختلف مردم، افزوده شود .

 

 

اقتصاد و جهانگردي 

«اقتصاددانان معمولاً منابع را به منابع آزاد (يعني به قدري فراوانند كه براي تخصيص آنها به هيچ ساز و كاري نيازي نيست) و منابع كمياب (يعني منابعي كه عرصه آنها در قياس با تقاضاي بالقوه، محدود است )تقسيم مي كنند.منابع كمياب را به نوبع خود مي توان به )     

:(Norton,1984) صورت زير طبقه بندي نمود

منابع طبيعي ـزمين ،معدن،آب و منابع زيست شناختي

منابع كار ـكار انسان، و“ كارآفريني”

منابع سرمايه اي ـ افزايش ساير منابع به دست انسان

مطالعات اقتصادي اكثراً به بررسي تصميمات مربوط به توليد و تخصيص اين منابع كمياب مي پردازند (بول،1991: 26 -27) .»

هر جامعه اي،تصميمگيري درباره تخصيص منابع را در چند سطح انجام مي دهد .يك كشور مي تواند يك نظام سياسي را اتخاذ كند كه داراي روش شناسي تخصيص منابع باشد؛مانند قيمتگذاري از طريق بازار در اقتصاد سرمايه داري يا برنامه رزي متمركز در اقتصاد كمونيستي .در نظام اول ،تصميمات ملي يا منطقه اي ،عامل تخصيص منابع بين فعاليتها و كاربردهاي اقتصادي مولد و نامولد است.براي مثال ،دولت ،صاحبان صنايع وگروههاي فشار درباره قطعه زميني مذاكره مي كنند، كه يا براي فعاليتهاي مدني،كشاورزي و جهانگردي قابل استفاده است يا بصورت طبيعي حفظ شود (از نظر اقتصادي،نامولد باقي بماند).در سطح صنعت،بنگاهها بر سر منابعي رقابت مي كنند كه كم و بيش مختص آن صنعت است.براي مثال،هتلداران  و صاحبان رستورانها شايد با استفاده از پيشنهاد اغواكننده پرداخت حقوق بيشتر براي استخدام آشپزهاي خوب ـ«منابع كار ماهربراي تهيه غذا»ـ رقابت مي كنند.حتي درون يك فعاليت مولد،رقابتي در تقاضاي منابع كمياب وجود دارد و چگونگي تخصيص اين منابع بايد روشن شود.براي مثال،آيا اداره ملي جهانگردي بايد تمام بودجه تبليغاتي خود را به خريد ويدئوي تبليغاتي اختصاص دهد يا به تهيه بروشور و پوستر ؟

راههاي تعيين نتيجه اين تصميمات،موضوع اساسي مطالعات اقتصادي چه در سطح كلي و چه در ارتباط با فعاليتهاي معيين را تشكيل مي دهند. بنابر اين يكي از حوزه هاي اصلي اقتصاد جهانگردي بايد به پرسشهاي زير بپردازد:

 

 در مناطق جهانگردي فرست و جهانگرد پذير چه ساز وكارهايي براي تخصيص منابع به*

  كار مي رود؟

 *در رقابت براي مناطق كمياب ،چگونه جهانگردي با فعاليتها و صنايع ديگر مقايسه مي شود؟

*چه نوع رقابتي بين عرضه كنندگان سفر و جهانگردي بر سر منابع و بارازهاي تقاضا در مي گيرذ؟

آيا كاربرد بعضي منابع در جهانگردي، “هزينه هاي فرصت[1]” چشمگيري دارد؟

اينها همه پرسشهاي اثباتي هستند نه هنجاري؛به عبارت ديگر، آنها به نظر ما بايد رخ دهد.اين كتاب به ناگريزگاهي به ابراز داوري هاي ارزشي خواهد پرداخت ،زيرا جهانگردي تاثير بسياري از جوامع و اقتصاد آنها گذاشته است.(بول،1991 : 28-29)

 

 

منابع سفر و جهانگردي:

با توجه به تعاريف قلي بيان دو نكته ضروري مي رسد؛

* چون توليد كنندگان و مصرف كننده نسبت به آنچه «محصول» جهانگردي را تشكيل مي دهد ،غالباً تصورات متفاوتي دارند ،درباره اينكه چه منابعي در جهانگردي به كار مي رود،شايد اختلاف نظر وجود داشته باشد .

بعضي از منابعي كه صنعت جهانگردي متقاضي آن است ،كالاي عمومي يا حتي منابع رايگان هستند.

در حاليكه مي توان گفت كه در جهان امروز اگر منابع رايگاني هم باقي مانده باشد ،تعداد آن انگشت شمار است -يعني هر نوع فعاليت بشر در اين جهان عملاً تقاضايي را پديد مي آورد كه بلاخره كسي باشد هزبنه اش را بپردازد ـ اما بي شك بسياري از كالاهاي مورد تقاضا در جهانگردي كالاي عمومي هستند.اين كالاهاي مي تواند تسهيلات موجودي باشد ،كه مورد بهره برداري كامل قرار نگرفته اند و فرد بدون كاهش استفاده ديگران از اين تسهيلات از آن استفاده مي كند.به عبارت ديگر اين وضعيت  )Samuelson,1989).نشاندهنده آن است كه ميزان ،هزينه-فرصت به صفر رسيده است

اگر خانواده اي با اتومبيل خود در فصل غير تعطيل به تعطيلات برود ،مي تواند از شبكه راهها ،پاركهاي عمومي يا ملي و سواحل استفاده كند و با تماشا كردن يا عكس برداري از مناظر آنها بهره برد،بي آنكه مانع استفاده ديگران شده باشد.البته اگر همين خانواده در فصل تعطيلي به سفر مي رفت بر اثر ازدحام وسيله نقليه و تراكم جمعيت در مقصد و ضايع شدن منظر ،هزينه فرصت چشمگيري پديد مي آمد. عرضه كنندگان سفر و جهانگردي نيز تركيبهاي مختلفي از همان منابع كميابي را به كار مي

 برند كه توليد كنندگان ديگر مورد استفاده قرار مي دهند.

تلاش هاي گوناگوني براي تعيين و طبقه بندي منابعي كه از نظر آماري سهم چشمگيري ذر سفر و جهانگردي دارند انجام شده است.

 


تركيب منابع :

چون توليد محصولات جهانگردي نياز به كاربرد منابع يا عوامل توليد دارد ،چگونگي رابطه منابع توليد و محصول بايد مورد بررسي قرار گيرد .اقتصاددانان اين رابطه را تابع توليد ناميده اندد.

بابررسي تابع توليد علاوه بر تعيين كل منابع لازم براي توليد يك محصول ،مي توان بع ساير روش هاي تركيب اين منابع پي برد.طبق نظريه كلاسيك ،با تكنولوژي معين و به فرض ثابت بودن ساير شرايط ،ميزان كاربرد هر عامل توليد بستگي به بازده نهايي و قيمت آ ن دارد .(بول،1991: 30)

 

 

 

طبقه بندي انواع جهانگرد بر اساس سبك زندگي :

هرچند براي شناخت زمينه رفتاري انواع جهانگردان،بررسي سبك زندگي و خصوصيتهاي شخصيتي اهميت دارد ،اما براي تحليل اقتصادي،اغلب طبقه بندي جهانگردان بر اساس اثر رفتارشان كفايت مي كند.اين امر را در مورد اثري كه جهانگردان بر كشور مقصد ميگذارند،مي توان تفكيك تعاملي ناميد. با اين نوع طبقه بندي،جهانگردان بر حسب عوامل جمعيتي يا روان شناختي قابل طبقه بندي هستند.

) 1972,Cohen E) جدول انواع جهانگرد بر حسب چگونگي تعامل با كشور مقصد:

اثر بر مقصد و صنعت سفر
 نوع جهانگرد
 
كم شمار ؛تقريباً بدون مصرف«محصولات جهانگردي»،
 كاوشگر
 
نسبتاً كم شمار،داراي تقاضاي بي كشش در برابر قيمت محصولات مسافرتي و جهانگردي بسيار مرغوب،عامل آغاز احتمالي سرمايه گذاريها در كشور مقصد
 نخبگان
 
متقاضي دائمي سفر،اما با اقامت در خانه ميزبان يا اقامتگاه شخصي،بنا براين با مصرف كم محصولات جهانگردي كشور مقصد،اما عامل افزايش مخارج محلي در كشور مقصد
 ميهمان يا داراي خانه دوم
 
پر شمار؛سفر گسترده؛تقاضاي با كشش قيمتي ،تقاضاي زياد براي محصولات جهانگردي توليد شده در كشور مقصد يا متعلق به آن
 جهانگرد فردي
 
بسيار پر شمار و بين مناطق جهانگرد فرست و مقصد هاي معين؛وابستگي كامل بخش هايي از صنعت سفر به آنان (مانند هواپيماهاي دربستي)،اثر اقتصادي و هزينه هاي زياد در مقصد،عامل احتمالي سرمايه گذاري سنگين بنگاههاي كشور جهانگرد فرست در كشور مقصد
 جهانگردي انبوه
 

 

 

جاذبه هاي تاريخي و الگوی رفتاری گردشگران

 نتايج يك پايان نامه نشان داد: ببشترين ميزان علاقه مندي گردشگران براي بازديد از شهر اصفهان ،جاذبه هاي تاريخي و بيشترين بازديد گردشگران اين شهر از جاذيه هاي معماري و هنري است . به گزارش ايسنا علي موحد در پايان نامه دكتراي جغرافيا و برنامه ريزي شهري خود با عنوان (بررسي و تحليل الگوي فضايي توريسم شهري) مطالعه موردي شهر اصفهان آورده است: جاذبه هاي معمار گونه و تاريخي بيشترين زمان گردش و مؤثرترين در انتخات مسيرهاي حركتي است و در الگوي رفتاري گردشگران بيشترين نقش را داراست و از سوي ديگر علاقه و انگيزه گردشگران براي بازديد از جاذبه ها با رفتار و عملكرد آنها در بازديد از جاذبه ها متفاوت است.در ادامه اين پايان نامه آمده است:گرايش و علاقه به بازديد از جاذبه ها با ويژگي معماري اصيل وجالب معمار گونه ،50% وجاذبه هاي هنري4/66 درصد و علاقه به روابط و ويژگيهاي اجتماعي2/13 درصد از گرايش گردشگران به نوع بازديدشان بود.بر اساس يافته هاي اين پايان نامه، بيشترين توجه گردشگران به جاذبه هاي  معمارگونه اصفهان به ترتيب شامل عالي قاپو ، چهلستون و منارجنبان يا 8/78 ،62 ،6/37 درصد فراواني است.

 در ادامه اين پابان نامه آمده است: بيشترين جاذبه در بخش مركزي شهر و در بافت تاريخي متمركز است.توزيع فضايي جاذبه هاي شهر عامل مهمي در پراكنش جريانهاي گردشگري است.ساير عناصر توريستي چون هتلها و بخش خدمات از اين قائده مستثني نيستند، به طوري كه عناصر ثانويه توريسم مانند تاسيسات اقامتي در فشردگي و پراكندگي جريانهاي توريستي در فضاي شهر موثر است.هر چه توزيع فضاي تاسيسات اقامتي در فضاي كمتري از شهر باشند و فضاي گردشگري را گشترده تر نسازند، رفتار گردشگران محدوده فضايي كوچكتري را ترسيم مي كند، چرا كه گردشگران، بعد از جاذبه هاي شهري دومين محور حركتي – رفتاريشان بر اساس محل اقامتشان است.در اين پايان نامه اضافه شده است: هر چه اطلاعات گردشگران بيشتر باشد انتظار استفاده از فضاي گردشگري شهر بيشتر است انتخاب محل اقامت گردشگران چون ستاد اسكان شهر (مكان هاي زير نظر شهرداري، مدارس آموزش و پرورش و هلال احمر) ، منازل دوستان و وابستگان، هتل و مسافرخانه به ترتيب بيشترين نقش را در استفاده از فضاي گردشگري خواهد داشت.در ادامه اين پايان نامه كه در سال 1381 با راهنمايي دكتر حسين شكويي در دانشكده علوم  انساني دانشگاه تربيت مدرس تدوين شده آمده است: كساني كه با تور سفر مي كنند استفاده بيشتري از فضاي گردشگري اصفحان مي برند.

 علي رغم كمبودهايي كه در زمينه صنعت تورگرداني كشور مشهود است مي توان نتيجه گيري كرد كه با تمام ضعف هاي موجود، نسبت ته سفر شخصي افرد از بازدهي بيشتري برخوردار است، لذا با سرمايه گذاري در اين ميتوان تحولي در صنعت گردشگري كشور به وجود آورد.در خاتمه اين پايان نامه آمده است: با توجه به سابقه تاريخي كشور، اقلب شهرهايي همانند اصفهان كه از بافت وجاذبه هاي تاريخي برخوردارند، هر چند شايد به ميزات شهر اصفهان نباشند اما داراي آثار و فضاي مطلوبي هستند، فضاي توريستي شهر بيشتر تحت تاثير فضاي تاريخي شهر است و با بررسي فضاي تاريخي شهر مي توان به شتاخت فضاي توريستي كمك كرد.گفتني است جامعه آماري اين پژوهش گردشگران داخلي و توريستهاي خارجي هستندكه از شهر اصفهان بازديد داشته اند و تعداد نمونه نيز250 نفر است.

 
 

 

موقعيت و طبيعت سرزمین ایران

كشور جمهوري اسلامي ايران سرزمين پهناوري است كه 1648000 كيلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب غربي آسيا، ميان كشورهاي تركمنستان ، آذربايجان و ارمنستان در شمال ؛ افغانستان و پاكستان در شرق ؛ و تركيه و عراق در غرب قرار گرفته است . سراسر مرزهاي جنوبي ايران را كرانه‌هاي خليج فارس و درياي عمان فراگرفته است . مجموع مرزهاي خشكي ايران 51700 كيلومتر ، و مجموع مرزهاي آبي آن ، در شمال و جنوب 2510 كيلومتر است

ايران در قلب خاورميانه قرار گرفته است و چون پلي درياي مازندران ،‌ يعني زيباترين درياچه جهان را به خليج فارس وصل مي‌نمايد و همچنين مانند چهارراهي بر سر راه شرق و غرب ، پيوندگاه تجليات فرهنگي ، معنوي و سياسي جهان شرق و غرب است

چشمه‌سارهاي زلال ، انارستان‌ها ، باغ‌هاي پسته ، رديف درختان تبريزي ، كوچ كاروان عشاير در فصل‌هاي گوناگون شب‌هاي پرستاره ، صخره‌ها ، كوه‌ها ، پستي‌بلندي‌هاي پايان ناپذير، آتشفشان‌هاي خاموش و پوشيده از برف ، جنگل‌هاي انبوه رشته‌ كوههاي البرز و كرانه‌هاي درياي مازندران از جمله چشم‌اندازهاي ديدني و فراموش ناشدني طبيعت ايران‌اند كه خاطره‌هاي ماندگار در اذهان جهانگردان به جا مي‌گذارند
چهره دشت و هامون ايران در خلال سال مختلف و متغير است ؛ زماني پر از شن و سنگ، گاه پر از سيلاب و زماني پوشيده از برف و گل و لاي يا سرشار از گل و گياه و سبزه است 
هنرمندان ايراني در طرح‌هاي انواع آثار هنري خود غالباً طبيعت را به عنوان نماد و نشانه‌اي از زيبايي هستي ترسيم كرده‌اند . ايرانيان آب را هميشه ارجمند داشته و نشانه آباداني شناخته‌اند . در چمن‌زارها، باغ و بوستان‌ها ، خانه‌ها و در مسجدها و مكان‌هاي مقدس به طور هميشگي آب جريان دارد و درختان بسيار به ويژه درختان سرو ، كاج ، نارنج ، انار و انگور و غيره را آبياري مي‌كند 
طبيعت جادويي و پهناور ايران يكي از عامل‌هاي بسيار ارزشمند صنعت جهانگردي است . از ميليون‌ها هكتار مساحت خشكي ايران ، 19 ميليون هكتار باغ و كشت‌زار ؛ 10 ميليون هكتار جلگه و مرتع ؛ 19 ميليون هكتار جنگل ،‌و باقي مانده آن شامل زمين‌هاي باير ، صحرا و كوه است 
از خصوصيات مهم اين سرزمين پهناور كه از نظر جهانگردي بسيار با اهميت است وجود رشته كوههاي سر به آسمان كشيده ، جلگه‌ها و دشت‌هاي هموار، ناحيه‌هاي كويري ، رودخانه‌ها و در ياچه‌هاي گوناگون است كه موجب شده است در هر زمان از سال ، در گوشه‌هاي مختلف آن ، يكي از چهار فصل را بتوان ديد ، به طوري كه در زمستان در ناحيه‌هاي جنوبي مي‌توان از درياي خوب و آرام براي ورزش‌هاي آبي هم چون شنا و اسكي روي آب استفاده كرد و در همان زمان در كوهستانهاي شمال و غرب كشور به ورزش‌هاي زمستاني مانند اسكي پرداخت و هم زمان در شهرهاي بسياري در كرانه‌هاي درياي مازندران ، از هواي دلپذير بهاري استفاده كرد

كرانه‌هاي درياي مازندران به صورت باريكه‌اي بسيار زيبا در ميان درياي مازندران و رشته‌ كوههاي زيبا و جنگلي البرز قرار گرفته‌اند

كرانه‌هاي خليج فارسي كه بخشي از آن از صخره‌هاي كوهستاني و بخش‌هاي ديگر آن از كناره‌هاي شني و باتلاقي تشكيل شده كه به يك نواختي كرانه‌هاي شمالي نيستند

استانهاي جنوبي ايران به ويژه خوزستان كه بخشي از جلگه پهناور ميان‌رودان(بين‌النهرين) را تشكيل مي‌دهد، بسيار هموار و مسطح‌اند و در ارتفاع اندكي از سطح دريا قرار گرفته‌اند. چنانكه اگر يك جهانگرد در ميان كوهستانهاي شمالي يا غربي ايران به گردش بپردازد ، در زير پاي خود شهرك‌ها ، روستاها ، باغ‌ها و چمن‌زارهاي بسيار زيبايي را خواهد يافت كه شگفتي او را برخواهند انگيخت 
ارتفاع بسيار فلات ايران از سطح دريا و قرارگرفتن بيش‌تر استانهاي كشور در ارتفاع بيش از 1000 متر ، يكي ديگر از ويژگي‌هاي مهم سرزمين ايران است

رشته‌كوههاي عظيم و بلند البرز از سوي شمال ، كوههاي زاگرس از سوي غرب و رشته‌كوههايي كه از از خراسان تا بلوچستان كشيده شده‌اند، از سوي شرق سرزمين ايران را محصور نموده‌اند. مهم‌ترين قله‌هاي ايران عبارتند از : دماوند در شمال شرقي تهران با ارتفاع 5671 متر ؛سبلان در غرب اردبيل با ارتفاع 4880 متر ؛ سهند در جنوب تبريز با ارتفاع 4707 متر ؛ تخت سليمان در مركز مازندران با ارتفاع 4820 متر ؛ زردكوه در بختياري با ارتفاع 4550 متر ؛ دنا در شمال ياسوج با ارتفاع 4309 متر ؛ تفتان در جنوب زاهدان با ارتفاع 3941 متر و ده‌ها قله ديگر كه در سرتاسر ايران پراكنده‌اند
پيچيدگي و گوناگوني سازندهاي آهكي، غارهاي فراواني در استان‌هاي مختلف ، به ويژه در آذربايجان ، كردستان و همدان به وجود آورده است كه مورد توجه جهانگردان بي‌شماري هستند كه براي بازديد از غارهاي مزبور به ايران سفر مي‌كنند. چشم‌اندازهاي درون اين غارها از جاذبه‌هاي مهم جهانگردي برخوردارند و پيوسته مورد بازديد جهانگردان خارجي و داخلي قرار مي‌گيرند
كوههاي ايران به چين‌خوردگي‌هاي دوران سوم زمين شناسي تعلق دارند، و برخي از آنها با منشاء آتشفشاني موجبات پيدايش چشمه‌هاي آب گرم و معدني را فراهم آورده‌اند . كوهستانهاي ايران شرايط بسيار مطلوبي براي ورزش‌هاي زمستاني و كوهستاني پديد آورده‌اند. كويرهاي معروف ايران ؛ از جمله دشت لوت و دشت كوير در وسعتي بيش از 360 هزار كيلومتر مربع گسترده شده‌اند و هنوز هم از ناحيه‌هاي ناشناخته و جالب توجه به شمار مي‌روند

ايران با بيش از 500 چشمه معدني و آب گرم شناخته شده كه آب تمامي آنها براي تأمين آب آشاميدني و استفاده‌هاي درماني و بهداشتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، يكي از مهم‌ترين منابع درآمد جهانگردي را در اختيار دارد . بيش‌تر اين جشمه‌ها در رشته كوههاي البرز ، آذربايجان و زاگرس قرار گرفته‌اند و تعدادي از آنها نيز در نزديكي اصفهان ، مشهد و بندرعباس واقع شده‌اند . چشمه‌هاي آب معدني سرعين اردبيل ، چشمه‌هاي آب گرم لاريجان در دامنه‌هاي البرز و همچنين چشمه‌هاي آب معدني محلات ، كه از نظر توسعه جهانگردي اقدامات قابل توجهي در آنها صورت گرفته است در تابستانها هزاران نفر را براي درمان و تفريح به سوي خود جلب مي‌كنند

در كناره‌هاي جنوبي درياي مازندران ، منطقه‌اي وسيع و سرسبز با دامنه‌هاي پوشيده از جنگل وجود دارد  ارتفاع اين كناره‌ها از سطح درياهاي آزاد جهان 28 متر است . كرانه‌هاي درياي مازندران با سواحل ماسه‌اي و مناظر دل‌انگيز از زيباترين كانونهاي سياحتي و جهانگردي ايران به شمار مي‌روند. كرانه‌ها و جزيره‌هاي جنوب ايران نيز به ويژه در فصل‌هاي سرد از جذابيت طبيعي و جهانگردي قابل توجهي برخوردارند . دامنه‌هاي رشته كوههاي البرز ، زاگرس و انشعابات آن در خراسان و آذربايجان و همچنين منشأ رودخانه‌هاي ايران ، مظهر چشمه‌سارها و نيز منبع پيدايش درياچه‌ها و تالاب‌هايي هستند كه هر يك با چشم‌اندازهاي زيبا و جذاب خود ارزش‌هاي جهانگردي در خور توجهي را به نمايش مي‌گذارند
 

 

آب و هوا


فلات ايران آب و هوايي نسبتاً خشك دارد . ايران در كمربند آب و هوايي خشك جهان قرار گرفته است و رشته كوههاي البرز و زاگرس از رسيدن جريان‌هاي هوايي مرطوب درياي مازندران(خزري) و مديترانه‌اي به داخل آن جلوگيري مي‌كنند. سرزمين ايران به دليل گسترده شدن بين25 و 40 درجه عرض جغرافيايي و همچنين به دليل وجود ارتفاعات، از تنوع آب‌ وهوايي شايان توجهي برخوردار است . ميانگين دماي سالانه، از شمال غرب به جنوب شرق كشور افزايش مي‌يابد و از حدود 10 درجه سانتي گراد در آذربايجان ، به 25 تا 30 درجه سانتي گراد در جنوب و جنوب شرقي مي‌رسد

كرانه‌هاي شمالي و جنوبي ايران در فصل‌هاي مختلف ،‌آب و هوايي متفاوت با آب و هواي ناحيه‌هاي مركزي و كوهستاني دارند . ميانگين دماي بندرعباس در جنوب ايران در ديماه(ژانويه) به 5/18 درجه سانتي گراد مي‌رسد ميزان تفاوت بارش سالانه نيز در ناحيه‌هاي مختلف كشور بسيار زياد است و از 2000 ميلي متر در گيلان تا كم‌تر از 100 ميلي متر در نواحي مركزي در نوسان است ميانگين سالانه بارش در ايران در حدود 275 ميلي‌متر است

سرزمين ايران از تنوع آب و هوايي چشمگيري برخوردار است تنوع آب و هوا ميان مناطق كشور با تغييراتي كه در فصل‌هاي مختلف ايجاد مي‌شود افزايش مي‌يابد

چنانچه در چند ناحيه مختلف از يك منطقه ، مي‌توان تابستان گرم و زمستان سرد را هم‌‌زمان ديد  بنابراين ، آب و هواي ايران را فصل به فصل بايد مورد بررسي قرار داد

در ماههاي دي و بهمن ،‌در ايران سه منطقه آب و هوايي وجود دارد . كرانه‌هاي درياي مازندران با آب و هواي ملايم و نسبتاً سرد، بخش‌هاي مركزي با آب و هواي زمستاني ؛ بخش‌هاي جنوبي با آب و هوايي معتدل و مطبوع ، چهره مي‌نمايند . در فصل بهار به ويژه در ارديبهشت به طور كلي سراسر ايران از آب و هواي مطبوع و دلنشيني برخوردار است و فقط بخش‌هاي جنوبي ايران به طور ناگهاني گرم مي‌شوند در تابستان وضعيت آب و هوايي كشور پيچيده مي‌شود . هواي كرانه‌هاي درياي مازندران به علت رطوبت زياد دگرگون مي‌گردد و در روزها گرم و در شب‌ها نسبتاً خنك است . كرانه‌هاي جنوبي ايران با روزهاي بسيار گرم و شب‌هاي نسبتاً گرم و رطوبت بسيار همراه است

شهرهاي شيراز ، اصفهان ، مشهد ، تهران و تبريز كه از كانون‌هاي اصلي جهانگردي ايران به شمار مي‌آيند ، آب و هواي مختلف دارند شيراز با داشتن چهار ماه گرما در رتبه اول و تبريز با داشتن يك ماه گرما در رتبه آخر قرار دارد. استانهاي آذربايجان ، كردستان ، همدان و خراسان به عنوان استانهاي خنك در فصل تابستان شهرت دارند

به طور خلاصه سراسر شمال كشور به ويژه منطقه‌هاي ييلاقي دامنه‌هاي البرز مانند دره نوز ، كجور ، كلاردشت و كتالم و همچنين آذربايجان ، خراسان و منطقه‌هاي مركزي كوههاي زاگرس – ميان تويسركان و گلپايگان – براي گذراندن تعطيلات گردشگران داخلي و همچنين جهانگرداني كه به ايران سفر مي‌كنند در فصل تابستان نقاط مناسبي به نظر مي‌رسند . منطقه‌هاي جنوبي ايران با توجه به نواحي مختلف آن ، از پنج تا شش ماه ، به ويژه در طول زمستان مي‌توانند مورد استفاده جهانگردان داخلي و خارجي قرار گيرند
جهانگرداني كه در فصل زمستان به كرانه‌هاي جنوبي ايران سفر مي‌كنند با آب و هواي مطبوعي رو به رو مي‌شوند ، در حالي كه در همان زمان در فارس و اصفهان ، برف و سرما چهره شهرها را دگرگون كرده است در فصل تابستان هواي بيش‌تر منطقه‌هاي ايران گرم اما قابل تحمل است . بهار و پاييز ، به ويژه تعطيلات نوروزي ، براي جهانگردان و گردشگران داخلي زمان بسيار مناسب براي سير و سياحت به شمار مي‌رود .

 
تاريخ

فلات ايران از قديمي‌ترين كانون‌هاي تمدني دوران باستان در آسيا است . و از اين نظر در دانش باستان شناسي ، جايگاه مهمي دارد . تاريخ اسكان در فلات ايران از دوره نوسنگي تا مهاجرت آرياها چندان روشن نيست ، اما شواهد روشني در دست است كه سرزمين ايران از ديرباز مسكون بوده است كانون‌هاي قديمي سكونت در كنار چشمه‌ها و رودخانه‌ها يا به طور كلي در مجاورت كوههاي زاگرس و البرز، به وجود آمده‌اند  مهم‌ترين اين كانونهاي باستاني عبارت‌اند از : تپه سيلك كاشان ، تپه حصار دامغان ، ترنگ تپه گرگان ، تپه حسنلو در آذربايجان ، تپه مارليك در رودبار، همچنين شوش در خوزستان در كاوشهاي باستان شناسي در اين كانون‌هاي تمدني ، آثاري به دست آمده‌اند كه قدمت برخي از آنها به هزاره پنجم پيش از ميلاد مي‌رسد

مهاجرت قويم آريايي به فلات ايران از هزاره دوم پيش از ميلاد آغاز شد . از اين قوم‌ها ، پارت‌ها در خراسان ، مادها در غرب و پارس‌ها در جنوب ايران مستقر شدند . امپراتوري مادها ، هگمتانه (اكباتان) يا همدان كنوني پا گرفت . هخامنشيان پس از پيروزي بر مادها و تسخير پايتخت آنان ، نخستين امپراتوري بزرگ ايران را به وجود آوردند . حدود متصرفات آنان در زمان داريوش اول (485-522 ق.م) از جلگه رود سند در مشرق تا مرزهاي يونان در مغرب مي‌رسيد. بناهاي تخت جمشيد و پاسارگاد كه از آثار اين دوره‌اند از آثار مهم باستاني ايران و جهان و از جاذبه‌هاي مهم جهانگردي به شمار مي‌آيند و همه ساله هزاران نفر از جهانگردان از اين آثار بازديد مي‌كنند

پس از انقراض هخامنشيان و به آتش كشيده شدن تخت جمشيد به دست اسكندر ، جانشينان وي (سلوكي‌ها) مدت كوتاهي بر ايران تسلط يافتند كه نتيجه آن آميزش فرهنگ ايراني با فرهنگ هِلِني بود
در حدود سال 250 ق.م ، پارتها كه يكي از اقوم آريايي بودند از خراسان به سمت غرب و جنوب غربي پيشروي كردند و امپراتوري خود را در تيسفون بر پهنه فلات ايران ، بنياد نهادند ، اين امپراتوري تا سال 224 پس از ميلاد دوام يافت . ساسانيان با پيروزي بر آخرين پادشاه پارتي در 225 م، امپراتوري جديدي به وجود آوردند كه تا اواسط قرن هفتم ميلادي دوام آورد . عصر باستاني ايران با ويژگي‌هاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي آن ، يكي از پرشكوه‌ترين عصرهاي تاريخ ايران به شمار مي‌آيد . از اين دوره ميراثهاي فرهنگي و بناهاي تاريخي فراواني در تخت جمشيد ، پاسارگاد ، شوش ، شوشتر ، همدان ، فيروزآباد(نقش رستم )  تاق بستان ، سروستان و نيشابور بر جاي مانده‌اند ، كه ارزش ديداري فراواني دارند
نفوذ اسلام در ايران در نيمه اول قرن هفتم ميلادي ، پس از فروپاشي امپراتوري ساساني ، روي داد از آن پس دوره جديدي در تاريخ ايران آغاز شد كه دگرگوني‌هاي بنيادي در اوضاع اجتماعي ، سياسي ، مذهبي و اجتماعي به وجود آورد

ايرانيان كه از نابرابري‌هاي اجتماعي موجود در دوره ساساني ناخشنود بودند ، به سرعت اسلام را پذيرفتند و در اشاعه و غناي فرهنگي آن كوشيدند با وجود پذيرش اسلام ، ايرانيان هرگز مخالفت خود را با سلطه خلفاي اموي و عباسي پنهان نمي‌كردند و در برابر ستمگريهاي حكومتهاي اموي و عباسي جنبش‌هاي استقلال طلبانه بسياري برپا كردند . آنان نيز براي تضعيف و سركوب ايرانيان كه به طرفداري از خاندان پيامبر(ص) و برقراري حكومت بر اساس امامت به پاخاسته بودند به تقويت عناصر غير غيراني پر داختند . ادامه جنگهاي فرسايشي ميان فرمانروايان محلي ، قدرت اين فرمانروايان را تحليل برد و زمينه را براي تسلط اقوام‌ بيگانه آسياي مركزي مانند تركان سلجوقي ، مغولها و تيموريان فراهم ساخت . در دوره صفويان اولين امپراتوري بزرگ ايران در دوران اسلامي پا گرفت و مذهب تشيع كه تا آن زمان پيروان آن در محدوديتهاي بسيار به سر مي‌بردند ، رسميت يافت . خصلتهاي پوياي مذهب شيعه و تعهدات سياسي و اجتماعي آن استقلال و هويت ملي ايران را در برابر ضربات سخت و كوبنده عثماني‌ها با استواري تمام حفظ كرد و ايران يك بار ديگر توانست در مقابل مدعي توليت مسلمانان ، به عنوان يك نيروي قدرتمند سياسي – مذهبي قد علم كند با انحطاط و سقوط صفويان ، حكومت‌هاي افشاريان و زنديان بر اريكه قدرت تكيه زدند . پس از حكومت زنديان ، عصر قاجاريان آغاز شد . در اين عصر نفوذ قدرتهاي بيگانه روس و انگليس در ايران توسعه ‌يافت . در همين دوره جنبش اجتماعي تنباكو، انقلاب مشروطيت ، قيام جنگل ، قيام شيخ محمد خياباني و …. به وقوع پيوست . در دوره پهلوي ، جنبش ملي شدن صنعت نفت زمينه ساز قيام 15 خرداد سال 1342 و ديگر قيامهاي استقلال خواهانه بود كه سرانجام به پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) در سال 1357 انجاميد

 

 

تاريخ حكومت‌هاي ايراني

تاريخ ايران ، تاريخي پرفراز و نشيب است و در طول تاريخ ،‌امپراتوري‌ها و سلسله‌هايي بر اين سرزمين فرمان رانده‌اند كه مهم‌ترين آنها عبارتند از

هخامنشيان - 330-533 ق.م

سلوكيان - 247-330 ق.م

پارتيان - 247ق.م-224م

ساسانيان - 651-224م

حمله عرب به ايران - 654م

امويان وعباسيان-932-749م

صفاريان-903-866م

سامانيان-999-819م

آل بويه-1055-945م

غزنويان-1186-977م

سلجوقيان-1194-1038م

خوارزمشاهيان-1231-1077م

حمله مغول به ايران -1220م

ايلخانيان-1353-1256م

مظفريان-1393-1314م

تيموريان-1506-1370م

تركمانان-1468-1380م

صفويان-1732-1501م

افشاريان -1796-1734م

زنديان-1794-1750م

قاجاريان-1924-1779م

پهلوي-1979-1924م

پيروزي انقلاب اسلامي -1979م

ميدانهاي جنگهاي تاريخي ايران ، به ويژه ميدان جنگهاي مذهبي جذابيت خاصي براي زايران و جهانگردان دارند و جهانگردان خارجي را براي بازديد از اين مكان‌ها ، به سوي ايران جذب مي‌كند. به عنوان نمونه ، ميدان جنگ در نيشابور عليه مغولان ، ميدان جنگ در چالداران و پيروزي بر عثمانيان و ميدان‌ها و سنگرهاي جنگ ايران و عراق در خرمشهر ، بستان و هويزه براي برخي از جهانگردان جذابيت ويژه‌اي دارند.

 

 

جمعيت و تركيب قومي

براساس آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 ، جمعيت ايران اندكي بيش از 60 ميليون نفر است . از اين تعداد نزديك به 37 ميليون نفر شهرنشين و در حدود 23 ميليون نفر روستانشين و معدودي عشاير هستند . بخش عمده جمعيت شهرنشين در شهرهاي بزرگي مانند تهران ، مشهد ، اصفهان ، تبريز ، شيراز ، قم ، اهواز ، رشت، اروميه و كرمانشاه زندگي مي‌كنند.

بيش از نيمي از جمعيت كشور را جمعيت فعال تشكيل مي‌دهد و در حدود 5/39 درصد كل جمعيت ايران زير 14 سال سن دارد . بدين ترتيب جمعيت ايران از نظر تركيب سني از جمله جوان‌ترين جمعيتها در ميان كشورهاي دنياست به همين خاطر جامعه ايران برخورداراز شور و نشاط جواني است از نظر اشتغال ، توزيع سني جمعيت شاغل 10 ساله و بالاتر در بخشهاي مختلف اقتصادي ، 04/32 درصد در بخش كشاورزي 5/44 درصد در بخش خدمات 70/30 درصد در بخش صنعت مشغول به كارند. تعداد شاغلان كل كشور در حدود 5/14 ميليون نفر گزارش شده است .

از كل جمعيت بالاتر از 6 سال 51/79 در صد باسواد هستند . نسبت باسوادي در نقاط شهري 88/69 درصد و در نقاط روستايي 37/91 درصد افراد لازم التعليم (6-14ساله) مي‌باشد. اين نسبت در ميان مردان 66/84 درصد و در ميان زنان 21/74 درصد است . همين نسبت در نقاط شهري براي مردان و زنان به ترتيب 56/89 درصد و 70/81 درصد و در نقاط روستايي 74/76 درصد و 41/62 درصد گزارش شده است .

جهانگردان به ويژه جهانگردان حرفه‌اي علاقه بسياري به بازديد از كوچ ايل‌ها و عشيره‌ها نشان مي‌دهند . اين علاقه‌مندي دلايل متعددي دارد ؛ از جمله اين كه ايل‌ها و عشيره‌ها ، فرهنگ و سنت‌هاي قديمي و آداب و رسوم باستاني را پاسداري مي‌كنند و در ميان خود زنده نگاه مي‌دارند . به طور كلي ، آداب و رسوم و روش زندگاني كوچ نشينان ايران چندان تقاوتي با زندگاني گذشتگان باستاني ما ندارد از اين رو بازديد از ايل‌ها و عشيره‌هاي ايران و شناخت زندگي آنها توسط جهانگردان به آنان كمك مي‌كند تا با گوشه‌هايي از فرهنگ و زندگاني ايرانيان باستان آشنا شوند.ايران بر سر راه آسياي مركزي و تركيه و كشورهاي غربي قرار گرفته است و گروه‌هاي قومي متنوعي در آن زندگي مي‌كنند كه از آن جمله مي‌توان فارس‌ها، كردها، لُرها، بلوچ‌ها، بختياري‌ها، تُرك‌هاي آذري ، تالش‌ها، تركمن‌ها، قشقايي‌ها و عرب‌ها نام برد . اقليت‌هاي قومي و گروه‌هاي نژادي كوچك‌تري نيز در ايران زندگي مي‌كنند : تركمن‌ها كه در تركمن صحرا و شمال خراسان زندگي مي‌كنند و از نظر چهره ، زبان و فرهنگ با قوم‌هاي ديگر ايراني تفاوت دارند . در نواحي مركزي ايران ،‌ايل قشقايي كه تبار تركي دارد ، زندگي مي‌كنند . قوم‌هاي عرب بيش‌تر در خوزستان و به صورت پراكنده در كرانه‌هاي خليج فارس زندگي مي‌كنند . تركيب قومي جامعه امروزي ايران در نتيجه گسترش ارتباطات و آميزش فزاينده مردم با يكديگر به مقدار زيادي دگرگون شده و فضاي اجتماعي نسبتاً يكساني پديد آمده است كه در اثر آن ، اقوام ايراني پيكره واحدي را به وجود آورده‌اند
گروه‌هاي رنگين پوست كه به طور پراكنده در استانهاي جنوبي ايران ديده مي‌شوند از بقاياي مناسبات تجارت برده با زنگبار هستند . اقليت‌هاي هندي مقيم جنوب ايران نيز بازمانده بازرگانان هندي ساكن ايران در زمان‌هاي گذشته هستند

 

اقتصاد و توسعه

براساس اصل چهل و چهارم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، اقتصاد ايران به لحاظ مالكيت از سه بخش دولتي ، خصوصي و تعاوني تشكيل مي‌شود. در حال حاضر تنها 5/2 درصد از مالكيت اقتصاد كشور در قالب تعاوني‌ها شكل گرفته و اصلي‌ترين شكل مالكيت در دو بخش دولتي و خصوصي متمركز شده است با توجه به ارقام رسمي بودجه كل كشور ،پنجاه  درصد توليد ناخالص ملي از محل درآمد مستقيم انحصارهاي دولتي است كه با احتساب سهم ديگر موسسات و نهادهاي بخش عمومي ، سهم دولت به حداقل 60 درصد مي‌رسد . در چهار دهه اخير ، عمده‌ترين منبع درآمدهاي بودجه دولت از فروش و صادرات نفت و گاز به دست آمده است

اين مقدار در سال 1374 حدود 64 درصد كل درآمدهاي دولت بوده است با وجودنوسانهاي شديد قيمت جهاني نفت خام و كاهش نسبي ارزش آن ، اين عنصر همچنان نقش اصلي خود را در ساختار اقتصادي كشور حفظ كرده و منبع اصلي درآمدهاي ارزي و منشاء بسياري از ديگر درآمدهاي داخلي و خارجي كشور است 

توليد ناخالص داخلي از بخشهاي كشاورزي، صنعت و معدن ، خدمات و نفت تركيب يافته است . طي دوره هفده ساله 1356 تا 1374 ، ارزش افزوده بخش كشاورزي با 130 درصد افزايش ، به 3740 ميليارد ريال به قيمت ثابت سال هزاروسيصدوشصت‌ويك رسيده است . در مقابل در جهت كاهش وابستگي به درآمدهاي ارزي ناشي از صادرات نفت خام و به سبب موقعيت متزلزل عنصر نفت خام در بازارهاي جهاني ،‌سهم نفت در توليد ناخالص داخلي كشور، از 4/93 درصد در سال 1357 به كم‌تر از نصف ؛ يعني 1/18 درصد در سال 1374 كاهش يافته است و در همين مدت ، سهم بخش كشاورزي از 7/14 درصد به 9/62 درصد و سهم گروه صنعت و معدن از 8/20 درصد به 7/32 درصد رسيده است 
با پايان جنگ تحميلي عراق عليه ايران و تثبيت اوضاع سياسي – اقتصادي كشور در سال 1367 ، رشد شتابان ارزش افزوده بخش‌هاي اقتصادي آغاز شده و بين سال‌هاي 1368 تا 1373 متوسط نرخ رشد بخش كشاورزي به 7/5 درصد ، صنعت و معدن به 9/7 درصد و خدمات به 7/6 درصد رسيده است . از سال 1373 به اين سو و با آشكار شدن فشارهاي ارزي وارد بر اقتصاد ملي بخش صنعت و معدن به عامل اصلي حركت رو به رشد اقتصاد كشور تبديل شده است

بخش آب و برق و گاز در بخش صنعت و معدن طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، پر رونق‌ترين شاخه اقتصاد كشور بوده است . در بخش خدمات بالاترين نرخ رشد به گروه حمل و نقل و ارتباطات تعلق دارد اين ويژگي موجب شده است كه بخش خدمات در اقتصاد ملي ،‌طي سالهاي اخير ساختار سالم‌تري بيابد طي سالهاي 1367 تا 1373 ارزش افزوده گروه حمل و نقل انبارداري و ارتباطات بيش از 97 درصد افزايش يافته است

در مجموع تحولات توليد ملي در ايران و تغييرات توليد و ارزش افزوده بخش‌هاي اقتصادي طي سالهاي اخير نشان دهنده گرايشي در ساختار اقتصاد ملي است كه مشخصه اصلي آن برتري جايگاه توليد خاصه توليد صنعتي است

در سال 1373 ، براي نخستين بار ظرف سالهاي آغاز دهه 1370 ، رشد ارزش افزوده بخش صنعت و معدن از متوسط رشد توليد ناخالص داخلي و حتي رشد ساير بخش‌ها فراتر رفت . در حالي كه ارقام اين شاخص‌ها براي توليد ناخالص داخلي و خدمات در سال به ترتيب 6/1 و 5/2 درصد بود، بخش صنعت و معدن 9/4 درصد افزايش يافت . در پايان سال 1374 سهم بخش‌هاي گوناگون اقتصادي در توليد ناخالص داخلي به قيمت عوامل( به قيمت‌هاي ثابت 1361 ) براي كشاورزي 9/26 درصد ، صنعت و معدن 7/32 درصد ، خدمات 9/42 درصد و نفت 1/18 درصد برآورد شده است .

 


 
مناطق آزاد تجاري و مناطق ويژه اقتصادي

ايجاد منطقه آزاد تجاري – صنعتي يكي از مهم‌ترين رهيافت‌هاي نظام تجارت جهاني در قرن بيستم است كه به منظور جذب سرمايه‌گذاري خارجي و انتقال فن‌آوري، راه‌اندازي توليد محصولات صادراتي ، ايجاد اشتغال و راهيابي به بازارهاي جهاني ،‌در بسياري از كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته ، با موفقيت به مرحله اجرا گذاشته شده است و ايران نيز از جمله اين كشورها است . در حال حاضر، سه منطقه قشم ، كيش و چابهار به عنوان منطقه‌هاي آزاد تجاري – صنعتي براي فعاليت سرمايه‌گذاران معرفي شده‌اند . علاوه بر اين سه منطقه آزاد ، با مجوزي كه قانون برنامه اول و دوم توسعه كشور به دولت داده است ، تاسيس منطقه‌هاي آزاد ديگري جهت ترانزيت پردازش و صادرات كالا به تصويب رسيده است كه ” منطقه ويژه اقتصادي ” نام دارند . اين منطقه‌ها از شمول مقررات صادرات و واردات مستثني هستند در حال حاضر ، اين منطقه‌هاي ويژه اقتصادي عبارتند از : منطقه ويژه اقتصادي سيرجان و منطقه ويژه اقتصادي بندر انزلي


هر يكي از مناطق آزاد و ويژه اقتصادي امكانات قابل توجهي براي سرمايه‌گذاري در توليد و تجارت دارند علاوه بر نقش اقتصادي و تجاري ، توسعه امكانات جهانگردي و سياحتي آنها نيزبه نوعي در دستور كار بدل شده است .

 


دين و فرهنگ

‌ دين رسمي ايران بر اساس اصل 12 قانون اساسي ، اسلام و مذهب شيعه اثني عشري است . حدود 99/65 درصد مردم مسلمان هستند پيروان مذهب‌هاي اسلامي حنفي ، مالكي ، شافعي ، حنبلي و زيدي در ايران از احترام و آزادي كامل برخوردارند

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، دين‌هاي زرتشتي ، مسيحي و كليمي به رسميت شناخته شده‌اند و پيروان آنها مي‌توانند مانند مسلمانان با حقوق يكسان در زندگي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي كشور شركت كنند. اقليت‌هاي ديني زرتشتي ،‌ارمني ، كليمي و آشوري و كلداني در مجلس شوراي اسلامي نمايندگان مستقل دارند . غناي فرهنگي ايران در عرصه‌هاي مختلف از جمله انواع هنرهاي شرقي ، ادبيات و عرفان آوازه‌اي جهاني دارد . اسطوره‌ها، ‌افسانه‌ها ، حكمت و فلسفه ، شعر ، موسيقي ، ادبيات عامه ، صنعت‌هاي دستي ، معماري و هنرهاي تزئيني ايران ، بخش شايان توجهي از گنجينه‌هاي انديشه ، هنر و فرهنگ بشري را تشكيل داده‌اند

 

 

زبان، خط و مبدأ تاريخ و پرچم

به موجب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ،‌زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران، فارسي و هجرت پيامبر اسلام(ص) مبدأ تاريخ رسمي كشور است

روز اول فروردين (21 مارس) آغاز سال نو در ايران است . انجام امور رسمي كشور براساس تاريخ هجري شمسي است . پرچم ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي ايران و 22 نگاره ”الله اكبر” است . بيش از نيمي از مردم ايران به زبان فارسي يا گويش‌هاي مربوط به آن سخن مي‌گويند

زبان فارسي از فصاحت و شيوايي خاصي برخوردار است به همين دليل بخشي از برجسته‌ترين آثار ادبي مشرق زمين ، به ويژه درحوزه‌هاي فرهنگي ايران ، از وراورد (ماوراءالنهر) تا آسياي صغير به زبان فارسي نوشته شده‌اند . بسياري از قوم‌هاي آسياي مركزي با وجود تسلط بر قلمرو جغرافيايي ايران پس از مدت كوتاهي از ، فرهنگ غني ايران و زبان فارسي تاثير پذيرفته‌اند

 

 


حكومت و قواي سه گانه

حكومت ايران جمهوري اسلامي است كه به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 پا گرفت و مردم ايران درهمه پرسي 12 فروردين 1358 هجري شمسي با اكثريت 2/98% آرا به آن رأي مثبت دادند . براساس قانون اساسي امور كشور بايد توسط رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و ديگر اعضا شوراها كه از طريق انتخابات و مراجعه به آراي عمومي مردم برگزيده مي‌شوند ، اداره شوند
قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از : قواي مقننه ، مجريه و قضاييه كه با نظارت مقام رهبري توسط رئيس جمهوري هماهنگ مي‌شوند

تعداد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي 270 نفر است كه براي مدت چهار سال انتخاب مي‌شوند . كليه مصوبات مجلس شوراي اسلامي ، براي تطبيق با موازين شرعي بايد به تاييد شوراي نگهبان برسد
قوه مجريه زير نظر رئيس جمهوري كه به طور مستقيم براي چهار سال انتخاب مي‌شود قرار دارد
قوه قضاييه قوه‌اي مستقل و پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي ملت است . بالاترين مرجع قوه قضاييه ، شوراي عالي قضايي به رياست رئيس قوه قضاييه است . اعضاي اين شورا عبارتند از : رئيس ديوان عالي كشور ، دادستان كل كشور و سه نفر قاضي مجتهد و عادل كه براي مدت پنج سال انتخاب مي‌شوند

 

 

تقسيمات اداري و سياسي

براساس آخرين تقسيمات كشوري ، كشور ايران به 28 استان و 252 شهرستان و 680 بخش تقيسم مي‌شود . هر استان با تقسيمات تابعه زير نظر استاندار؛ هر شهرستان به وسيله فرماندار و هر بخش توسط بخشدار اداره مي‌شود

بزرگ‌ترين استان ايران با مساحت 313 هزار كيلومتر مربع ، استان خراسان و كوچك‌ترين آن‌ها ، هر يك با مساحت كم‌تر از 15 هزار كيلومتر مربع ، استان‌هاي گيلان ، چهارمحال و بختياري ، كهكيلويه و بويراحمد ،‌گرگان ، قزوين و قم هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:28  توسط م . ک  | 

بازارها

 

 بازارها

 یکی از ویژگیهای اساسی بازارها تا قرن اخیر، تشکل بازاریان در انجمنهای صنفی، یعنی «اصناف» بوده‌است. این انجمنها اصولاً به صاحبان حرفه‌ها تشکل می‌بخشیدند و دارای وظایف اجتماعی وسیعی بودند، ابتدای پیدایش اصناف اسلامی به قرن سوم هجری می‌رسدکه دوره شکوفائی تمدن اسلامی و رونق تجارت و شهرنشینی بود. در این قرن بود که تشکل افزارمندان و صنعتگران بر اساس حرفه‌ها و پیشه‌ها بوجود آمد، رشد و توسعه کامل شهرها در دو قرن پنجم و ششم هجری، فعالیتهای اصناف را توسعه فراوان بخشید برخی از خاورشناسان شوروی، مبدأ پیدایش انجمنهای صنفی در شهرهای ایرانی را، دوره ساسانیان می‌دانند.

برخی دیگر از خاورشناسان، منشأ انجمنهای صنفی اسلامی را در خرقه‌های درویشان و صوفیان و یا صنفهای غازیان جستجو می‌کنند مثلاً ماسینیون بر آن است که تاریخ اصناف با جنبش کرامتیه ارتباط نزدیک دارد. این جنبش یک شورش بزرگ اجتماعی و سیاسی و مذهبی بود که جهان اسلام را از قرن سوم تا ششم فراگرفت. کرامتیان یک اجتماعی بزرگ ماسونی پدید آوردند که در میان بازرگانان و پیشه وران گسترش یافت و موجب پیدایش، پرورش و گسترش سازمانهای صنفی شد. اما ثبات این ارتباط کار دشواری است. کلودکائن که در زمینه اصنفا اسلامی پژوهشهای با ارزشی کرده‌است، ضمن آنکه وجود نوعی سازمانهای صنفی را در سده چهارم و پنجم تائید می‌کند، می‌گوید: «نمی‌توان با دقت تاریخ رشد و تکامل آنها را تعیین کرد و رابطه آنها را با اسماعیلیه و انجمنهای فتوت با اطمینان کامل تائیدنمود.» وی همچنین می‌افزاید: «استدلال ماسینیون در مورد وجود پیوند میان فتوت و اصناف خیلی کلی و مبهم است .»

در اخوان الصفا که چند بخش آن به کارهای دستی و حرفه‌ای اختصاص دارد، و نیز در سایر منابع اشاره هائی شده‌است مبنی بر اینکه نمایندگان اسماعیلیه به حرفه‌ها و اصناف به صورت محدود و نظری باقی ماند. ریجارد فرای نیز در این ارتباط می‌گوید: «به هر حال ارتباط دادن مستقیم صنفها با غزایان یا با صوفیه یا فرق د اویش تنها جنبه نظری می‌تواند داشته باشد. زیرا درباره آنها اطلاعات کافی نداریم. مع هذا حقیقت آن است که جمعیتها یا گروههائی از مردم شهرنشین سرزمینهای شرقی جهان اسلام، به علت اشتراک منافع گردهم آمده بودند، بعضی از صنفها احتمالاً از ابتدا سبغه مذهبی داشتند. همچنانکه در میان اعضاء بعضی از سازمانهای اخوت صوفیه، افرادی از طبقات مختلف وجود داشت. البته مشهورترین پیشه وری که در عین حال غازی بود، یعقوب لیث مؤسس سلسله صفاریان است و می‌توان پذیرفت که نظایر این قبیل افراد کم نبوده‌اند. در بعضی مأخذ، سازمان غازیان را اهل «فتوت» خوانده‌اند و تعجب آور نیست مجاهدینی که داوطلبانه به جنگ کفار می‌رفتند قواعد و رفتاری زاهدانه یا زندگی صوفی منشانه را پذیرفته باشند و این قواعد بعدها رسمیت سازمانی یافته باشد. می‌توان حدس زد که بعد از خاتمه جهادها در آسیای مرکزی، این قبیل سازمانها هر چند به طریقی دیگر هم چنان در شهرها نضج گرفت شاید همین امر رشته‌های پیوندی میان غازیان و صاحبان حرف را ایجاد کرده باشد.

به هر حال، منشأ انجمنهای صنفی هر چه باشد، در سده‌های چهارم و پنج بر شمار این انجمنها افزوده شد و پیشه وران هر حرفه برای خود صنف جداگانه‌ای پدید آوردند. چنانکه این بطوطه در سده هشتم درباره اصناف اصفهان می‌گوید: هر دسته از پیشه وران اصفهان، رئیس و پیشکستوتی برای خود انتخاب می‌کند که او را «کلو» می‌نامند.

مسئله اساسی در شناخت پایگاه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی انجمنهای صنفی، موقعیت آنها در برابر انجمنهای صنفی شهرهای اروپائی است که «گیلد» نامیده شده‌اند. گیلدهای اروپای غربی نوعاً انجمنهائی اختیاری و خود مختار بوده‌اند. این انجمنها ابتدا به عنوان انجمنهای برادری که رنگ و بوی دینی داشت، تشکیل شدند و بعدها به صورت انجمنهائی برای دفاع از منافع اقتصادی در آمدند.

گیلدهای غربی با قاونی کردن منافع صنفی و یا با مبارزات سیاسی و اقتصادی دعاوی خویش را تأمین و تثبیت می‌نمودند تا بتوانند در برابر زورگویی و فشارهای خارجی ایستادگی کنند. گیلدها به عنوان انجمنهای صنفی در قلمرو فعالیتهای خود، خود مختار و مسئول بودند. آنها می‌توانستند اعضای گیلدا را تعیین کنند، رهبران خود را برگزینند و اموال مشترک و جمعی انجمن را اداره کنند.

اما انجمنهای صنفی در امپراتوری روم شرقی وضع دیگری داشتند. و با گیلدهای غربی تفاوت داشتند. انجمنهای صنفی این امپراتوری را نیروی دولت مرکزی. سازمان داد بودند، نه اراده و اختیار اعضای آنها، مقصود از ایجاد آنها نیز انجام وظایف اقتصادی و مالی به سود دولت بود. از اینرو ،در قلمرو فعالیتهای خود امتیازها و انحصارهائی داشتند. با این همه، گیلدهای روم شرقی خود مختار نبودند و دارائی و خزانه مشترک نداشتند و مدیران آنها برگزیده اعضاء بشمار نمی‌آمدند. نه تنها مدیران گیلدا از خارج گمارده می‌شدند، بلکه قوانین و مقررات مربوط به آنها نیز از خارج به آنها تحمیل می‌شد. هر چند که چنین وضعی مانع همبستگی درونی انجمنها نمی‌شد ولی نظارت کسبه و پیشه وران را بر امور اقتصادی از میان می‌برد.

چنانکه «آیرالاپیدوس» به درستی بیان کرده‌است در معنای محدود و مشخص و دقیق کلام همانند گیلدهای اروپائی و روم شرقی در بازارهای کشورهای مسلمان یافته نشده‌است. کسبه و پیشه وران در روزگار مملوکان، همچون گیلدهای روم شرقی تحت سلطه شدید و ظنارت سازمانهای غیر صنفی قرار داشتند و فعالیتهای آنان، در محدوده سیاسی و اقتصادی سازمانهای غیر صنفی قرار داشتند و فعالیتهای تفتیش و نظارت سازمانهای دولتی بر امور انجمنهای صنفی، ادغام انجمنها در سازمانهای دولتی نبود. در شهرهای اسلامی نظارت اصلی بر کسبه و پیشه وران بعهده محتسب یا مفتش بود.

در دوره صفویه به علت رونق اقتصادی کشور و رشد شهر نشینی، بر شمار اصناف و میزان کار و کوشش آنها افزوده شد. در این دوره نیز اصناف زیر نظر دستگاه حکومت شهر از استقلال کامل بی بهره بودند. انجمنهای صنفی زیر نظر دستگاه حکومتی شهر بودند. داروغه از نظر انتظامی و امور جزائی با کمک عسها، بازارها را تحت نظارت داشت. محتسب بر جزئیات فعالیتهاین اصناف از لحاظ کیفیت کار و اوزان و مقایسات و تنظیم فهرست قیمتهای جاری نظارت می‌کرد و خلافکاران را به شدیدترین وجهی کیفر می‌داد و کلانتر شهر نیز که به ظاهر باید از اصناف حمایت کند عملا مهمترین وظیفه اش سهمیه بندی مالیاتها بود و در واقع واسطه‌ای میان دستگاه مالیاتی و پیشه وران شهری بود.

هر صنف متشکل از مجموعه استادان صنف بود که با کمک کارگران و شاگردان فعالیت می‌کردند .استادان هر صنف معمولا از میان خود یکیا ز افراد مورد اعتماد را که حداقل دو سوم استادان صنف به او رای تمایل می‌دادند نامزد ریش سفیدی یا کدخدائی صنف می‌کردند و ان را به شهادت نقیب المکل که سرپرستی کد خدایان اصناف و محلا ت و نیابت کلانتر شهر را داشت و آنگاه آن را برای صدور حکم و به کلانتر شهر معرفی می‌کردند. میرزا رفیعا در دستور الملوک خود در اینباره می‌گوید: «رضانامچه تعیین استا دان اصناف و کد خدایان محلات که موافق دستور منوط به رضای چهار دانگ از هر صنف محله می‌باشد به اعتراف جماعت مزبور نقیب شهادت می‌نویسد و بعد از آن کلانتر تعلیقه می‌دهد». میرزا رفیعا در شرح وظایف کلانتر اصفهان می‌گوید: «کدخدایان محلات و استادان اصناف بر نصب او منصوب و به عزل او معزول می‌باشند و احدی رامد خلیتی نیست»

انجمنهای صنفی از نظر دستگاه حکومت وسیله مناسبی بودند تا سازمان گرد اوری مالیات و بیگاری بتواند با پیشه وران شهری به طور دسته جمعی روبرو شود و به اسانی وظیفه اش را انجام دهد. چنانکه سلسله مراتب مذکور که از کلانتر آغاز و از طریق نقیب الملک و ریش سفیدان یا کدخدایان اصناف به استادان صنف منتهی می‌شد.

دربرخی از شهرها، همه اصناف را در یک سازمان واحد متشکل می‌کردند. مانند اصناف شهر نخجوان در اواخر سده دوازدهم و اوایل سده سیزدهم هجری قمری، در این صورت همه اصناف یک رئیس داشتند. ولی هر صنفی مراسم و جشنهای خود را جداگانه اجرا می‌کرد. اوایل سده گذشته در شهرهای آذربایجان شمالی (قفقاز) ریاست اصنفا شهر با یک نقیب یا اوستا باشی بود. شغل وی که رهبری روحانی اصناف را داشت انتخابی بود. وظایف وی شامل : نظارت بر رفتار اعضاء اجرای وظایف قضائی رسیدگی به امور شاگردان و گماردن آنها به مقام استادی، بررسی شعائر صنفی‌. تعیین مالیات صنف و توزیع ان با نظر کدخدای صنف میان پیشه وران توزیع کالاها میان پیشه وران، تعیین قیمتها و تنظیم روابط هر صنف با اصناف همسایه بود. وظیفه اساسی ریش سفیدان نظارت بر آموزش استادن به شاگردان گرد آوری مالیاتها واسطه شدن میان بازرگانان و پیشه وران بود.

انجمن صنفی، در واقع مجموعه‌ای از استادن هر صنف بود که پرداخت کننده مالیات و عوراض بودند. هر استاد می‌توانست به میل خود شاگردانی داشته باشد. هر استاد در ایروان به طور متوسط یک شاگرد داشت و در اوایل قرن نوزدهم، ۷۲۲ استاد و ۶۶۷ شاگرد در ان شهر اشتغال داشتند. سن ورود به شاگردی معمولا از ۱۲ سالگی بود و ۱۰ سال طول می‌کشید تا شاگرد به مقام استادی برسد استادان امور حقوقی دریافت نمی‌کرد ولی به همراه غذا و لباس شاگردانه می‌گرفت و هنگام ارتقا به مقام استادی کمربند مخصوصی با تصویب کلانتر دریافت می‌کرد در مواردی نیز اصناف کارگر روز مزد استخدام می‌کردند برخی از پیشه وران کارگر روز مزد می‌گرفتند و برخی دیگر هم کارگر روز مزد و هم شاگرد داشتند.

به نظر کوزنتسوا اصناف در این دوره یک سازمان مالی و اداری بودند که در داخل نظام حکومتی قرار داشتند. در نتیجه وظایف اصلی انجمنهای صنفی از این قرار بود:

نخست وظیفه جمعی گرد آوری مالیات دوم وظیفه جمعی تثبیت قیمتها سوم وظیفه قضائی بدین معنی که دادگاه عالی صنفی مرکب بود از نقیب و ریش سفیدان صنف که به اختلافات جزئی اصناف رسیدگی می‌کردند. اصناف و پیشه وران معمولا به دادگاه مظالم و دادگاه شرع که برای آنان گران تمام می‌شد مراجعه نمی‌کردند و دادگاه صنفی را که مجانی بود ترجیح می‌دادند.

اینک می‌توانیم تفاوتهای اساسی «گلید»های غربی را با سازمانهای اصناف شرقی به اختصار بیان کنیم نخست اینکه وظایف و کارکردهای اختصاصی سازمانهای اصناف شرقی از گیلدها وسیعتر بود دوم قدرت اقتصادی گیلدها و معمولا شامل افزار مندان و بازرگانان بود. در حالی که اصناف شرقی از یک سو جدا از تجار بود و از سوی دیگر حرفه‌های متعددی را در بر می‌گرفت. چهارم روسای اصناف به نمایندگانی از طرف حکومت شهری وظایف اداری و مالی داشتند و مباشر مالی حاکم شهر بودند حال آنکه روسای گیلدها دارای چنین وظایفی نبودند. پنجم روسای گیلدها را رسما حاکم شهر منصوب می‌کرد بدین ترتیب روسا یا کدخدایان اصناف در برابر حاکم شهر مسئول وصول مالیات و اداره امور صنف خود بودند. ششم جنبشهای آزادیخواهانه سیاسی و مذهبی در سده‌های پنجم و ششم هجری در اجتماعات شهری سبب شد که اصناف اسامی دارای چنین زمینه هائی نبودند. هفتم اصنافن شرقی هم از نظر شکل شهر و قرار داشتن بازارها در جوار مسجد جامعه و مساجد نزدیک داشتند در حالی که گیلدها چنین نبودند هشتم گیلدهای غربی در شهرهای خود مختار فعالیت می‌کردند ودر ان نظام یان صنعت و بازرگانی از یک سو و کشاورزی از سوی دیگر جدائی اساسی وجود بدین ترتیب که فئودالها در دژها می‌زیستند و پیشه وران و بازرگانان در شهرها. از این روش شهر و روستا کاملا از یکدیگر جدا بود حال آنکه در شهرهای شرق میانه، عاملان حکومت و زمین داران جملگی در شهر می‌زیستند و در نتیجه محله‌های شهر و اصناف شهری همراه با اجتماعات روستائی زیر سلطه آنان قرار داشت.

این امر از یک سو مانع آزادی و خود مختاری و از سوی دیگر مانع ایجاد تضاد میان شالوده‌های تولید شهری و روستائی می‌شد تضادی که در مغرب زمین از عوامل موثر پیدایش نظام سرمایه داری بود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:13  توسط م . ک  | 

خلاصه طرح های شهرسازی کارشناسی ارشد

 

دوستای شهرساز و جغرافیدان سلام این پست رو به خاطر زن داداشم نوشتم که بشینه و با تمام وجود درسش رو بخونه و بقیه اطلاعاتش رو برا امتحان ارشد کامل کنه امیدوارم شما هم استفاده کامل از این خلاصه مباحث تاریخی و مقرراتی شهرسازی ببرید

زن داداش موفق باشی امیدوارم تو پست های بعدی پیام تبریکم رو ببینی که برای قبولی ارشدت نوشتم

دوستت دارم

 

خلاصه طرح های شهرسازی کارشناسی ارشد

 

1-رشد سالانه شهرنشینی در ایران-----4%

2-قانون تعریض و توسعه معابر و خیابانها-----1312

3-تهیه اولین نقشه شهرسازی تهران از سوی دولت در قرن کنونی در چه سالی بود-----1316

4-تصویب قانون و آیین نامه پیش آمدگی در گذرها و خیابان ها-----1318

5-در چه سالی سازمان اصل 4 ترومن برای اولین بار مطالعات و طرح ریزی سه شهر سنندج ، اصفهان ، شیراز را به عهده گرفت-----1324

6-تاسیس سازمان برنامه-----1327

7-تصویب قانون نوسازی و عمران شهری-----1327

8-تصویب قانون شهرداری-----1334

9-تصویب قانون کمک زمینی برای اجرای برنامه های شهرسازی و اقدامات عمرانی-----1339

10-در دستور کارقرار گرفتن تهیه طرح های شهری-----از دهه 1340به بعد

11-تاسیس وزارت آبادانی و مسکن و به دنبال آن دبیرخانه شورای عالی شهرسازی-----1343

12-اولین شهری که طرح جامع آن توسط دبیرخانه شورای عالی شهرسازیمورد تصویب قرار گرفت کجا و در چه سالی بود-----بندر لنگه -1344

13-در کدام برنامه عمرانی مطالعات مربوط به طرح جامع 20 شهر که بعضی از آنها در برنامه سوم آغاز شده بود خاتمه یافت و به مرحله اجرا در آمد-----برنامه عمرانی چهارم کشور(51-1347)

14-تصویب قانون اصلاح پاره ای از مواد و الحاق چند ماده به قانون شهرداری-----1345

15-آغاز اقدامات عمده برای تحقق بخشیدن به اهداف برنامه ریزی شهری در ایران-----1345

16-تصویب قانون نوسازی و عمران شهری به منظور تدوین ضوابط نوسازی شهرها تا اصلاحات اساسی در شهرها قانونمند شود-----1347

17-چه زمانی برای شهرهایی که در سرشماری 1345 جمعیتی بیش از 25هزار نفر داشتند تصمیم به تهیه طرح جامع گرفته شد-----طی برنامه عمرانی پنجم

18-سال تصویب قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران-----1351

19-چه زمانی اقدام اساسی برای تهیه طرح های تفصیلی در مورد شهرهایی که طرح جامع آنها تنظیم یافته بود آغاز شد-----بعد از تصویب قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران 1351

20-سال تصویب قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی-----1353

21-تعاریف طرح جامع شهر ، طرح تفصیلی و طرح هادی در کدام قانون ارائه گردید-----قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی

22-سال به تصویب و اجرا گذاشتن قانون طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ وتفصیلی شهرها به جای طرح جامع که درآن مقرر گردید که بار دیگر برای همه شهرها طرح های توسعه و عمران تهیه شود----1363

23-سال تغییر مطالعات طرح های جامع توسط قرارداد تیپ12 و ابلاغ قرارداد جدید-----1363

24-در چه سالی شورای عالی شهرسازی باحفظ اختیارات خوددر تصویب نهایی طرح ها اختیار تصویب طرح جامع شهرهایی را که در مناطق جنگ زده واقع شده بودند و همچنین شهرهایی را که جمعیت آنها طبق سرشماری در سال 1365 کمتر از 200000 نفر بود به شورایی با نام شورای شهرسازسی استان به ریاست استاندار و عضویت مدیر کل یا بالاترین مقام استانی و دستگاه های عضو شورای عالی واگذار کردو همچنین بررسی و تصویب طرح های تفصیلی شهری و تغییرات آنها در هر استان به عهده همان استانداری گذاشته شد بدین معنی که در هر استان کمیسیونی به نام کمیسیون ماده 5 به بررسی و تغییر طرح های تفصیلی میپردازد بدین ترتیب بود که سرعت تصویب طرح های جامع شهری و طرح تفصیلی بیشترشد-----1369

25-آخرین نگرشی که در زمینه تحول طرح های جامع شکل گرفت در چه سالی و چه بود-----1370-تهیه طرح جامع شهرستان

26-در کدام قانون نحوه بررسی و تصویب طرح های جمع و تفصیلی تعیین گردیده-----قانون تاسیس شورای عالی

27-در کدام قانون تهیه طرح های ساماندهی فضا و سکونتگاه هایروستایی پیش بینی شده-----قانون برنامه پنج ساله سوم اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی

28-اساس نامه بنیاد مسکن و انقلاب اسلامی مصوب کدام نهاد است-----مجلس شورای اسلامی

30-در کدام اساس نامه تهیه ی طرح های هادی روستایی مقرر ودرآیین نامه اجرایی ماده هفت آنمرجع تصو یب طرح مزبور مشخص گردید-----اساس نامه ی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی

31-در مصوبه ی مورخ 9/2/71 شورای عالی اداری تهیه ی طرح آمایش سرزمین توسط کدام

سازمان انجام می شود-----مدیریت و برنامه ریزی

32-در مصوبه مورخه ی 9/2/71شورای عالی اداری تهیه ی طرح های کالبدی ملی و منطقه ای توسط کدام سازمان انجام می شود-----وزارت مسکن و شهرسازی

33-تهیه ی طرح های شهر های جدید و مجموعه های شهری تصویب نامه ی کدام نهاد است که

توسط آن مرجع تصویب آنها معین گردیده-----هیات وزیران

34-نسبت جمعیت شهری                        تعداد شهرها                         سال

           03/47%                                  373                                1355

               57%                                   614                                1375

            1/69%                                   1932                              1400

35-کدام طرح در بند 1ماده ی 1قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهر سازی و تعیین وظایف آن مصوب 1353تعریف شده است-----طرح جامع سرزمین

36-مساله آمایش سرزمین در چیست-----توزیع جغرافیایی بهینه منابع،فعالیتا و مشاغل

37-سطوح طرح آمایش سرزمین که طرحی فرادست است کدام است-----ملی،منطقه ای،محلی

مدیریت فضا شامل چیست-----نظم گره ها ،شهر و آبادیها،نظام شبکه های ترابری میان شهر و روستا

38-نظام نواحی مبین چیست-----کاربرد زمین توسط فعالیتهای زمین مانند کشاورزی،جنگلداری،مرتعداری و صنعت و معدن

39-مهمترین اقدام از نظر مطالعاتی و برنامه ریزی فضایی پیش از انقلاب کدام است-----مطالعه آمایش سرزمین(ستیران)

40-مقدمات مطالعه آمایش سرزمین(ستیران)درچه سالی فراهم گردیدوکی خاتمه یافت-----1354-1356

41-مهندسان مشاور ستیران کی مرکز آمایش سرزمین را تاسیس کردند-----1353

42-ضوابط کلی برنامه آمایش سرزمین ستیران در آن زمان به چه اسمی نامگذاری شد و در چند قسمت آن را ارائه دادند-----بهره وری زمین یا تنسیق سرزمین-3 قسمت

43-طرح آمایش سرزمین ستیراندر گزارش مرحله نخست مدعی چیست-----پاسخگویی به دشواری هایی که در نیمه 1350-60 جامعه ایران با آنها روبهرو بوده

44-مهندسین مشاور ستیران ایران را به چند کلان منطقه تقسیم نمودند-----8کلان منطقه

45-گزارش نهایی مطالعات ستیران در دوره دوم به چه نامی و در چه سالی در چهاربخش نظام شهری (12جلد) جامعه روستایی (1جلد) محور خوزستان آذربایجان (1جلد) و عدم تمرکز فعالیتهای بخش دوم و سوم در یک جلد تهیه شد-----استراتژی دراز مدت آمایش سرزمین

46-در چه سالی مطالعات پایه طرح آمایش سرزمین ایران در 6 جلد توسط دفتر برنامه ریزی منطقه ای سازمان برنامه وبودجه منتشر شد-----1362

47-خلاصه و جمع بندی مطالعات مرحله ی اول پایه ی طرح آمایش سرزمین اسلامی ایران در چه سالی منتشر شد-----1364

48-طرح آمایش سرزمین به معنای تعیین استراتژی های توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در پهنه ی سرزمین توسط کدام نهاد تهیه و به تصویب کدام نهاد خواهد رسید-----سازمان برنامه و بودجه—هیات وزیران

49-وظیفه ی آمایش سرزمین با تعریف و فعالیتهای مصوبه اش توسط کدام سازمان انجام می گیرد-----سازمان برنامه و بودجه

50-تهیه و تصویب طرح کالبدی (ملی-منطقه ای)توسط کدام نهاد است-----وزارت مسکن و شهر سازی—شورای عالی شهر سازی و معماری ایران

51-طرح کالبدی ملی ایران از چه زمانی ودر کجا آغاز شد ودر چه سالی بر اساس اهداف مطروحه در تعریف آن مطالعات این طرح پایان یافت-----نیمه یسال 1370 در معاونت شهر سازی ومعماری وزارت مسکن و شهر سازی—1375

52-سطوح طرح کالبدی-----1-مطالعات ملی سراسر کشور را در بر می گیرد2-مطالعات منطقه ای با مقیاس ودقت بیشتردر محدوده هاییکه در سطح ملی مشخص شده3-مطالعات محلی با مقیاس و دقت بازهم بیشتردر محدوده هایی که در مطالعات منطقه ای مشخص شده

53-در چه سالی آیین نامه هماهنگی و تفکیک وظایف وزارتخانه های مسکن و شهر سازیو جهاد سازندگی تصویب شد-----1365

54-از چه سالی تهیه یطرح جامع سرزمین از وظایف وزارت مسکن و شهر سازی تصریح شده است -----1365به موجب کدام آیین نامه-----آیین نامه هماهنگی و تفکیک وظایف وزارتخانه های مسکن و شهر سازی و جهاد سازندگی که در تبصره ی ماده ی 3 قانون تغیرناموزارت آبادانی و مسکن تصریح شده

55-وظیفه ی تهیه ی طرح جامع سرزمین که ((طرح کابدی)) نام یافت (در بخش کالبدی وفیزیکی)به کدام نهاد محول شده است-----وزارت مسکن وشهر سازی

56-تصویب طرحهای کالبدی ملی و منطقه ای به عهده ی کدام نهاد است-----شوارای ملی شهر سازی و معماری

57-تغیر نام یافته ی طرح جامع شهرستان چیست-----طرح توسعه و عمران (جامع)ناحیه ای

58-طرحهای جامع شهرستان یاهمانطرحهای ناحیه ای جدید چه زمانی مطرح گردید-----پس از  انقلاب اسلامی واز سال 1370

59-از دیدگاه فضایی در سلسله مراتب برنامه ریزی طرح جامع شهرستان (طرحهای ناحیه ای جدید)در چه سطحی قرار می گیرد-----در سطحی بین برنامه ریزی منطقه ای و برنامه ریزی محلی جای می گیرند و رابطه ی بین این دو سطح را مشخص می کنند

60-وظیفه ی طرح ناحیه ای که در مرحله ای پس از طرح های آمایش سرزمین و طرحهای منطقه ای جای دارد-----سامان دهی نظام فعالیتی در فضا را به منظور استفاده ی بهینه از زمین انجام میدهد

61-در چه تاریخی شورای عالی شهرسازی و معماری ایران شیوه ی بررسی و تصویب طرحهای جامع شهرستان را تعیین کرد-----1/8/1374

62-طرح جامع شهرستان میانه در کجا به تصویب رسید-----شورای عالی

63-کدام طرح جایگزین مطالعات حوزه ی نفوذ مستقیم شهر شده-----طرح جامع شهرستان

64-طرح جامع شهرستان در کدام سطح و مرحله جای گرفت-----در سطح و مرحله ای پس از طرحهای آمایش سرزمین منطقه ای و ناحیه ای جای گرفت

65-طرح جامع شهرستان از چند قسمت تشکیل شده است-----1-تعیین کاربری زمین در سطح شهرستان2-سامان دهی نظام فعالیتی در فضا

66-تصویب مصوبه ای به نام طرح ریزی و مدیریت مجموعه ی شهری تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور و شهرهای اطراف آنها در کدام نهاد صورت گرفتو در چه سالی بود-----1374-هیات دولت—چه چیزی را مطرح ساخت---ضرورت تهیه ی طرحهای مجموعه ی شهری

67-به دنبال کدام قضیه اولین طرح منطقه شهری تهیه گردید برای چه شهری-----به دنبال مصوبه ی طرح ریزی و مدیریت مجموعه ی شهری تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور و شهرهای اطراف آنها برای مجموعه ی شهری اصفهان

68-تعریف شهر در طرح منطقه ی شهری-----شهر مرکزی است که برای مجموعه ای از سکونت گاههای پیرامون که با هم ارتباط فیزیکی بسیار دارند

69-طرح مجموعه ی شهری در چه مقیاسهایی تهیه می شود------ 50000/1 و 25000/1   

70-تعریف مجموعه ی شهری و شاخص های آن در کدام نهاد تعیین خواهد شد-----شورای عالی شهرسازی و معماری

71-کدام نهاد باید ظرف مدت 2 سال طرح مجموعه ی شهری تهران و شهرهای اطراف آن وظرف 3 سال طرح و مجموعه شهری سایر شهرهای بزرگ و پس از آن سایر مجموعه های شهری را همراه با طرحهای جامع تهیه کند به تصویب کدام نهاد می رسد-----وزارت مسکن و شهرسازی—شورای عالی شهر سازی و معماری

72-در اجرای سیاستهای تمرکززدایی از مجموعه شهری تهران «محدوده شهر تهران» در مصوبات به چه نامی اصلاح گردید-----محدوده مجموعه شهری تهران

73-شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در چه سالی و پس از گذشت چند سال از مصوبه هیئت دولت در خصوص تهیه طرح مجموعه شهری تهران و شهرهای اطراف آن،آن را تصویب کرد-----30/2/81-پس از گذشت 8سال

74-جمعیت مجموعه شهری تهران و شهرهای اطراف آن در سال 1345 و 1375 چقدر بوده است-----سه و نیم میلیون نفر-35/10 نفر

75-شورای عالی شهرسازی و معماری ایران کدام گزینه را به عنوان سقف جمعیتی مجموعه شهری تهران تا سال 1400 تصویب کرد-----14 تا 15 میلیون نفر

76-شورای عالی شهرسازی و معماری ایراندر خصوص نحوه اداره امور مجموعه تهران کدام نهاد را به عنوان نهاد مدیریت واحد مجموعه شهری تهران و شهرهای اطراف آن معین کرد-----استانداری تهران

77-طرح ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی در کدام قانون پیش بینی شده است -----قانون برنامه پنج ساله سوم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی

78-طرح های ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی پس از بررسی در کمیته فنی شورای شهرسازی استان به تصویب کدام نهاد خواهد رسید-----شورای شهرسازی و معماری استان

79-طرح جامع از نظر زمانی چگونه طرحی است-----10 ساله میان مدت که سیاست های کلی توسعه شهر را تعیین میکند

80-الگوی طرح جامع در ایران نشات گرفته از نظریات کیست بر اساس کدام مدل-----پاتریک گدس-بررسی/تحلیل/طرح

81-چه زمانی نام طرح های جامع شهر تغییر یافت به چه نامی-----سالهای اولیه پس از انقلاب-طرح توسعه وعمران و حوزه نفوذ

82-در چه تاریخی دستورالعمل تشخیص اساس طرح جامع شهر توسط وزارت مسکن و شهرسازی برای تهیه کنندگان این طرح ها با محوریت دو موضوع تصویب گشت «ساده سازی  مطالعات و توجه به جنبه فیزیکی طرح» -----23/12/1363

83-درچه سالی الگوی ساختاری یا استراتژیک جایگزین طرح های جامع گشت-----از 1378

84-قرارداد تهیه طرح های توسعه و عمران و تفصیلی حوزه نفوذ شهرها مشهور به چه قراردادی است-----قرارداد تیپ 12

85-در طرح جامع مقیاس توسعه شهر مربوطه چند است-----10000/1، 5000/1 ،2500/1

86-هنگامیکه در طرح جامع با مهندسین مشاور قرارداد بسته می شود مهندس بر اساس کدام قرارداد طرح را تهیه می کند؟از چند قسمت بر روی این کار نظارت صورت می گیرد-----قرارداد تیپ12- از سوی واحد شهرسازی سازمان مسکن وشهرسازی استان ، از سوی دفتر طرح ریزی شهری وزارت مسکن و شهرسازی نیز به صورت یک نظارت عالیه به جهت منطبق بودن طرح با سطوح ملی

87-نخستین قرارداد طرح جامع در چه سالی وبرای کدام شهر منعقد گردیدو کی به تصویب رسید-----1347-تهران-نیمه دوم سال 1348

88-طرح جامع تهران کدام منطقه را برای تشخیص مرکز شهر جدیدی ایدآل تشخیص داد-----عباس آباد

89-تهیه طرح جامع تهران کی آغاز گردید و کی متوقف شد-----اسفند 1353-با وقوع انقلاب متوقف شد

90-شورای نظارت بر گسترش شهر تهران ، بازنگری شهر تهران را در چه سالی و به کدام وزارت محول کرد -----1363-وزارت مسکن و شهرسازی

91-طرح موقت حفظ و ساماندهی شهر تهران در چه سالی و توسط کدام نهاد تهیه شد-----1361-وزارت مسکن و شهرسازی

92-وزارت مسکن وشهر سازی برای رهایی از محدودیتهای قانونی طرح جامع در بازنگری طرح جامع تهران چه کرد-----تغییر نام طرح جامع تهران به طرح ساماندهی

93-رح ساماندهی تهران در چه سالی و توسط کدام نهاد تصویب گردید-----1370-شورای عالی شهرسازی و معماری

94-در چه سالی طرح ساماندهی تهران تغییر نام یافت ؟به چه نامی تغییر کرد-----1371-طرح جامع ساماندهی تهران

94-با مباشرت و نظارت کدام نهاد طرح هادی تدوین می شود-----وزارت کشور

95-دوره طرح هادی چقدراست-----10 ساله که شیوه کالبدی و فیزیکی شهر را مشخص می کند

96-مقیاس طرح هادی چند است-----در مرحله اول5000/1 در مرحله دوم 2000/1 و یا 2500/1

97-مقیاس نقشه جزئیات شهرسازی در طرح هادی چند است-----1000/1 یا500/1

98-مقیاس نقشه حوزه نفوذ در طرح هادی چند است-----25000/1 ، 5000/1

99- آنچه درطرح جامع به طور کلی آمده در محتوای کدام طرح مشخص می گردد-----طرح تفصیلی

100-برای آنکه بتوان خطوط کلی طرح جامع را به راههای دقیق قابل اجرا تبدیل کرد از کدام مکانیزم باید استفاده کرد-----طرح های تفصیلی

101-طرح تفصیلی باید با چه مقیاس هایی تهه شود-----2000/1 یا 1000/1 و یا 500/1

102-روند تهیه طرح تفصیلی به چه ورت برای شهرها انجام شده-----یک نواخت(تیپ) 

103-جهت تهیه نقشه های طرح تفیلی از چه نقشه هایی استفاده می شود-----افست(پایه)

104-نقشه های پایه طرح تفصیلی چگونه تهیه می شود-----با استفاده از عکس های هوایی برای یک شهر یا یک منطقه شهری

105-طرح تفصیلی متعاقب کدام طرح و به چه منظور تصویب شد-----طرح جامع-به منظور انجام برنامه های اجرایی

106-مراحل طرح تفصیلی کدام است-----بازشناسی- تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی – مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها – انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی

107-از چه سالی شورای عالی شهرسازی با حفظ اختیارات خود در تصویب نهایی طرح ها ، اختیار بررسی و تصویب طرح های تفصیلی و تغییرات آن ها در هر استان را بر عهده همان استاندار می گذارد-----1369

108-کدام کمیسیون به بررسی و تغییر طرح های تفصیلی میپردازد-----کمیسیون ماده 5

109-طرح های تفصیلی شهری و تغییرات بعدی آنها پس از بررسی در کجا به موجب ماده5 قانون تاسیس شورای عالی در کمیسیون طرح های تفصیلی (کمیسیون ماده 5 ) بررسی و تصویب می شود-----کمیته کار

110-اعضای کمیسیون ماده 5 (کمیسیون طرح تفصیلی ) چند نفر است-----7

111-سازمان مسئول تهیه کننده طرح های تفصیلی تا سال 1375 کدام نهاد بود ، از این تاریخ به بعد کدام نهاد به عنوان سازمان مسئول تهیه کننه طرح تفصیلی قلمداد شده اند ، در حال حاضر مرجع تهیه کننده این طرح ها کدام نهاد است-----وزارت مسکن و شهرسازی – شهرداری با همکاری مهندسان مشاور خصوصی- وزارت مسکن و شهرسازی

112-طرح های تفصیلی و تغییرات بعدی آنها در صورتی که با طرح های جامع شهری مغایرت اساسی داشته باشد پس از بررسی و تصویب در شورای استان و جهت رای گیری و تصویب نهایی به کجا ارائه می شود-----شورای عالی

113-مغایرت اساسی طرح های تفصیلی با طرح هی جامع شهری بر اساس کدام مصوبات تعیین می شود-----شورای عالی شهرسازی و معماری

114-تصویب طرح های تفصیلی شهری و تغییرات آنها در شهر تهران به موجب اصلاحیه مورخ 25/9/1365 به عهده کدام کمیسیون گذاشته شد-----کمیسیونی مرکب از  نمایندگان وزارت مسکن و شهرسازی،معاونت جهاد کشاورزی،وزارت نیرو ،وزارت کشور، سرپرست سازمان حفاظت از محیط زیست،شهردار تهران یا نماینده تام الاختیار او و رئیس شورای شهر تهران است

115-در چه سالی مرکز اطلاعات جغرافیایی شهر تهران با همکاری کمیسیون ماده پنج اقدام به مکانیزه نمودن نقشه های طرح تفصیلی مناطق نموده است-----1370

116-طرح تفصیلی شامل کدام طرح هاست-----طرح های بهسازی،نوسازی،بازسازی ومرمت بافت ها_طرحآمادهسازی توسعه های جدید در شهرها

117-طرح های بهسازی،نوسازی،بازسازی و مرمت بافت های شهری به عنوان قسمتی از طرح های تفصیلی شهرها به تصویب کدام نهاد می رسد-----کمیسیون ماده 5

118-حدود روستا بر اساس کدام مواد تعیین می گردد-----مواد2و3قانون تعاریف تقسیمات کشوری

119-تصویب ظوابط فنی و عمومی طرح های هادی از وظایف کدام نهاد است-----شورای مرکزی بنیاد مسکن

120-تصویب طرح ها و برنامه های سالانه تهیه و اجرای طرح های هادی از وظایف کدام نهاد است-----شورای مرکزی بنیاد مسکن

121-تصویب مدلها والگوهای توسعه روستاهای مناطق مختلف کشور و ابلاغ آن به عهده کدام نهاد است-----شورای مرکزی بنیاد مسکن

122-طرح های هادی روستایی در ابتدا توسط کدام نهاد تهیه می شد-----جهاد سازندگی

123-از سال 1366 به بعد تهیه طرح هادی روستایی به کدام نهاد واگذار شد ؟ با چه اهدافی-----بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان – با همان اهداف طرح های هادی شهری در مقیاس2000/1 تهیه شد پس از آن کمیته فنی استان و شورای عالی استان آن را تصویب می کند

124-عنوان و محدوده طرح های ویژه هم زمان با تصویب ضرورت طرح ، حسب مورد به تصویب کدام نهاد می رسد-----شورای عالی شهرسازی و معماری ایران

125-نحوه بررسی و تصویب طرح های ویژه که ضرورت تهیه آنها در چارچوب وظایف قانونی است به تصویب و تعیین کدام نهاد می رسد-----شورای عالی

126-عنوان دیگر شهرسازی اجرایی کدام است-----طرح آماده سازی زمین

127-آنچه که در طرح های جامع و تفصیلی برای شهر و شهرنشینان اندیشیده و تدوین شده در چه طرحی به مرحله اجرا در می آید-----طرح آماده سازی زمین

128-آماده سازی زمین برای سکونت از چه سالی به عنوان فعالیتی جدید در روند برنامه ریزی شهریدر ایران معمول گردید-----1364

129-طرح آماده سازی زمین به عنوان فعالیتی رسمی و تعریف شده در حیطه کاری کدام نهاد قرار گرفت-----وزارت مسکن و شهرسازی

130-در طرح های آماده سازی زمین که هر گونه مغایرت نسبت به کاربری ها و محدوده مصوب توسعه دارای مغایرت اساسی محسوب شده تصویب آن در اختیار کدام نهاد است-----شورای عالی شهرسازی و معماری

131-سازمان تهیه کننده و تصویب کننده طرح های آماده سازی زمین کدام است-----وزارت مسکن و شهرسازی-کمیته فنی کمیسیون ماده5

132-بنیادی ترین هدف پرژه آماده سازی زمین چیست-----تحقق توسعه شهری از پیش اندیشیده شده یا طراحی شده برای افزایش عرضه مسکن در بازار عرضه و تقاضای مسکن شهری

133-رسیدن شبکه های اصلی ارتباطی به جدول بندی و آسفالت کاری توسط کدام سازمان انجام می گیرد-----سازمان زمین شهری

134-در سال 1354برنامه ریزی حمل ونقل برای شهر تهران توسط چه شرکتی تهیه شد-----نخستین بار توسط  شرکت فرانسوی سو فر تو

135-در سال 1370برنامه ریزی حمل ونقل با چه عنوانی به استانداریها ابلاغ شد که در نوع برنامه ریزی حمل ونقل شهری مستقل به شمار میرود-----شرح خدمات مطالعات جامعحمل ونقل وترافیک شهرهای بزرگ

136-در اردیبهشت سال 1376از سوی دبیر خانه ی شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور راهنما و دستورالعمل تهیه ی کدام طرح به عنوان راه حل های فوری و کوتاه مدت تهیه شد-----طرح سامان دهی سیستم حمل ونقل وترافیک شهری

137-به موجب کدام طرح تهیه ی طرح ساماندهی وضعیت موجود برای کلیه ی شهرهایی که جمعیت بیش از 100000نفر دارند الزامی محسوب می شوند-----طرح ساماندهی سیستم حمل ونقل وترافیک

138-طرح ساماندهی سیستم حمل و نقل وترافیک در کدام شهرها پیش نیاز و مکمل تهیه طرح جامع حمل نقل و ترافیک به شمار می رود-----شهرهایی با جمعیت بیش از 50000نفر

139-طرح جامع حمل و نقل شهری پس از تایید کمیته فنی و باز نگری طرح مذکور باید در کجا به تایید نهایی اعضای آن برسد -----شورای هماهنگی ترافیکی استان به تایید نهایی اعضای آن شورا برسد

140-عناصر تشکیل دهنده ی نظام برنامه ریزی شهری در ایران به ترتیب کدام است-----شواریشهر سازی ومعماری" وزارت مسکن وشهر سازی"وزارت کشور"سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شهرداریها

141-وظیفه ی سیاست گذاری و تصمیم گیری و هدایت طرحهای شهری مستقیما"به عهده ی کدام نهاد است در استانها به عهده ی کدام نهاد است-----شورای عالی شهر سازی---شهر سازی استان و واحد شهر سازی وزارت مسکن و شهر سازی و استانداری است

142-تهیه تمام طرح های شهری به عهده کدام نهاد است-----اداره کل مسکن و شهرسازی که از طریق خرید خدمت یا مستقیما و در هر حال با عقد قرارداد میان طرفین تهیه میشود

143-نظارت بر تهیه برنامه های شهری در حیطه وظایف کدام نهاد است-----اداره کل مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی

144-اجرای همه برنامه های شهری به عهده کدام نهاد است-----شهرداریها

145-نظارت بر اجرا در اختیار کدام نهاد مربوطه است-----اداره کل مسکن و شهرسازی

146-تصویب مراحل انطباق و تغییر در برنامه های شهری در ابتدا تا آخر چگونه صورت می گیرد-----شهرداری و استانداری و در نهایت کمیسیون ماده 5 استان

147-در کدام بخش نقش شورای عالی شهرسازی و معماری ایران تشریح شده است-----بخش مدیریت شهری

148-دبیرخانه شورای شهرسازی و معماری ایرانتحت نظر کدام نهاد است -----تحت نظر معاون شهرسازی و معماری وزارت مسکن و شهرسازی که مسئولیت دبیری شورای عالی را نیز  عهده دار می باشد،وزایف مقرر در ماده 4 قانون تاسیس شورای عالی را انجام می دهد

149-کمیته فنی شورای عالی شهرسازی و معماری ایران متشکل از چه افرادی است-----نمایندگان اعضای شورای عالی

150-مدت انتصاب و عضویت اعضای کمیته فنی شورای شهرسازی و معماری ایران چه مدت است-----2 سال

151-دبیری و اداره جلسات کمیته فنی به عهده کجاست-----دبیرخانه شورای عالی

152-جلسات کمیته فنی شورای عالی با حضور چند نفر رسمیت می یابد-----حداقل 6 نفر از اعضا و دبیر آن

153-بررسی و تصویب ÷یشنهادات کمیسیون ماده 13 استان در خصوص انجام اصلاحات و تغییرات در طرح های ناحیه ای و منطقه ای به عهده کدام نهاد است-----شورای شهرسازی و معماری ایران

154-جلسات شورای استان با شرکت چه افرادی رسمیت می یابد و چه زمانی رای گیری معتبر می باشد-----حداقل 6 نفر عضو اصلی با حضور رییس و دبیر – تصمیمات و مصوبات آن نیز با 6 رای موافق معتبر خواهد بود

155-دبیرخانه شورای شهرسازی و معماری استان بخشی از معاونت یا مدیریت شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان است به چه عنوان ، اداره امور بررسی و تصویب طرح ها را به عهده دارد-----واحد استانی دبیرخانه شورای عالی

156-مسئولیت اداره دبیرخانه شورای شهرسازی و معماری استان به عهده کیست-----رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان (که سمت دبیر شورا را به عهده دارد)

157-نمایندگان اعضای کمیته فنی شورای شهرسازی استان برای چه مدت به عضویت ان در می آیند-----2 سال

158-دبیر کمیته شورای شهرسازی استان توسط چه کسی منصوب می شود-----دبیرخانه شورای استان ÷یشنهاد را می دهد و با حکم استاندار منصوب می شود

159-کمیسیون موضوع ماده 5 قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران چه نام دارد-----کمیسیون طرح تفصیلی

160-جلسات کمیسیون طرح تفصیلی با حضور چه کسانی رسمیت می یابد-----رییس ، دبیر و دو نفر دیگر از اعضا و تصمیمات و مصوبات آن با 4 رای موافق دارای اعتبار است

161-آیین نامه مربوط به استفاده از اراضی و احداث بنا و تاسیسات در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها را به اختصار چه می نامند-----کمیسیون ماده 13

162-کمیسیون ماده 13 به ریاست چه کسی خواهد بود-----استاندار و متشکل از معاون عمرانی استاندار که در غیاب استاندار قائم مقام او خواهد بود

163-دبیری کمیسیون ماده 13 به عهده کیست-----رییس سازمان مسکن و شهرسازی استان

164-مبانی نظری تهیه طرح های شهری در ایران عمدتا برخاسته از مصوبات کدام نهاد و متکی بر کدام قانون است-----شورای عالی شهرسازی و معماری ایران-قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی

165-دیدیگاه های نظری طرح های شهری در ایران از کدام جریانات سرچشمه می گیرد-----جریانات توسعه شهری در سطح جهان

166-اعتراض معماران جوان گروه ده که بر تفکر شهرسازی اثر گذاشت چه بود-----اعتراض به تقسیمات عملکردی ( مسکن،کار،فراغت و حمل و نقل منشور آتن)

167-تئوری سیستم در چه سالی و توسط چه کسی تدوین شد-----1945-برتالنفی

168-ساختارگرایان در مخالفت با مقولات عملکردگرایی به شهر چگونه نگاهی داشت-----یک کلیت واحد

169-گروه مشورتی برنامه ریزی ( جی.ای.پی) به سال 1964 در انگلیس کدام لایحه را تهیه کردو این لایحه مبنای کدام قانون قرار گرفت-----لایحه قانون شهرسازی-قانون شهرسازی جدیدی انگلیس(1971-1969)

170-براساس کدام لایحه، طرح های جامع که«طرح توسعه و عمران» نامیده می شوند منسوخ شد-چه مدلی جایگزین آن شد-----لایحه ی قانون شهر سازی—مدل طرحهای ساختاری

171-در چه سالی شورای عالی شهر سازی و معماری ایران در ساز و کار برنامه ریزی و طرح ریزی شهری در ایران تشکیل شد-----1345

172-نخستین قرارداد تهیه ی طرح جامع در چه سالی و برای کدام شهر بود-----1347تهران

173-فرایند نظری تهیه ی طرحهای شهری در ایران همچنان بر کدام مدل متکی است-----یوز یتویستی وقدیمی ((شناخت- تحلیل-طرح))

174-فرایند نظری تهیه ی طرحهای شهری در جوامع پیشگام چگونه است-----این فرایند کم کم خصلت استراتژیک (راهبردی)براساس مدل سیستمیک ((تحلیل/طرح/سیاست))گرفته که به مفهوم رسیدن به اهداف و سرانجام ارزیابی و سیاست گذاری برای بعد است

175از کدام دهه روند تهیه ی طرحها و مبانی نظری آن در بیشتر کشورهای توسعه یافته دستخوش تغییراتی بنیادی شده است-----از اوخر دهه ی 70 تا اوایل دهه ی 80 به بعد –طی این سالها طرحهای شهری کم کم خصلت استراتژیک((راهبردی))گرفتند و برنامه ریزی شهری هم به برنامه ریزی فضایی و هم به برنامه ریزی عملی گرایش یافته است

176-حل مساله پیش از هر چیز مستلزم چیست-----صورتبندی درست از صورت مساله

177-در نگرش فرایندی از آنجایی که محتوا ی برنامه ریزی به صورت یک فرایند است کدام برنامه ریزی مطرح می شود-----گام به گام

178-تعریف برنامه ریزی گام به گام-----نگرشی که متکی بر سیاست ها بوده و با گذاردن هر گام به جلو باید به عقب باز گشته تجدید نظر کرده و گام بعدی را برداشت

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:22  توسط م . ک  |